محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

6

اكسير اعظم ( فارسى )

انگشت و هر چه در آن خاك و يا سنگ سوده باشد و بالاى آن نوشيدن آب سرد و گرم و كذا خوردن كباب‌ها خصوصاً كه خام يا سوخته باشد و آب سرد فقط نوشيدن كذا فى الجوهر النفيس و شير و عسل نيز مضر گفته‌اند . بيان اشياى موافقه كبد اما از ادويه نفع مىكند آن را هر آنچه در آن مرارت يا قوت ديگر مفتح باشد مع قبض مقوى جرم كبد و عطريت مناسب جوهر روح آن و مانع عفونت مثل دارچينى و فقاح اذخر و مر و مانند آن و آنچه در آن غسل و تنفيذ و جلاى سدد ردى باشد مثل ماء الشعير چون در غسل به مبالغهء ارخا نرسد و آنچه در آن انضاج و تليين و خصوصاً مع قبض و تقويت باشد مثل زعفران و چيزى كه مع ذلك لذيذ باشد مثل مويز و سريع النفوذ مثل شراب ريحانى براى اكثر كبدها كه به آن حرارت شديد نباشد . و چون در دوائى به خواص مذكوره لذت جمع شود پس لا محاله صديق كبد و حبيب آن باشد مثل مويز و انجير و فندق و آنچه بالغ النفع باشد اگر غير قابل فساد و عفونت بود آن بالغ‌تر باشد . بالجمله چون جوهر كبد رطب لحمى مستعد عفونت بالذات و بالعرض است از ادويهء مقويه و قابضه و آنچه از شأن او منع عفونت باشد چاره نيست و به ملاحظه آنكه جگر محتاج قوت هاضمه است و آن به غير وفور حرارت غريزى و ارواح ممكن نيست انتفاع آن به چيزى كه در آن عطريت باشد اتم بود و ظاهر است كه هرگاه ادويه كه جامع جميع اين خواص يا اكثر آن باشد نفع آن بيشتر خواهد بود و همچنين اگر با وجود اوصاف مذكوره لذيذ و سريع النفوذ بود انسب است و كاسنى بستانى و برى آن را سخت موافق است در بارد و نفع مىكند مرض حار كبد را به خاصيت و كيفيت مضاد معاً با وجود آنكه قومى كاسنى تلخ شديد المرارت را حار شمرده‌اند و نفع مىكند به تفتيح خود سده‌ها را به سبب مرارت خود و به تقويت به سبب قبض خود و نفع مىكند مرض بارد را به خاصيت و تفتيح و تقويت كه در آن است . و چون برودت در كبد افراط نمايد هر كدام از آن هر دو به عسل يا به ماء العسل مخلوط نمايند پس عسل مقاومت تبريد كند اگر خوف از آن باشد و اعانت كبد بر سائر افعال او نمايد و گاهى هر دو را خشك مىكنند و به عسل مىخورانند و آب او و مطبوخ او هر دو به عسل خيلى نفع مىكند و تفتيح و اخراج خلط بارد به بول مىنمايد و اما از اغذيه آنچه كيموس و جيد و سريع النفوذ باشد موافق كبد بود و شيرين‌ها موافق جگراند كه از آن فربه و بزرگ و قوى مىگردد ليكن آنها سرعت مىكنند در احداث سده‌ها بنا بر جذب كبد آن را به سختى به همراه اخلاط ديگر و لهذا كسى كه در جگر او ورم باشد بايد از حلاوات اجتناب كند كه آنها به سرعت به سوى صفرا مستحيل شوند و سده نيز حادث كنند و مضرترين شيرين‌ها غليظ آن است بنا بر احداث سده‌ها و حاد آن بنا بر استحالهء او به سوى صفرا و پسته نافع است بنا بر عطريت و قبض او و تفتيح مجارى غذا ليكن شديد التسخين است و فندق موافق جميع كبدها است بهر آنكه او شديد الحرارة نيست و مفتح است و كيموس او جيد است و جگر گرگ و لحم حلزونات موافق جگر است . و مسيحى گفته كه علاج امراض كبد به ادويه نمايند كه مضاد علل او باشد و در آن مخلوط نمايند آنچه بنفسه مقوى كبد باشد و آن از جنس ادويهء بود كه در آن قبض و عطريت باشد و خيارشنبر و كاسنى در جميع علل كبد خاصهء مزمنه نافع است علاج امراض كبد از سوء مزاج حار و آن ضعف جگر و وجع كبد و استقسا است تبريد كبد به آب كاسنى و سكنجبين ساده و بزورى و آب انارين و شربت صندل و نيلوفر و خصوصاً شربت زرشك و نقوع او و قرص او و قرص طباشير و سفوف او به آب خالص يا ماء القرع يا ماء الخيار و كذلك دوغ سرد كرده و شيرهء تخم خرفه يا طباشير و شيرهء تخم خيارين و تخم كاسنى و لعاب اسپغول به سكنجبين و مانند آن هرچه مبرد و مرطب و مخصوص به جگر باشد و به اضمدهء بارد مثل آب كدو و خيار به آرد جو و عدس و فوفل و صندل و گل سرخ كنند و با سكنجبين ساده سه توله و گلاب و عرق كاسنى هر يك هفت توله بنوشانند و از صندل سفيد و گشنيز سبز و كاسنى سبز ضماد نمايند و غذا اسفاناخ يا برنج بدهند . و گويند كه تخم خشخاش سياه و بهدانه و دوغ ترش و تخم حبق بستانى و غوره اكلا و كافور و جرادهء كدو و گلاب و آب كاسنى و آب عنب الثعلب و آب بيد و آب خرفه و سركه شرباً و طلاءً نافع است و بعضى ماء الشعير بر اشياى ترش قابض به خوف تضييق عروق و تخشين جرم كبد مىدهند و يا ماء الشعير بنوشانند و بعد از چهار ساعت سكنجبين شكرى يا رمانى به آب سرد بدهند . و اگر به اصلاح نيايد آب كاسنى به قرص كافور و آبى كه اندر آن زرشك و تمر هندى تر كرده صاف نموده باشند يا شربت نيلوفر دهند و آنجا كه سده مفهوم گردد و به شربت بزورى و شربت دينار و مغز فلوس بايد گشاد و آنجا كه طبع نرم بود قرص طباشير قابض با رب به و سيب دهند و شربت حماض در اين صورت سخت موافق است و در اين مرض غذاى