محمد كاظم گيلانى
40
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
در انتقاد از اطبّاى بىسواد : از عدم تعمير نفوس ، كه فى الحقيقه آبادى مملكت و ملّت موقوف به كثرت نفوس است ، بالكليّه در اكثر بلاد به واسطهء نبودن طبيب حاذق ، اغلب خلق در معرض اتلاف و تلفاند ؛ خاصّه در اين زمان كه كسى درصدد تحصيل اين علم چنانچه شايد و بايد نيست . هرگاه بگويند در هريك از بلاد ايران بيست نفر و يا صد نفر طبيب مىباشد ، عرض خواهم كرد كه در تمامت ايران پنج نفر طبيب كه جامع علم و عمل باشد ، در اين اوان نيست ! كه مىشود كه صورت و شخص طبيب زياده بر ده هزار هم باشد ، و اينها اطبّائى هستند كه بر دولت و ملّت لازم است كه اينها را بعد از اخبار اهل خبره قدغن كنند كه متصدّى نفوس خلق نشوند و به اسم طبابت مردم را در معرض هلاكت نياورند . در نكوهش عطّارهاى سودجو : علاوه بر اين ، امان از عطّارهاى بىوقوف كه هنوز نوره از بوره فرق نكرده . . . در هر رهگذر دكان بازنمودهاند و طبيبهاى بىسواد از روى كتابهاى غلط نسخه مىنويسند و عطّارها هم به جهت جلب منفعت به عوض ترياق ، ترياك به مريض و يا اولياى آن مىفروشند و بدينوسيله جمعى از نفوس خلايق بر طرف مىشوند . در انتقاد از شيوهء درمانى اطبّاى فرنگى : اگر شرايط دوا و طبيب و مريض و معالجه را بخواهم عرض كنم معلوم خواهد شد كه معنى طبيب چه و طبيب كه مىباشد ؟ اينقدر فهميدهام كه علاج و معالجه در فرنگيان غالبا منحصر به انتيمون و كلمل و نمك و گنهگنه و مسهل حلب و طرطير است ؛ هرگاه موارد استعمال آنها را بدانند باز مىتوان گفت كه ادويهء مشترك النّفع است ، در پارهاى امراض مىتوان استعمال كرد ؛ و ليكن اشهد باللّه كه اغلب مورد استعمال آن را نمىدانند . چنانچه همين اوقات ، كه دوازدهم شهر ربيع الثّانى سنهء 1276 هجرى است ، در خدمت عظمتمدار مجد الدّوله به سرحدّ انزلى رفته ، طبيب فرنگى چند نفر از توپچيان معلّم و آموخته كه سالها در مراتب علم نظام به خدمتگذارى و جاننثارى تربيتيافته بودند و جنگها ديده ، مبتلا به مرض ذات الجنب شدند به آنها جوهر انتيمون داده ، به سبب قى عنيف ، جان به جهانآفرين سپردند . با اينكه هرگاه طبيب فرنگى فهميده باشد و مترجم