محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

528

اكسير اعظم ( فارسى )

شربت انار شيرين داخل كرده بنوشند و سواى اين خميره‌ى عود ترش و شربت انار منعنع و قرص عود و ايلاوس و حب قرص الورد و قرص پسته و قرص مصطكى و قرص ساسن و قرص كندر نافع قى بلغمى است و از ادويه‌ى مفرده خوردن يك درم سنبل الطيب به آب سرد و كذا سعد و كذا كندر و داشتن قرنفل در دهان مفيد قى بلغمى است و نانخواه و كذا قاقله به مصطكى شرباً و عنبر شربا و عنبر شرباً و مضغاً و ضماداً و خوردن باديان و تخم بادرنجبويه و مرى شيره پودينه‌ى نهرى و مصطكى و آمله و اشنه هر واحد مانع غثيان بلغمى است و عود المجوز يك مثقال خوردن در ازاله‌ى رطوبت معده و تسكين غثيان مجرب سويدى است و كنداكفرى لا سيما اگر صعتر باريك سوده بر آن پاشند در قطع غثيان بلغمى مجرب او است و شرب ارمال و كذا موميائى به قدر حب كرسنه در طبيخ نانخواه و كذا نمام شرباً و ضماداً و كذا خوردن مصطكى و قاقله‌ى صغار و عود هندى به شربت انار و كذا فوتنج نهرى اكلًا و شرباً و ضماداً و كذا اكل فرنجمشك و كذا تخم مرو و كذا عنبر و مشك در روغن بان حل كرده هر واحد قاطع قى و تهوع بلغمى است و كذا رزبنا دو فرنفل و جوزبوا و پودينه هر واحد مفيد . و اگر پودينه‌ى تازه يك رطل در سه رطل آب بجوشانند تا نصف بماند صاف نموده با دو رطل قند سفيد به قوام آرند و يك دام مصطكى سوده آميزند و قدر حاجت استعمال كنند حافع غثيان و تهوع و فواق . بالجمله مقويات قابضه‌ى حاره مثل عود دهيل و قاقله و قرنفل و پودينه و دارچينى دافسنتين و انيسون و زعفران و كندر و مصطكى و سعد و كبابه و جته الخضرا و سداب و فاد زهر معدنى و حيوانى و زرنباد و شرباً و قصب الزريره و اشنه ضماداً نافع بود . اقوال مهره : [ شيخ ] شيخ مىفرمايد كسانى را كه قى رطوبى باشد منتفع مىشوند بسويقها و نان مجفف در تنور و طباشير در عصارات و هر آنجه متلحق به اين رطوبت و منشفع آن باشد از آن نفع يابند و اكثر محتاج مىشوند به وضع محاجم بر شكم و بر پشت ميان هر دو كتف و احتياج مىافتد به تنبوم تبرجيم و را جوجه . و اگر رطوبت صديدى باشد مخدرات خوشبو مقاوم فساد حديديت و نتن آن و قوابض ناشفه خصوصاً خوشبو بلكه غذا استعمال كنند . و اگر مثل اين ماده‌ى خالص متشرب بود واجب است كه در آنجا ملطفات و مقطعات مثل سكنجبين و مثل افاويه معروفه نيز به كار برند و كذلك اگر غليظ لزج باشد بدانچه اندك قويتر باشد علاج كنند و ايارج به سكنجبين مشترك براى اكثرست و بعد از آن ادويه‌ى مسكنه‌ى قى با قدرى تسخين مثل شربت انار منعنع كه در آن عود خام داخل كرده باشند و شربت حماض كه در آن افاويه حاره و عود و برگ ترنج داخل كنند . و ايضاً دواء المسك مروسفرجل هر واحد از اين در افاويه پخته . و ايضاً ساب بميبه بدهند و شربت افسنتين براى ايشان نافع در هر وقت است و اين نسخه‌ى جيد است بگيرند انار ترش و پودينه و تمام هر واحد باقه در دو رطل آب بپزند تا نصف بماند و در آن مشك دانگى و عود ربع درم سوده داخل كنند و ساعت بعد ساعت تجرع كنند و از ادويه‌ى مسكنه براى اين نوع قى رب ترنج بعود و قرنفل است و شربت نعناع رمانى و خصوصاً چون در آن كند و سك و پوست بيرون پسته و مشك و عود داخل كنند خيلى مسكن قى بلغمى است . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه هرگاه غشى به سبب خلط لزج باشد صاحب او قى كند به سكنجبين عسلى كه در آن ترب تر كرده باشند بآبى كه در آن شبت جوشانيده و اندكى نمك داخل كرده باشند يا قى كند به عسل با آبى كه در آن شت و ترب يا تخم آن جوشانيده باشند يا تخم جرجير مع عسل و آب گرم و يا قى كند بعد خوردن ترب و نمك و منع از شرب آب تا دو ساعت بعده آب گرم و عسل و روغن زيت نوشيده و معده را خوب پاك نمايند . و اگر از اين پاك نشود اين دوا استعمال كنند جوز القى جبهلنگ كنگر زد تخم ترب هر واحد يك جزو نمك و خردل يك نيم جزو كندش ربع جزو همه را باريك سائيده دو درم تا سه درم از آن بگيرند و در عسل سرشته به آب شبت حل ساخته نيم‌گرم بنوشند كه اين بلغم و رطوبات غليظه‌ى لزجه‌ى سودا بر آرد . و اگر استعمال كنند از رفع يك درم نمك هندى دو درم به عسل سرشته به آب شبت گداخته اخراج اخلاط سوداوى و بلغمى نمايد و بايد كه بعد قى هليله مربى يا زنجبيل مربى يا قدرى جوارش منبر يا دواء المسك هر چه از اين حاضر باشد به قدر حاجت بخورند و بعد چند روز تنقيه‌ى معده از ماده‌ى باقى به ايارج فيقرا مع اطريفل و نقوع صبر و حب شيار و مانند آن كنند و از اشياى مولد بلغم مثل فواكه رطب منع كنند و استعمال رياضت و تلطيف غذا و تقليل آن به مثل لحوم طيرسهل الانهضام معمول مطنجن به سركه و مرى و زيت كرد يا دارچينى و خولنجان و نعناع و كرفس و مصوص به ثوم و فلفل و سداب و كرفس و مانند آن نمايند و اين شربت قى بلغمى را قطع كند آب به آب سيب شراب ريحانى هر واحد رطل و باقه نعناع و تمام و فوتيخ بر آن انداخته به آتش معتدل بزند تا صاف نموده عسل مصفى رطل داخل كرده نيز تا به قوام آيد و بر آن عود هندى مصطكى قرنفل هيل قاقله سنبل الطيب هر واحد درم زنجبيل در درم باريك سائيده آميزند و از آتش فرود آورده در ظرفى كرده استعمال نمايند