محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

54

اكسير اعظم ( فارسى )

ضرس يعنى كندى دندان و آن خدر است كه دندان را حارض گردد و به سبب مخشن و سبب مذكور خواه از خارج بود و مثل تناول چيزهاى ترش يا قابض يا عنص و خواه از داخل مثل صعود اخلاط ترش يا بخار آن از معده گاهى تابع تصور وهمى بود عند مشاهده كسى كه ترشى خورد تشخيص اين اسباب بايد كه اولا از شاكى ضرس حال خوردن و ديدن خورنده اشياى حامض و غيره بپرسند اگر اقرار آن كند سببش همان باشد و الا حال آمدن آروغ ترش و كثرت آب دهن و قى ترش بپرسند كه اسن نشان اجتماع خلط ترش در معده است پس اگر با و علامت غلبه بلغم يافته شود سببش بلغم حامض باشد . و اگر آثار سودا مدرك گردد مادهء سودا باشد . علاج : آنچه از خوردن ترشى و زمخت باشد اگر مزاج گرم بود برگ و ساق خرفه يا تخم خشخاش بخايند . و اگر برگ خرفه موجود نباشد تخم آن نيم كوفته در آب تر كرده عوض او استعمال كنند و به شير تازه تنها با خرما در آن تر كرده و يا به زيت شير خر نيم گرم كرده يا لعاب اسپغول مضمضه نمايند و در دهان نگاه دارند و روغن بنفشه بمالند . و اگر مزاج گرم نباشد نمك و شهد بر دندان بمالند و صعتر و باروج بخايند و يا نمك جريش بخايند و يا به روغن زنبق بازرت دو سه بار بمالند و در دهن گيرند يا شورباى اسفيدباج سمين يا روغن بادام شيرين يا روغن ناردين در دهن گيرند و تمضمض به روغن نيم‌گرم و آب گرم و آب درياى شور نيز نافع مغز پسته و مغز جوز و فندق و نارجيل خاصه و مغز بادام شيرين و تلخ و حب المحلب بخايند يا كوفته بمالند حلواى معمول از روغن بادام دزردى بيضه و عسل در دندان گرفتن بليغ النفع است و علك الابناط يا مصطكى يا موم زرد خائيبدن و دردى روغن زيت كه در ظرف مسى بر آتش يا در آفتاب نهاده باشند تا سبطر شود ماليدن سود دارد . و اگر برگ حماض سبز مضغ نمايند و از سر انگشت سبابه تا دير بمالند ضرس را كه از خوردن ترشى ليمو و نارنج عارض شده باشد همان وقت زائل كند مجرب است و آنچه از اجتماع بلغم ترش يا سودا در معده باشد اول تنقيه معده به قى و مسهل بلغم و حب ايارج و يا به مسهل سودا نمايند بعد از آن ادويه مذكوره بخايند و بمالند . و معجون فنداديقون خوردن و حب الغارد مغز بادام تلخ و زراوند طويل و حلتيت و نمك طعام و شير بتوع و عنصل مشوى و طحال مشوى خائيدن و در دندان ماليدن سخت سودمند است و كذا تمريج به روغن بان و ماليدن زهره نر گاو نافع . روفس علاج ضرس مدام ايارج مىكرد زائل مىشد . و بعض اوائل ذكر كرده‌اند كه چون صمغ يا سداب بكوبند و بر دندان بمالند فى الفور ازالهء ضرس نمايند و امساك طلاى گرم در دهن و ضماد فلفل سياه يا عاقرقرحا هر واحد مزيل خدر اسنان است . انطاكى گويد كه علاجش دلك به حلو است و ملازمت مضمضه به گلاب و روغن آس كه در اين نفع عظيم است . و گفته‌اند كه هر ترشى مضعف و مضرس است مگر سركه به سبب لطافت كه قبل فعل خود نافذ شود و خائيدن گشنيز داشتن روغن گل در دهن مفيد و چون طولكند تنقيه بايارج مالش آن لا بد است . طبرى گويد كه هرگاه زوال ضرس به سبب ضعف دندان يا ضعف عصبه دشوار گردد و علاج او بتقويت اسنان نمايند بدانچه در وجع اسنان گذشت . و اگر ضرس در اكثر اوقات به غير سبب ظاهر عارض شود تنقيه به فصد ياسليق و مطبوخ افتيمون و غرغره بايارج نمايند و از اطعمه رديه و مبرده بالكليه منع كنند و باشد كه از خوردن اشياى بارد ضرس عارض گردد در اين صورت اول نان گرم و كباب گرم يا زردى بيضه برشته به دندان گيرند چنان كه اشك از چشم برآيد بعد از آن در روغن گل اندك مصطكى حل كرده گرم نموده به دهان گيرند و روغن ناردين و سوسن بمالند و يا ايارج فيقرا بمالند . و اگر كفايت نكند به ترياق كبير يا به روغن بلسان دلك كنند و موم بخايند . و به قول صاحب غنى منى سببش رطوبت باشد پس تنقيه فضول رطوبى نيز ضرور بود غ ذهاب ماء الاسنان يعنى رفتن آبدارى دندان او حالتى است كه دندان تحمل چيزهاى گرم و سرد ننمايند و از ملاقات آنها ايذا يابند و از خائيدن اشياى سخت عاجز باشند و اكثر به سبب برودت مكثف افتد و آن مقدمه وجع اسنان بود و گاهى از حرارت مجف عارض شود و اين كمتر بود و فرق در هر دو سبب از وجود سرخى رنگ لثه و حرارت لمس او و ملمس دندان در حار و از عدم ين آثار در بارد توان كرد . علاج : در بارد باديان دو درم جوشانيده با گلقند عسلى ده درم بدهند . و اگر اسطوخودوس بادرنجبويه مكوه اصل السوس بيفزايند بهتر بود و غذا مزوذه نخود مع مغز تخم قرطم خورند و حب الغار شب يمانى مازو و . زراوند طويل مساوى كوفته بيخته سنون سازند و بنان گرم و زردى بيضه بريان و طحال بريان و عنصل مشوى كوفته به سركه سرشته مدام تكميد نمايند . و اگر از اين تسكين نيابد ايارج فيقرا بمالند