احمد الله خان دهلوى
20
رساله تحقيق البحران ( فارسى )
فصل ششم در بيان ايام انداز انداز در عرف عام بمعنى دادن خير است بوقوع امر مذموم در مستقبل و خلاف آن را بشارت نامند و در اصطلاح اطباء عبارت است از خبر دادن امرى كه در زمان مستقبل پديد آيد محمود بود يا مزموم و گاهى بر سبيل مجاز اطلاق كنند بر خبر دادن وقوع امرى در هركدام زمانى از ازمنه باشد و ايام انداز ايامى را گويند كه در آنها دلائل تغير ماده يا دلائل غلبه احد المتقابلين و يا دلائل مناهضه خفيفه ميان اينها ظاهر شوند چون دلائل نضج و فجاجه و پيدا شدن اشتها و سقوط آن و خفته حركات و ثقل آن و ظهور صداع و كرب و ضيق تنفس و رعدت اعضا و عرق غير تام و استفراغ غير تام و چون اين آثار در ايام انزار ظاهر شوند بحران در ايام تاليه معهوده درآيد و روز چهارم با علامات جيده منزر بهفتم باشد خصوصا در غب و با علامات رديه بششم خصوصا در محرقه و روز نهم منذر است بيازدهم و در اكثر به چهار دهم و يازدهم مانند نهم نيز منزر بود بچهاردهم و چهاردهم بهفدهم بر رائى بقراط و هژدهم نزد اركاغانيس و نيز منزر است به بيستم و بيست يكم على اختلاف الرأيين و هفدهم منزر است ببيستم و بيست و يكم و هژدهم نزد اركاغانيس منزر باشد به بيست و يكم و بيستم منزر است بچهلم و فاضل قرشى گويد سزاوارينست كه انذار او به روزى باشد كه از چهلم اقرب است مانند بيست و هفتم و نيز سيوم منذر است به پنجم و با علاهات رديه به ششم و پنجم به نهم و با علامات رديه به هشتم فائده اگر در روز ثانى انزار نيز علامات انزار ظاهر باشند دليل سرعت حركت مرض و تقدم بحران از روز معهود دانند -