محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
569
اكسير اعظم ( فارسى )
و درد شديد پديد آيد و باشد كه به سبب شدت درد قى و تهوع عارض شود پس اول فصد باسليق كنند و معده را به پارچهى سفت در گلاب و يا آب گرم تر نموده تكميد كنند و ضماد سيب شامى كه مذكور شد سيب را در سركه پخته و مغاث بغدادى و نمام هر يك پنج درم بر اجزاى آن افزوده به كار برند . و اگر مغاث بغدادى به هم نرسد عوض آن دو وزن مغاث هندى كنند و غذا تا سه روز به نوماش مسلم فقط دهند و روز چهارم شورباى بچهى مرغ بنان تنك دهند و به جاى آب عرق مكوه نوشانند . خرق معده حكم او آن است كه هر كه معدهى او بشكافد خلاصى نيابد مگر به ندرت از خرق اندك ليكن عمر او طول نكند بهر آنكه اگر جراحت نافذ از يك سطح تا ديگر باشد موت او را لازم است و خصوصاً اگر خرق عظيم باشد . و اگر جراحت به اين حد نرسد اگرچه موت او را لازم است ليكن نه دائم بلكه در اكثر و سببش آن است كه جراحت اعضاى عصبيه عسر الالتحام است و چون عضو عصبى رقيق الجرم باشد بلاشك جراحت او عسر الالتحام بيشتر باشد و معده به اين اولى است بهر آنكه غذا كه تمديد آن را لا بد است خرق آن نمايد و در تفرق اتصال افزايد و مع ذلك جراحت را مبلول و چرك گرداند و خصوصاً كه آن قوى الحس است پس تالم او به تفرق شديد باشد و قوت الم جذاب مواد و مورم است و آن لا محاله محدث ريم بود و اين همه اسباب مانع از التحام و معسر آن است . و از آنجا است كه امام بقراط گفته كه چون در مثانه يا در حجاب يا در دماغ يا در قلب يا در معده يا در كبد خرق حادث شود قتل كند و ملتحم نشود . بالجمله علاجش به علاج جراحات نمايند . خاتمه : بدان كه بعض امراض معده مثل ذرب و خلفه و دور البطن كه از انواع اسهالاند و بعضى آن را در اينجا نوشتهاند هر واحد از آن به اتباع شيخ الرئيس در باب امراض امعا در مبحث اسهال مذكور شد و ملاست معده و زلق آن و ذهاب خمل معده كه از اسباب اسهال است نيز در ضمن بحث اسهالات مسطور گردد ان شاء الله رب العالمين و هو نعم الموفق و المعين آمين . خاتمة الطبع شكر به درگاه حكيم مطلق كه به تأئيد بى منتهايش جلد دوم اكسير اعظم از افادات زبدهء اطباى متقدمين و متأخرين حكيم محمد اعظم خان المخاطب به ناظم جهان در مطبع منشى تول كشور فى لكهنو حسب ايماى جناب منشى بشن نراين صاحب مالك مطبع هذا به ماه مارچ سنه 1917 مطابق جمادى الاول 1335 ه طبع شد .