محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

91

اكسير اعظم ( فارسى )

ليكن گردن او كج ماند و التفات به چپ و راست باشد پس بهتر آن است كه بعد از چهارم روز كه فصد و حقنه كرده باشند غرغره به رب سيب و رب غوره و رب پوست گردكان تازه و شربت توت مجموع و يا آنچه بهم رسد استعمال كنند . و اگر ممكن باشد و قوت قوى بود باز فصد و احتقان به حقنه لينه نمايند و اقتصار بر شرب ماء الشعير حسو بدل طعام تا قوت در موضع بهم رسد و علامت قوت آن زوال الم است و در اطفال نيز رد فقره زائله بادخال اصبع در حلق يا بحبس نفس و يا بضماد مذكور نمايند . و طبرى گفته كه فقرخ گردن طفلى بچا شده قابله قطعه از جلد كه در آن قير بود و بدان آلوده با آفتاب گذاشت تا گرم شد و قيران بگداخت گرماگرم بر گردن او چسبانيد چون خشك گرديد فقره او به جاى خود آمد . و بعض متأخرين مينويسند كه اين لزوق به صاحب كزاز نيز به عمل آمده و بسيار نافع شده و . بالجمله اكثر علاج ذبحه از فصد و غرغره و غيره علاج اين نوع است تتمه آنجا كه سبب خناق ورم يا زوال فقره نباشد بلكه به سبب استرخاى عضله حنجره يا يبوست عضله داخل حنجره ورم و ريم متولد و ريه و فضاى سينه و يا گرم معده و امعا و يا انجماد شير در معده يا انجماد خون در معده و امعلى دقيق و غيره و يا خوردن اشياى خانقه و شمبيه و يا استحمام متواتر عارض شود علاج همه ازاله سبب است بدانچه در مقام هر يك مسطور گردد و آنچه از كثرت استحمام بود شربت ليمو و نارنج دهند . و ايضا در يبسى آب انارين بشربتن بنفشه يا ماء الشعير بشربت بنفشه و روغن بادام دهند و در دواى خانق و شير جامئ تنقيه معده از دواى خانقه و شير جامد ضرورست . و اگر از احتباس استفراغات معتاده مثل حيض و خون بواسير باشد در اول فصد صافن و حجامت با شرط ساقين و فخدين نمايند و مطبوخ مشكطرامشيع يا پوست خيارشنبر دهند در ثانى اضمده و اطليه بخورات مفتحه كه در بواسير مذكور شد به عمل آرند . اورام خارج حلق گاه باشد كه آماس بيرون گلو افتد از يك جانب يا هر دو بيشتر اطفال را عارض گردد و ماده آن در اكثر بلغمى بود و گاهى دموى بود اگر رنگ و همرنگ بدن و درد كم بود بلغمى باشد . و اگر رنگ او مائل بسرخى و با درد زياده و تب بود دموى باشد و فرثق در اين ورم در خنزير كه بگلو عارض شود آن است كه آن بدون درد با صلابت بسيار بود . و صاحب كامل گويد كه هرگاه ورم خارج حلق عارض شود بايد كه تدبيرش به علاج اورام ظاهر نمايند . علاج : در دموى فصد سرور كنند از طرف ورم . و اگر ممكن نباشد زالو و يا حجامت قفا به عمل آرند و لعاب بهدانه شيره عناب شيره تخم كاهو در عرق عنب الثعلب نه توله عرق شاهتره پنج توله برآورده شربت نيلوفر داخل كرده بنوشند و جددار گيرد در سوت با آب گشنيز سبز يا آب عنب الثعلب سبز يا گلاب يا سركه سائيده ضماد كنند و يا تبريد لعاب بهدانه دهند و ضماد گل ارمنى آرد جو و آب گشنيز سبز نمايند . و اگر به سبب جوش خون در آخر فصل ربيع از حرارت لطيف ماده سيلان نموده بر گلو و گوش افتد و درد بشدت باشد و بلع لعاب به سبب تبخاله گلو دشوار گردد در فصد سرور دزلوتمهل و توقف نكنند و تبريد لعاب بهدانه شيره عناب شيره گشنيز خشك شيره كاهو عرق گاو زبان عرق نيلوفر شربت نيلوفر خاكشى داخل كرده دهند و طلاى نرو با آب گشنيز سبز سائيده بالاى گلو طلا سازند و يا عوض او جددرا حضض صندل سرخ گل ارمنى مساوى با آب عنب الثعلب سبز يا گشنيز سبز بر ورم گلو ضماد كنند و براى تبخاله غرغره لعاب اسپغول و آب گشنيز سبز آب برگ حنا و شيره كاهو با آب سوده نمايند و براى درد گوش شياف مامثا يا مهار در با آب عنب الثعلب سبز سوده در گوش چكانند و وقت شام لعاب بهدانه عرق شاهتره عرق نيلوفر عرق گاو زبان عرق عنب الثعلب شربت نيلوفر خاكشى دهند . و اگر ورم خارج گلو برخاسته مثل دائره باشد عناب شاهتره به عرق شاهتره جوشانيده شيره كاهو شربت نيلوفر داخل كرده بنوشند و مو را به روغن گل گداخته مرداسنگ رسوت سفيداب كاشغرى سوده شيره مغز تخم كدو ممزوج نموده مثل مرهم ساخته بر گلو گذارند و يا اصل السوس بنفشه تخم خطمى خيارين كوفته جوشانيده نبات سفيد داخل نموده بدهند ضماد جددرا با آب عنب الثعلب تازه سوده نمايند يا عناب گل بنفشه شاهتره جوشانيده شيره تخم خيارين شيره تخم كاهو شربت بنفشه خاكسشى داخل كرده بنوسند يا گل‌سرخ گل بنفشه در عرق شاهتره جوشانيده شربت نيلوفر داخل نموده خاكشى پاشيده بياشامند . و در آماس گلو و زبان عناب بنفشه عنب الثعلب شاهتره جوشانيده صاف نموده شربت بنفشه آميخته بنوشند و مغز فلوس در عرق باديان حل كرده نيم‌گرم بر گلو طلا نمايند غذا دال خشكيه يا شله كچهرى يا آش جو اگر در ورم تخفيف نشود و اكل و شرب متعذر گردد درد در گوش نيز باشد