محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
115
اكسير اعظم ( فارسى )
غليظ باشد سده آرد و خداوند تب صفراوى و دموى را سخت زيان دارد ليكن آنچه بطعم و قوام معتدل او صاحب سرفه را سود دارد و منافذ تنفس را پاك كند مگر خلط غليظ و لزج را پاك نتواند كرد زيرا كه آن را قوت منفجه و جاليه بارد و ماء العسل و سكنجبين معتدل و كشكاب اندرين باب براى اين كار گزيدهاند معالجات حميات حاده شيخ مىفرمايد كه آنچه ذكر يافت كه از تدبير تليين و ادرار و تعريق و انضاج پس استفراغ بدوا بعد از آن و آنچه گفته شد از تغذيه اين همه از آن جمله است كه حفظ آن در اينجا واجب بود و اما وجوه تسكين شدت حرارت به تبريد هوا و تبريد غذا و اطليه و ضمادات و به ادويه باشد و به امساك مثل لعاب اسبغول و لعاب بهدانه و آب برگ خرفه و رب السوس و دهن تسكين عطش نمايند بهر آنكه نگاه داشتن حلق صاحب مرض حاد تا تر بماند و خشك نگردد از مهمات نافعه بسيار است و گاه انتفاع يابند به استعمال حقنههاى معمول از آب هندوانه و خيار و كدو و برگ خرفه به روغن گل و اندكى كافور انتفاع بسيار و بايد كه مهما اتكن هواى مسكن سرد كرده باشند و تبريد او بمنع عفونت و بدبو و به تعليق بادكش بسيار كنند و يخ بسيار تبريد نشانند كه آن تبريد هوا كند . و اگر خانه قريب العهد به كهگل از گل خالص باشد و خصوصاً آنكه اندر آن بجاى كاه قطن بر وى يعنى گوندل داخل كرده باشند بهتر است . و چون در آن فوارها در شاشات بريزند و آب شيرين در آن سيلان كند و بستر بر حوض بشبكه پوشيده بود و فرش كه بر آن خواب كند از بورياى طبراستان و مانند آن باشد و سائر فرش از اطراف بيد و به و ريحان بر آن گلاب پاشيده و سيب و نيلوفر و گل سرخ و بنفشه بود . و اگر و فرش او طبقههائيكه در آن خوشبوها باشد از ورق باريك فواكه خوشبو بارد مثل سيب و به اقسام امرود خوشبو به گلاب پاشيده و نيلوفر و بيد كه بر آن صندل و كافور ذرور كرده و اندكى شراب خوشبو يا سركه پاشيده نهاده باشند به غايت مفيد بود اين بود تدبير هوا . و اما تدبير غذا آن است كه معلوم شده از شرب ماء الشعير و جلاب و غيره . و اگر با تبريد ارادهء تليين باشد ماء القرع و آب هندوانه و قند مشوى خاصه و اما ماء الخيار و كاهو با سركه به غايت نافع و از آنچه مصلح تسكين عطش ايشناست بقاع معمول از نان ميده يا ماء الجبن مرتب از دوغ بعد تصفيهء شديدست . و اگر با تبريد ارادهء قبض باشد آب انار ميخوش و ترش و آب غوره و آب قوت سياه و آب ترشى ليمو غير نمكين و آب ترشى ترنج و آب زرشك و مانند آن مثل آب سماق بدهند . و اما اطليه و ضمادات از عصارات مذكوره و خصوصاً گلاب يا عصاره برگ گل سرخ تازه به صندل و كافور سازند و آب گشنيز و آب كاسنى را با اينها تبريد بسيار است و لعاب اسبغول با سركه و گلاب از اين قبيل است و نطول كردن بر جگر بمبردات اعظم و انفع چيزيست به جهت آنكه چون مزاج جگر اعتدال يابد در آن صلاح اكثر اعراض بود و بساست كه به آب صلاح يابد . و اگر آنجا نزله و سرفه و يا در سر او گرانى يا تمدد باشد هر واحد دلالت بر كثرت بخارات كند پس لازم است كه بر سر ايشان آب يا سركه نريزند بلكه مشغول به انكباب بر بخار آبهاى مطبوخ بابونه و گل نيلوفر و امثال آن به حسب وجوب حال شوند بعد جذب مواد به سوى اسفل و منع تصاعد آن به مثل حقنهها و محجمه و پاشويها . و اگر نزله و گرانى سر و غيره نباشد از نطولات و طلا آنچه بخواهند استعمال نمايند و مضرترين نطول در مثل حال امتلاى سر دوشيدن شير بر سر است زيرا كه بساست كه احداث درم در سر مىنمايد و هلاك مىگرداند و سالمترين اوقات تنطيل رأس به امتلاى او آن است كه بخارات صفراوى خشك باشد نه تر بلكه در مثل اين وقت بساست كه ضرر نكند بلكه نفع نمايد و بخارات صفراوى شناخته مىشود از حال خواب و بيدارى و رطوبت منخزين و يبوست آن پس اگر خواب يا سبات يا ترى خيشوم دريابند از تنظيل و تمريخ حذر كنند و كوشش در جذب ماده به سوى اسفل نمايند . و اگر سرخى در چهره و بينى بسيار يابند و در اجراى خون از منخرين و تبريد جگر به اضمدهء باكى نيست . و هرگاه تبريد كنند از ملاقات تبريد شديد هنگام تعرق و تحلل پرهيز نمايند بلكه رعايت آن واجب است زيرا كه بساست كه سبب طول مرض مىگردد با وجود آنكه اكثر طول مرض سالمتر از حدت آن بود و واجب است كه در حميات حاده از وقوع سحج حذر نمايند زيرا كه آن ضعف قوت زياده مىنمايد و طبيعت از ريختن فضول به سوى امعا و دفع او از آن نفرت مىكند مگر آنكه به سبب غلبهء فضول باشد و گاه بفضول به سوى اعالى رجوع مىنمايد و در شراسيف و نفخ در آن و درد سر مىآرد و گاهى شربت خشخاش را در تغليظ مادهء رقيقه براى انضاج و در تنويم موقع عجيب مىباشد . انتباه : ذكر اعراضى كه در حميات حاده اشتداد مىنمايد و در آخر بحث حميات