محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
563
اكسير اعظم ( فارسى )
مناسبه دهند و هر گاهى كه صاحب اين مرض حرقت دريافت كند سبيل او آن است كه از اوفق اغذيه بر نهار مثل حساى متخذ از آب سبوس گندم و پيه ماكيان و پيه بط بخورانند و اين سفوف نافع است مغز بادام مقشر خشخاش سفيد هر يك ده سامونا مغز چلغوزه پنج سامونا سائيده مثل او شكر آميزند و بر نهار صبح بخورند و اندكى شراب ابيض بر آن تجرع كنند و فصد باسليق ابطى نيز او را نافع است . و اگر از منحنر اليسر عليل رعاف آيد به غير تصعد بلكه بر سبيل دفع طبيعت و بحران آن را نفع كند . و اگر خون بواسير آيد و خروج او زياده نباشد نيز نافع بود . و ابو ماهر در هر دو نوع به شرب آب سرد پس آب گرم جرعه بعد جرعه امر مىكرد . و اگر حرقت ساكن نمىشد ماء الشعير به شكر طبرز و نوشانيده قى مىكنانيد و به تناول اصابع الصفر يك يا دو شعيره امر مىكرد و سيما در نوع سوداوى و عجائز علاج حرقت به مضغ كنجد و علك الانباط مىكنند و موثر مىشود و گاهى حرقت ساكن مىكند . حكهء معده خارش و دغدغه كه در معده محسوس شود سببش يا خلط حريف لذاع شبيه به خلط محدث چرب است كه در معده حاصل شود خواه از عضوى بر معده ريزد چنانچه ريزش نزلهى تيز از سر بر معده و حدوث حكه از آن و يا بثور خرد مانند خراز جرب كه بر سطح داخلى معده حادث شود . طريق تشخيص اين هر دو سبب : بايد كه از مريض بپرسند كه غذا منهضم از معده بر مىآيد يا غير منهضم و بعد خوردن غذا حكه تسكين مىيابد با سوزش مىافزايد اگر غذا منهضم و بعد اكل خفت حكه بيان نمايد حكهى خلطى باشد . و اگر خروج غذاى غير منهضم و ظهور سوزش بعد تناول طعام بگويد حكه بثورى باشد . علاج حكهء خلطى اول تنقيهى ماده به مسهل صفرا يا به مطبوخ هليلهى زرد و شاهتره با شربت و رداهليجى و يا نقوع صبر نمايند و تبريد به شربت بنفشه و عناب كنند بعده مقويات معده تناول نمايند . و خجندى مىنويسد كه علاج مجمل آن ترك اشياى حريفهى حاده و تناول اغذيهى معتدله و تنقيهى آن خلط است و مفصل نوشيدن ماء الجبن به ترنجبين يا به شربت نيلوفر يا به سكنجبين يا به شربت دينار است و از اغذيهى ماهى خرد رضراضى به روغن بادام بريان كرده و مسكه به شكر يا شيرهى جو يا گندم به لحوم خفيفهى فاضله و اسفا ناحيه و قرعيه و ملوخيه و امثال آن و از فواكه ميوههاى رطب و آب تربز و شفتالو و انار شيرين . و طبرى گويد كه قصد استفراغ آن خلط كنند اگر مانعى از آن نباشد و اوفق چيزى كه بدان استفراغ كنند اين مطبوخ است هليله سياه و كله ملى و زرد و بليله و آمله هر واحد پنج درم افسنتين رومى ده درم افتيمون پنج درم جعده ده سامونا كمافيطوس و كماذريوس هر واحد سه درم شاهتره ده سامونا اسقولوقندريون سه درم به دستور مطبوخ جوشانيده صاف نموده صد درم از آن بگيرند و به اين حب تقويت دهند غاريقون يك درم تربد نيم درم ايارج فيقرا دو دانگ سقمونياى مشوى يك دانگ سائيده به آب مطبوخ مذكور سرشته حب سازند و با مطبوخ نيمگرم بخورند . و اگر يك شربت اين كفايت نكند تكرار آن نمايند اگر قوت قوى باشد . و اگر ضعيف بود هليلهى مربى استعمال كنند كه آن به مرور ايام نفع كند و تنقيه نمايد و از غذا بر بچهى مرغ رطب و پايچهى جدى و دماغ آن و اسفاناخ مطبوخ و بريان اقتصار كنند و بر خوردن مالح و نمكسود و لحم صيد اقدام ننمايند و همه شيرينى بگذارند و نبيند كهنه قطعاً ترك نمايند . و اگر عادت شرب او باشد از آن اقتصار بر ابيض اللون و سلس الطعم كنند . علاج حكهء بثورى لعاب بهدانه و روغن بادام و قرص طباشير بى زعفران بدهند و سفوف حب الرمان و سفوف زلق الامعا سفيد بود و باقى تدابير از باب بثور معده و اسهال معدى بثورى بجويند . و به قول انطاكى شرب اطيان به اندك كبريت و روغن بادام و لعاب بهدانه ماحب عشرت مجرب است . و به قول طبرى فصد باسليق كنند اگر قوت اطاعت كند و شرب ماء الشعير كه بر آن روغن گل چكانيده باشند لازم گيرند و در اول اين علت اشياى جامضه و حريفه و مره نبايد خورد و تضميد معده به اين ضماد كنند آب برگ اسپغول آب برگ بارتنگ آب عصى الراعى آب جرادهى كدو همه را جمع كرده صندل سفيد و سرخ و اندك شياف ما ميشا در آن حل كنند و ساعتى از روز قبل از طعام ضماد نمايند و از اين ضماد كثرت نكنند و از غذا بر مدققات معمله از سينهى تيهو و چوزهى مرغ اقتصار كنند . و اگر ممكن باشد اندك روغن گل خالص بر آن چكانند