محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

70

اكسير اعظم ( فارسى )

فزونى گذارند تا آن را بخورد . و جالينوس گويد كه اگر احتياج به قويتر از اين افتد فلدفيون بر آن ضماد سازند و بايد كه بعد از آن سنون كه در آن كزمازج و عاقرقرحا هر يك سه درم است و در علاج قروح لثه گذشت بپاشند و بعده به ايارج فيقرا سنون سازند و بر مضمضه سركه در آن عاقرقرحا و كزمازج مر جوشانيده باشند او است نمايند و از اغذيه غليظ و شيرين موذى لثه مثل شير و خرما و رطب و انجير و خربزه اجتناب زردند . و اگر لحم غليظ باشد دستكارى نمايند بدين طريق كه لحم زائد را به منقاش يا به صناره معلق سازند و به قمادين قطع كنند و مضمضه به سركه يا شراب نمايند و با اكليل الملك يا سماق يا گلنار سائيده ضماد آن موضع نمايند و به گلاب مضمضه سازند و بذورات ملحمات و يا مراهم مدمله مثل مرهم سفيداب و كافور و روغن گل علاج كنند و تعقد موضع نمايند تا در آن لحم زياده نشود پس اگر در آن زيادتى ظاهر شود بدواى حاد معالجه نمايند و صرف عنايت باصلاح مزاج مريض فرمايند . و فاضل سرهندى نوشته كه عورتى را اين مرض عارض شد و مانع اكل و شرب گرديد مگر بانبونه باريك اندك اندك آب و شير مينوشيد و جراحى او را قطع نمود و استيصال او نشد و چيزى از آن باقى ماند و از اين جهت عود نمود و عجب آن است كه آنچه لحم زائد ساقط شده بود از داخل او اضراس و اسنان مختلفه برآمد بعده امر او طول نمود و از دهن او صفاق مضاعف برآمد و علاج سود نكرد و چنانچه اكل و شرب بالكل موقوف شد و بمرد . و حكيم شريف خان مينويسد زنى كه حالى او قريب به حال عورت مذكور بود علاج او نمودم و بعد فصد سرور و چهار رگ و رگ زير زبان و ارسال علق و اسهال امر بقطع لحم زائد و استعمال ادويه كاويه كردم و مرض مستوصل گرديد و در زمانه احقر نيز دخترى ده ساله مبتلا به اين علت گرديد و جراح نصرانى بعد شق جلد از شدق تا مفصل فكين قطع آن لحم نمود و صحت يافت . استرخاى لثه گاهى لثه مسترخى و مترهل ميگردد و سببش يا سوء مزاج بارد رطب يا حار رطب يا تفرق اتصال بود و كثرت تناول اشياى شيرين نيز مرخى لثه است پس اگر استرخا اندك باشد آنچه براى ضعف اسنان كه در علاج تحرك دندان گذشت مفيد است در اينجا كفايت كند و آن مثل تمضمض است به مطبوخ قوابض مجففه احاره و بارده حسب مزاج و شب يمانى مطبوخ به سركه در اين باب شديد النفع است . و اگر استرخا بسيار بر لثه شرط زنند و خون صال به قدر كفايت برآرند و بعده چون خون بايستد مضمضه به مطبوخ قوابض وجه مذكور و استعمال سنونات قابضه محلله نمايند و آنچه در اين باب از مطبوخات موافق است كزمازج كوفته سه درم برگ حنا دو درم زراوند يك درم است جوشانيده بدان مضمضه نمايند و يا گلنار پوست انار هر يك شش درم زرنيخ سرخ شب يمانى هر يك سه درم گل‌سرخ سماق هر يك هشت درم سنبل الطيب فقاح اذخز هر يك ده درم بگيرند و تز آن لطوخ ابلاصق سازند . و اگر گل سرخ با قناع او و فلفل هر واحد هفت درم جفت بلوط گلنار حب الآس هر يك چهار درم خرنوب نبطى سماى منقى ارمال هر يك پنج درم بعد مضمضه استعمال نمايند لصوق صالح است و گوشت لثه سخت كند و نزد صاحب ذخيره ادخال عاقرقرحا بدل فلفل در اين تركيب اوليتر است و فصد چهار رگ نافع است و تخنك و بايارج فيقرا و تمضمض به سركه عنصل و به سركه حنظل نيز ممدوحاست و سنونات مقويه به عمل آرند . و گويند كه گل سرخ و جفت بلوط و گلنار حب الآس هر يك چهار درم خرنوب بنطى سماق عاقرقرحا هر يك پنج درم باريك سائيده بيخته بر لثه افشاندن لثه را محكم سازد و استرخا زائل كند و هر چه در علاج جنبش دندان از كثرت رطوبت و لثه داميه گذشت به كار برند . و امين الدوله گفته كه علاج فالج است و در علاج استرخاى لثه تحمل نمايند زيرا كه تابع او سقوط اسنان است . و بعضى متأخرين مينويسند كه تنقيه بدن و دماغ به مطبوخ اسطوخودوس مسهل مقوى بسنا و حب ايارج و قوقايا نمايند بعده جهت نشف رطوبت و تقويت لثه سنون از فوفل و پوست چوز و پوست بادام و خسته هلياه و خسته خرما و همه سوخته و مازو نيم سوخته حب الآس گلنار اقاقيا مصطكى هر يك دو درم سازطند و قويتر اين است كه گلنار سماق گل سرخ جفت بلوط سعد شب يمانى طراثيث فوفل سوخته كزمازج تخم مورد پوست هليله زرد هر يك يك درم شب سنون سازند و صبح به عسل و سركه عنصلى و گلاب مضمضه كنند . و اگر قوى بود فصد چهار رگ كنند و مضمضه بقوابض نمايند و بفاصله سه چهار روز شرط زنند و سنون از خاكستر پوست هندوانه و برگ مورد و زيتون و پوست هليله زرد و روز و شب يمانى و گلنار و فوفل سوخته و مازوى نيم سوخته هر يك سه ماشه شب ماليده صبح به طبيخ مورد به گلاب مضمضه نمايند و معاجين مقئى معده هر شب استعمال نمايند . لذع لثه گاهى در لثه اطفال لذع و خارش عارض مىشود پس اگر در هنگام نبات اسنان بود بموم و روغن گل تكميد كنند و بمسكه تازه و شحوم و امخاخ كه در تدبير بسهل نبات