محمد كاظم گيلانى
24
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
به بزرگى يا كوچكى ، و آبكى يا خشك بودن آلاينده گاه تا يك سال از كشت و بهرهورى دور داشته مىشد . « 1 » از ديگر آيينهاى بهداشتى دينى در كيش زرتشت دورى جستن از زن دشتان ( حائض ) بود . در كيش زرتشت آميزش با زن دشتان چنان ناپسند بود كه گويى مردى فرزند خود را به آتش افكنده باشد . در فصلهاى 20 و 22 ارداويرافنامه براى مرد و زنى كه در دوره دشتان همخوابى كنند كيفرهاى دوزخى هولناك و تكاندهندهاى بيان شده كه نشان مىدهد اين گناه ، بسيار بزرگ و نابخشودنى شمرده مىشده است . « 2 » همچنين بر پايهء فرگرد 16 ونديداد ، مزداپرستان فرمان يافته بودند كه زن دشتان را به جايگاهى راه نمايند كه در آنجا آب و گياهى نباشد ، كف آن خشك باشد نه تر ، و از خانه به اندازهء نيمهء درازاى آن يا به اندازهء يكسوم ، يا يكچهارم يا كمينه يكپنجم دور تر باشد . اين دشتانخانه بايست پانزده گام از آذرخانه ، آب و گياه نيز دور مىبود ؛ و باز همهء اين كارها به پرواى تندرست ماندن ديگران و پاكيزه ماندن چهار آخشيگ و گياهان از پليدى خون انجام مىشد ، چنانكه اگر زن دشتان را دور نمىبردند همهء افراد خانواده بزهكار شمرده مىشدند . خوراك زن دشتان نيز جدا بود و به اندازهء دو دينار خوراك گوشت و به اندازهء يك دينار غلّه داشت ، و بيش از آن را موجب افزايش تراوش خون مىدانستند . روشهاى ستيز با گسترش بيمارى از ديگر آيينهاى بهداشتى همگانى بود . بخشى از دائوبئشهزو يعنى دادپزشكى آموزاندن راه و روش دور ماندن از بيمارىهاى همهگير ( بيمارىهاى پرمرگ ) بوده است كه آن شيوه را برشنوم مىناميدند . هنگام فراگير شدن بيمارىهاى پرمرگ مانند و با و طاعون و آبله ، مردم به تنهايى و گوشهگيرى روى مىآوردند ، جامهء سپيد مىپوشيدند و دستكشى سپيد به دست
--> ( 1 ) - تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، سيريل الگود ، ص 27 ( 2 ) - ارداويرافنامه ، ترجمه و تحقيق ژاله آموزگار ، صص 64 - 63