محمد كاظم گيلانى
22
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
در ظرفى جداگانه ريخته مىشد و جسم ناپاك دور تر از آب روان يا چاه آب شست و شو مىگشت ؛ آن هم بدين شيوه كه اگر جسمى خيلى آلوده بود ، نخست بايست آلودگى آن را با مادّهء ديگرى مىزدودند و سپس آن را با آب شستوشو مىدادند . اين مادّهء ميانجى بيشتر ادرار گاو بود كه به آن گومز يا پادياب مىگفتند ( و در فارسى امروز گميز يا كميز خوانده مىشود ) . به هنگام آلودگى بيشتر ، پس از زدودن آلودگى با گومز ، آن را با خاك خشك نيز پاك مىكردند و سپس با آب مىشستند . « 1 » هرودت مورخ يونانى در اينباره چنين نوشته است : ايرانيان در ميان آب پيشاب نمىكنند ، در آب تف نمىاندازند ، در ميان آب روان دست نمىشويند و تاب نمىآورند كه كس ديگرى آن را به پليدى آلوده كند ، آنان آب را بسيار ارج و ارزش مىنهند . ( كتاب اول ، بند 138 ) فرمانها و آيينهاى پاك نگهداشتن آتش نزد ايرانيان كمتر از آب نبود . مزديسناييان ، هيچگاه پيكر مردگان را نمىسوزاندند و براى نابود كردن زباله نيز آتش به كار نمىبردند تا آتش و هوا را ناپاك نكنند . تنها چوب خشك و تميز و مواد خوشبوى سودمند را به آتش پيشكش مىكردند و به هنگام پختوپز نيز ، بسيار هوشيار بودند تا چيزى به آتش نيافتد . آنان براى از ميان بردن چيزهاى نابكار و افكندنىهاى خوار راههاى ديگرى بجز سوزاندن برگزيده بودند ، چيزهاى پاك و خشك مانند استخوان آفتابخورده را به خاك مىسپردند و براى ديگر زبالهها ، دخمههاى كوچكى به نام لرد مىساختند كه همه سوى آن بسته بود و تنها از بام آن روزنى به بيرون مىآمد كه پلكانى به آن مىرسيد . زبالهء آلوده را از اين روزن به
--> ( 1 ) - تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، سيريل الگود ، صص 31 - 29 و : زردشتيان ، باورها و آداب دينى آنها ، مرى بويس ، ترجمه عسكر بهرامى ، صص 70 - 69 و : تاريخ پزشكى و درمان جهان از آغاز تا عصر حاضر ، محمد تقى سرمدى ، ج 1 ، ص 144