محمد كاظم گيلانى
45
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
مقدمه مصحّح بهداشت و سلامتى در اديان الهى ، مخصوصا اسلام اهميتى زمينى - آسمانى دارد . در متون اسلامى روايات فراوانى از پيامبر اسلام و ائمه معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - در اهميت سلامتى و حفظ آن وارد شده و حفظ سلامتى بر هر شخصى لازم و واجب شمرده شده است . سلامتى نعمت بزرگى است كه كمتر كسى در حين صحت ، وجود آن را درك مىكند . بلكه تنها زمانى ارزش اين گوهر گرانبها را درمىيابد كه آن را از دست داده باشد و چهبسا در اين زمان ، ديگر دستيابى به اين درّ گرانمايه به آسانى ممكن نباشد . حكماى پيشين ما نيز چنان اهميتى براى حفظ سلامتى قائل بودند كه در تعريف طب نخست آن را به ميان مىآوردند ؛ چنان كه حكيم ابو على سينا در كتاب قانون در تعريف طب چنين مىگويد : « ان الطب علم يتعرف منه أحوال بدن الانسان من جهة ما يصح و يزول عن الصحة ، ليحفظ الصحة حاصلة و يستردها زائلة » . مضمون عبارت ، طب را دانشى مىداند كه در مرتبهء اول عهدهدار شناخت و نگهدارى تندرستى موجود است و سپس در مرتبهء بعد هنگام زوال سلامتى ، بايد آن را به انسان بازگرداند . بديهى است كه هر انسان عاقلى با كمى تفكر به اين مسئله اذعان خواهد كرد كه اگر تمامى امكانات مالى و رفاهى را در اختيار داشته باشد ولى از نعمت سلامتى به صورت نسبى يا كامل برخوردار نباشد هيچگونه آسايشى براى وى قابل تصور نخواهد بود .