محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

102

اكسير اعظم ( فارسى )

مشترك النفع خفيفه حقنهء مرتب از روغن بنفشه و آب برگ چقندر و زرده بيضهء و شكر سرخ و بوره است . و چون اين تليين در ابتدا به كار برند بسا است كه در انتها محتاج با ضعيف‌تر از آن باشند كه در ابتدا احتياج بدان بوده است و اين هنگامى است كه طبيعت محتبس باشد بعد از آن متوجه به ادرار شوند به مثل سكنجبين مطبوخ با بيخ كرفس و مانند آن بعده تعريق و تفتيح مسام نمايند به چيزى كه بسيار گرم نباشد مثل مالش به روغن بابونه و تنطيل به شراب ابيض و به آب شيرين نيم‌گرم پس اگر تب محتد بسيار باشد هيچ تمريخ و تنطيل جائز نيست . و چون دريابند كه خلط در اول امر مائل به معده است قى فرمايند به چيزى كه در آن مخالف از عادت نباشد بلكه به مثل سكنجبين به آب گرم اگر خلط طبيعت تحريك بقى نمايد و در تحريك قى مخالفت طبيعت نكنند اگر آنجا ميل خلط به جانب امعا باشد و احساس به قراقر و انحدار ثفل يا مانند آن نمايند بلكه در اين هنگام تحريك به اسفل كنند و تدبير خواب و آب و استفراغ جدا مذكور گردد و هنگام انحطاط تب و ظهور علامات نضج و بعد استفراغ اخلاط در استعمال حمام و شراب رقيق ممزوج به آب و مالش به روغنهاى محلله باك نيست . و بدان كه چون صداع و تب با هم مجتمع گردد اولا علاج تب كردن اولى است . و بدانند كه گاهى صداع تب را كه رو به انحطاط آورده باشد و تمديد باز مىآرد و به سبب وجع و ماده پس لازم است كه اولا به تسكين صداع پردازند . و چون طفل شيرخوار تب به هم رساند واجب است كه اصلاح شير مادر را نمايند به ادويهء مناسبه . و چون قارورهء يرقانى باشد در تب دلالت بر ورم كبد مىنمايد و علاجش آشاميدن ماء الشعير و سكنجبين است پس هرگاه حدت تب ساكن گردد به تدبير مذكور قصد ورم نمايند به تحليل و تليين . و چون با تب قولنج ماء الشعير رقيق نوشانند اگر ضرور باشد و گاهى با تب فالج به هم مىرسد پس اولا معالجه تب نمايند و سكنجبين ممزوج به گلقند و نخوداب به زيت براى ايشان نيكو است اگر تب احتمال آن نمايد و ترك كنند و عادت در تدبير خود گاه‌گاهى تب در خود احساس مىنمايد و آن را مضر نيست زيرا كه سببش ترك عادت در تدبير است و عود به سوى آن اكثر در علاج او كفايت مىكند . صاحب كامل گويد مىبايد كه در علاج عام حماى عفونت سه چيز استعمال نمايند يكى تسكين حرارت تب و مقاومت آن دوم استفراغ خلط عفن سوم تدبير به غذا و اختيار آن اما تسكين حرارت تب بايد كه به اشياى مبردهء مرطبه از اغذيه و اشربه و ادويه كنند الا سزاوار نيست كه ايشاى بارد رطب مطلقاً استعمال نمايند ليكن به حسب آن‌كه مقدار مزاج مرض آن را واجب كند و به حسب مزاج طبيعى بدن و به حسب سن مريض و فصل موجود و به حسب مزاج بلد اما به حسب مقدار مزاج مرض چنان بايد كه هرگاه تب قوى الحرارت و حدت بود احتياج بتكثير استعمال اشياى مبردهء مطفيه افتد . و اگر حرارت تب قوى نباشد در استعمال چيزهاى سرد تقليل نمايند و بايد كه استعمال اشياى مبرده به حسب مقدار خروج بدن از اعتدال در حرارت باشد و اين حكم عام است در جميع امراض حادث از سوء مزاج مقدر بايد كرد ليكن بدانند كه معرفت حقيقى اين چيز طبيعت را ممكن نيست مگر به حدس و تخمين صناعى زيرا كه اگر طبيب را معرفت مقدار كيفيت مرض و كميت آن ممكن بود علاج آن به اشياى كه بمقاومت مرض وفا كنند خواهد كرد بدان صحت حاصل خواهد شد و اين به حدس و تقريب و طول عادت و رياضت در مزاولت امراض دريافت گردد و اما علاج آن به حسب مزاج طبيعى بدن چنان باشد كه هرگاه مزاج طبيعى بدن بارد بود احتياج در تب به استعمال اشياى قوى التبريد باشد . و اگر مزاج طبيعى بدن حار باشد حاجت به استعمال چيزهاى قليل التبريد افتد و همچنين امر جارى مىشود در سائر علاج امراض حادث از اصناف سوء مزاج بر اين مثال و اما استعمال اشياى مبرده به سبب سن مريض و فصل حاضر و بلد مسكن مريض چنان است كه اگر اين همه اشيا يا اكثر آن حار باشند واجب است كه تطفيه حرارت حمى و تبريد آن بسيار باشد . و اگر همه يا اكثر آن بارد باشد بايد كه تبريد و تطفيهء اندك بود و على هذا القياس مىبايد كه علاج سائر اقسام سوء مزاج باقى اعنى برودت و رطوبت و يبوست بر همين قانون باشد كه ذكر كرديم و تدبير استفراغ و غذا جدا مسطور گردد تدبير خواب شيخ و جرجانى مىنويسند كه بيمار را در ابتداى نوبت تب از خواب منع كنند خصوصا اگر اندر مقدمه تب فراشا يا سردى يا لرزه باشد و اما نزديك انحطاط سود دارد و بساست كه در وقت انتها ضرر نكند و خداوند تب گرم را در تابستان در خسخانه و سردابه خفتن نشايد و اولىتر آن‌كه تن بجامه پوشيده دارند و هواى خانه سرد كنند تا هوا كه بنفس مىگيرند خنك بود . تدبير آب سرد : به قول شيخ صاحب تب را از آب سرد منع نبايد كرد ليكن چون ماده خام و غليظ باشد و ترسند كه غليظتر و خام تر گردد و منع نضج نمايد و مكث حمى طول كند باز بايد داشت . و بدانند كه چون فصد نفع كند بعده استعمال آب به طريق بد نمايند شفا حاصل نشود يعنى استعمال آب سرد در كميت و كيفيت آن‌چنان نمايند كه خلط را خام كند و اخماد حرارت غريزى نمايد در آن شفا نبود و اگرچه پيش از آن فصد نافع كرده باشند . و اما خلط رقيق صفراوى را آب سرد بهترين چيزهاست ليكن اگر معده يا جگر ضعيف باشد يا هر دو بارد باشند يا در اعضاى شكم مريض ورم بود يا در اندام او درد باشد يا مزاج