محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

474

اكسير اعظم ( فارسى )

فرمايند چنان نشود كه به افراط تنقيه قوت زائل شود آفتها آرد و غذا وقت شام به دستور از شورباى مرغ و نخوداب به مصالح گرم دهند و صبح مصطكى سه ماشه در جوارش فواكه آميخته ورق نقره يك عدد پيچيده با مطبوخ قنطوريون دقيق صعتر فارسى انيسون دارچينى هر يك چهار ماشه باديان بادرنجبويه هر يك نه ماشه بخورانند و همين نمط سه چهار مسهل داده جهت تقويت و تعديل معجون سنجرنييا و جوارش به زور و جوارش فواكه با ماء اللحم دهند صفت حب اسطوخودوس بگيرند اسطوخودوس تربد سفيد صبر مغسول به آب كاسنى سبز هليله‌ى سياه هر يك پنج درم شحم حنظل يك نيم درم غاريقون سه درم به سفائج درونج عقربى عصاره‌ى افسنتين لاجورد و مغسول مصطكى هر يك دو درم سقمونياى مشوى دو نيم درم ايارج فيقرا چهار درم كوفته بيخته به روغن بادام شيرين چرب ساخته حب سازند شربتى از دو درم تا دو مثقال . صفت شربت مسهل تربد سفيد ريوند خطائى بدهاره هر يك سه توله در آب پودينه سبز و كاسنى عروق هر يك نيم پاو به عسل قوام ساخته آميخته‌ى شربتى تا چهار توله دهند . صفت جوارش فواكه آب سيب و پودينه و بهى و انناس و انارين و تنبول و ليمون شربتى و كاغذى و گلاب و كيوره و بيدمشك هر يك چهار توله آب باران هفت چند همه به آتش ملائم بجوشانند كه تلخى نيارد و چهارم حصبه بماند به شربت سيب و تنبول و عسل قوام ساخته اين ادويه آميزند دانه‌ى هيل جوزبوا بسباسه خولنجان عود زنجبيل اسارون قرنفل دارچينى پوست ترنج پوست بيرون پسته هر واحد يك درم مرواريد ناسفته دو درم عنبر اشهب مشك جندبيدستر هر يك نيم درم شربتى از دو درم تا دو مثقال . صفت ماء اللحم گوشت حلوان چهار آثار گوشت آهو چهار آثار سنگ خواره بست و پنج قطعه گنجشك خانگى يك صد عدد مرغ جوان چهار عدد اسارون دارچينى چوب چينى بهمنين گل گاو زبان بادرنجبويه هر يك نه توله باديان خطائى چاى خطائى خولنجان عشبه زرنب زرنباد شقاقل سنبل الطيب صعتر هر يك هفت توله قرنفل پنج توله بسباسه جوز الطيب هر يك چهار توله شونيز پانزده توله قرطم بست توله مويز منقى نيم آثار برگ نعناع سبز و ريحان و ترنج هر يك يك قبضه آب نيشكر سه آثار عنبر و مشك هر يك يك درم چهار شيشه عرق كشند شربتى از هفت توله تا نه توله . و اگر اين مرض از نزله عارض گردد آثار آن ظاهر باشد پس به معالجه‌ى نزله پردازند بعده جوارشات مقوى معده به كار برند و در ضعف معده به معالجه‌ى آن بپردازند و اين طبيخ چاى در اين به آب خيلى مفيد است چاى خطائى باديان خطائى باديان رومى هر يك چهار ماشه باديان رسمى نه ماشه الايچى كلان پنج عدد قرنفل كلاه دار پانزده عدد نيم كوفته گلاب و آب باران هر يك يك نيم پاو بر آتش بجوشانند كه سوم حصه بسوزد ادويه انداخته سرپوش نهاده به آرد محكم بسته تا سه گهرى بر ديگدان گذارند پس نبات سه توله داخل كرده بنوشند . و اگر در معده خلط صفراوى به بلغم رقيق آميخته محدث بوليموس گردد ايارج فيقرا يك مثقال با دو ملعقه سكنجبين ساده آميخته بليسانند و بايد كه تا دو سه روز تكرار نمايند و پيوسته مريض را پيش مطبخ نشسته دارند كه از بوى طعام‌ها اشتها پديد آيد . و اگر با اين علت ذيابيطس بارد و ضيق النفس يار باشد اگرچه زوال آن معلوم ليكن اين ماء اللحم فائده مىبخشد گوشت حلوان نر چهار آثار كبوتر صحرائى پانزده عدد گنجشك يك‌صد عدد مرغ جوان پنج عدد اسطوخودوس باديان خطائى چاى خطائى به سفائج درونج عقربى زرنب زرنباد اشنه بهمنين ايرسا بوزيدان قنطوريون دقيق عشبه چوب چينى خولنجان سنبل الطيب صعتر سعد گاو زبان شقاقل اسارون هر يك شش توله زوفاى خشك باديان هر يك نه توله رب السوس صمغ عربى هر يك پنج توله ابريشم خام نيم آثار بادرنجبويه پاو آثار مويز منقى يك آثار آب نيشكر پنج آثار مشك عنبر جندبيدستر هر يك يك درم چهار شيشه بكشند شربت نه توله و چون استسقاى لحمى به اين عوارض عارض گردد مريض به روز بستم هلاك خواهد شد . و گويند كه استعمال عود و سماق و ليمو و گشنيز و پوست ترنج هر واحد در اين مرض مجرب است . گيلانى و صاحب مغنى و زبده مىنويسند كسى را كه برد رسيده باشد بايد كه چون غشى و ضعف محسوس شود معده‌ى او را به كماد مسخن تكميد كنند و شراب مسخن بنوشانند و و لك بدان نمايند و اما در حال افاقه تحريك شهوت طعام بشم روائح اغذيه مثل خبز مبلول به شراب ريحانى يا شراب ميسوسن و روائح بچه‌ى مرغ بريان يا مطبوخ آن كنند و نان مبلول به شراب يا آب سيب و اغذيه‌ى سريع الهضم و النفوذ خورانند تا كه به سوى اعضا نافذ شوند و غذا به آن‌ها رسانند و ابدان و مفاصل ايشان بادهان حاره متخذ از سنبل و زعفران و اشنه مسح نمايند و جسم ايشان را مسح كنند به آب آس و آب سيب تا تحلل قوت را منع كند و اصلاح معده به جوارش كمونى يا ترياق به شراب كهنه نمايند و ماء اللحم به شراب بنوشند و چون بر خوردن طعام قدرت يابند شوربا متخذ با بازير حار و چوزه‌ى بريان بخورند و اعانت اصلاح سوء مزاج معده به مضاد آن نمايند و تسخين و ترطيب بدن به ادويه و اغذيه‌ى حاره و اشربه‌ى حاره كنند و چون قوت عود كند و احوال اصلاح پذيرد در استعمال ادويه و اغذيه‌ى حاره تقليل نمايند تا كه بدن به خروج مفرط نگرايد و رطوبات اصليه تحليل نپذيرد و بعد از آن تلافى او مشكل نگردد و چون استفراغ در نوع مادى اين علت مزيد ضعف قوت است صواب آن است كه حفظ قوت بر دائح اغذيه‌ى مشهيه مثل اين سكباج نمايند بگيرند گوشت گوساله و به طريق سكباج بپزند و به سير و سداب و كرفس و پودينه و پوست ترنج و زعفران و سنبل