محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

535

اكسير اعظم ( فارسى )

جندبيدستر هركدام دو درم اقراص ساخته از يك مثقال تا دو درم استعمال كنند و اين قرص مجرب است تخم كرفس خش درم افسنتين چهار درم مرمكى فلفل ساه جندبيدستر افيون هركدام يك درم دارچينى شش ورم مصطكى چهار درم اقراص سازند و از نيم مثقال تا يك مثقال به آب سرد بدهند بعد از خوردن اين اقراص چند روز اياروح بايد داد تا وجع مستاصل گردد و ايارج را بر اين دارو مقدم نكنند . بعضى گويند كه اگر زر و رد طباشير زيره‌ى مدبر گشنيز مدبر هر واحد دو درم سماق سه درم پوست بيرون پسته يك درم مصطكى نيم درم به گلاب قرص ساخته دو درم با گلقند بخورند مجرب است و كشنيز در طعام زياده كنند . و ايضاً گفته‌اند كه اگر بعد خوردن غذا وجع هيجان كند و بعد ده ساعت قى كند سببش شدت برو فم معده باشد و علاجش به شراب صرف و تسخين معده به ضمادات و تغذيه به اغذيه‌ى بعيد از تحض مثل مطنجنات و اندك از عسل نمايند كه از اين صحت مىشود . و سرهندى مىنويسند كه شخصى معتاد آن شد كه هر چه مىخورد قى مىكرد و در اين عذاب از مدت هفتده سال محبوس بود پس به من رجوع نمود و علاج او به اى شراب چويچينى كردم چويچينى دارچينى هر يك چهار رطل قاقله چهل درم قرنفل جوز بواسباسه هر يك پنج توله سعد كوفى بست درم ساذج عود هندى بهمنين زرنباد مصطكى صندلين هر يك ده توله بادرنجبويه درونج خصيه الثعلب شقاقل سنبل الطيب اشنه گاو زبان بيخ بنفشه هر يك بست توله طنجبين چهار آثار مويز منقى چهار رطل شكر طبرز و يك‌صد و بست آثار پوست بيخ كنار دشتى سى آثار و در بلغمى زياده كرده مىشود مشك پنج توله ادويه‌ى را جريش بكوبند و به دستور دفن كنند تا به جوش آيد پس عرق كشند و اين عرق يك بار در صفراوى دو بار در بلغمى و سوداوى دادم و اين عرقى است كثير الفائده مبهى مقوى اعضاى رئيسه شرطفيه و ارواح افزايد و آتشك را مستأصل گرداند و اعانت تناسل بعد ياس نمايد و تجربه كردم براى تقويت هاضمه كه ماء اللحم تمام حاوان در يك وقت و از مرغ در وقت ديگر هضم مىكند و قبل طعام معتاد آن را نوشانيدم و ماء اللحم بطور متعارف مستخرج نبود بلكه رطوبات ثانيه مقطر از جوهر لحم به غير استمداد به مائيت غريبه بود . بالجمله اين هر دو را بدان عمل كبريت احمر يا عمل سيماب مىكنند و فوائد آنها چندان نيست كه در بيان در آيند و متعلق به مشاهده و استعمال‌اند . علاج قى و تهوع و غثيان از فساد غذا و عام است كه فساد آن به كميت باشد يا به كيفيت يا سوء ترتيبى در اكل آنچه در علاج امراض معده از فساد غذا مذكور شد استعمال نمايند و قى مكرر كنانند تا غذاى فاسد از معده برآيد بعد از آن مقويات معده به كار برند و از تدبير فاسد معده باز مانند . و اگر حاجت بود تنقيه به مسهلات نمايند و وقت شدت گرسنگى آب نحينى دهند و رفته رفته در غذا توصيع فرمايند و آنچه از خوردن چيزهاى لين چون مسكه و چقندر عارض شود اول خوب قى كنانند به ليسانيدن جوز القى و تخم شبت هر يك سه ماشه در سكنجبين عسلى چهار توله آميخته و بالايش نوشانيدن آب نيم‌گرم يك پياله كه در آن نمك طعام يك توله انداخته باشند تا قى به فراغت آيد بعده مصطكى سه ماشه سوده در شربت انار منعنع دو توله عرق پودينه پنج توله بدهند و آنكه از تناول چيزهاى حريف چون حرف و فلفل بود آب سرد به شوره پرورده و يا به يخ شكم سير بنوشند و بر معده به طول سازند و سرشير و مغز بادام يا نبات دهند و حسب عوارض تدارك فرمايند . و اگر از بشاعت ادويه‌ى مسهله مثل هليلجات و غيره تهوع عارض شود جوارش آمله به سكنجبين ساده سرشته بخورند . و اگر موقوف نشود سفوف حابس معمولى بدهند و تا وقتى كه در معده طعام فاسد باشد سكنجيبن نبايد داد گلقند و غيره بدهند . و اگر بعد خوردن برنج قى چند روز ماند و ديگر علاج سودمند نيفتد بعد دو سه روز جدوار به گلاب سوده آب پودينه‌ى تازه گلاب پنج توله شربت انار شيرين توله نافع مىشود و به قول بوعلى سينا كه متولد از فساد استعمال خذا باشد اصلاح غذا و تجويد آن نمايند و استعانت بعض مقويات معده خوشبو حار يا بارد به حسب موافقت كنند و هم او گويد كه قى عارض عقب تخمه را به علاج تخمه و سوطير اعلاج كنند . گيلانى نوشته كه اكثر محققان مىشوند به سوى تنقيه‌ى معده او از غذاى فاسد پس آب نيم‌گرم نوشانيده قى به مرات نمايند و بر سر او روغن ريزند و شكم و پهلوى او را به پارچه‌ى گرم تكميد كنند و دست و پاى او به زيت بمالند و بر آن آب گرم بريزند و به خواب طويل امر كنند و تمام روز چيزى از غذا بخورانند اگر قوى باشد و در حمام داخل كنند دو تا سه روز از طعام و شراب او كم كنند تا به حالت طبيعى عود كند . و اگر ضعيف باشد استرداد قوت او به غذاى موافق كنند و جوارش سفرجلى خورانند . صاحب كامل گويد كه هرگاه انسان را غثيان به سبب كثرت طعام يا كراهت عارض شود مبادرت به قى نمايند باد خال پر در حلق و شربت سكنجبين يا عسل به آب گرم پس اگر از اين قبيل صفرا باشد به سكنجبين و