محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
466
اكسير اعظم ( فارسى )
از مص عروق و عند انصباب سودا بر فم معده و ازدياد اشتها در بلدان بارد و ازمان بارد به همين سبب است و از اين قبيل است آنچه بعض مردم را قريب موت به سبب غلبهى برداشتهاى طعام مىشود . و بدانند كه با وجود حدوث برودت غير مفرط بر فم معده اگر مزاج سائر اعضا گرم باشد مرض سخت قوى بود جهت كثرت تحلل و خواهش اعضا مر غذا را و سوء مزاج بارد كه به فم معده افتد اگر مفرط باشد يا در تمام اجزاى معده عام بود ابطال شهوت نمايد چنانچه طبرى گفته كه اگر تمام معده بارد گردد شهوت كلبى حادث نشود زيرا كه در اين هنگام هضم به الكل باطل مىگردد پس مرض ديگر غير شهوت كلبى پيدا گردد . و گاهى به سبب خلط حامض مسهل سوداى منصب از طحال به سوى فم معده به كثرت و يا بلغم حامض مجتمع در معده افتد كه به حموضت خود دغدغهى فم معده كند و فعل نمايد مثل فعل مص عروق متقاضى بعد او خصوصاً كه تكاتف خون به آن لازم گردد پس محسوس شود در فوهات عروق مثل خلاى مصاص . و ايضاً خلط حامض به تقطيع بود باعث خود اخلاط لزجه در فم معده مضعف شهوت را جدا كند بهر آنكه حركت او با وجود حصول مثل اين اخلاط لزجه به سوى دفع شديد تر از جذب باشد . و ايضاً حركت ليف معده مشتد مىگردد به سوى تكاتف و تقبض كه مثل آن هنگام حركت مص عروق و حركت قوت جاذبه عارض مىشود . و گاهى از نوازل رأس كه بر فم معده ريزد عارض شود و از حرارت ضعيف معده ترش گردد و به سبب ترشى فم معده را به گردد شهوت كلبى حادث شود و به قول شيخ اين نادر باشد . و گاهى عارض مىگردد به سبب حرارت مفرط در فم معده كه تحليل و استدعاى بدل نمايد پس فم معده دائم مثل گرسنه باشد و اين در اكثر محدث عطش گردد و در بعض احوال گرسنگى آرد چون تحليل او افراط نمايد و محدث جوع در اكثر افراط حرارت در تمام بدن و در اطراف او باشد و حرارت چون مختص به فم معده بود آرزوى آب و سيالات مرطبه نمايد و آن چون بر بدن مستولى شود فرط تحليل و جذب غذا كند و محتاج نمايد عروق را بمص بعد مص كه منتهى به فم معده گردد به تقاضاى مجتمع . و گاهى اين حرارت دارد از خارج به سبب اشتمال هواى حار بر بدن بود چون مقاربت تخلخل آن و اجابت به سوى نحلل و حاجت دائم ببدل باشد بهر آنكه بدن متخلخل اسباب محلله را بيشتر قبول كند . و گاهى كثرت تخلخل بدن تنها سبب اين باشد چون در اين جا حرارت باطنى منفج محلل باشد و لا سيما اگر حرارت خارجى يا معونت از ضعف ماسكه بود و اعضا مفتقر به غذا گردد و جذب آنها از عروق مشتد شود و عروق محتاج بمص بعد مص گردند و تا معده منتهى شود . و گاهى به سبب اشتياق اعضا و افتخار آنها به سوى غذا بعد استفراغات كثير يا جوع طوسل يا حميات متطادلهى مجللهى بدن هيجان مىكند . و گاهى به سبب ضعف قوت ماسكهى بدن عارض مىشود بنا بر عدم قدرت بر ضبط رطوبات و حفظ آن و بقاى محللات طبيعى بلاامتناع پس تحلل مفرط و شوق به سوى سد به بدل دوام نمايد و گاهى به سبب ديدان و حيات كيار بود كه مبادرت به سوى مطعومات كنند و آن را بخورند و بدن و معده را گرسنه گذارند . و بدانند كه شهوت كلبى اكثر به بوليموس و سبات و موت مىانجامد . طريق تشخيص اسباب مذكوره : بايد كه اولًا از مريض بپرسند كه هضم ضعيف است يا قوى و بر از بسيار مىآيد يا اندك اگر ضعف هضم و كثرت براز بيان كند حال قلت عطش و كثرت نفخ دريافت نمايند اگر اقرار اين كند و برودت هواى مطيف نيز يافته شود و ديگر علامات سوء مزاج بارد معده هم بود به سبب اين مرض برودت فم معده باشد . و اگر از كثرت نفخ انكار كند حال ترشى دهان و آروغ ترش و ثقل دريافت كنند اگر اقرار اين كند سؤال نمايند كه وقت ناخوردن غذا شدت لذع و حرقت در معده كه بدون خوردن ساكن نشود محسوس مىگردد يا نه و احياناً قى مىشود يا نه اگر اقرار آن نمايد سببش كثرت انصباب سودا باشد . و اگر از لذع و قى انكار كند سببش بلغم محتقن در فم معده باشد . و اگر با اين آثار نزله نيز بود سببش نزله باشد . و اگر با وجود ضعف هضم قلت برازو كثرت عطش بيان كند و با آن سائر علامات حرارت مثل گرمى لمس و جشاى دخانى و تلخى دهن و انتفاع به مبردات نيز باشد سببش حرارت معده و بدن باشد . و اگر هضم قوى و قلت براز گويد از حال كثرت عطش سؤال كنند اگر باشد حال تقدم اتفاق سهر و كثرت جماع و غضب و گرسنگى مفرط و حمام متواتر و حركت عنيف بپرسند اگر اقرار تقدم يكى از اين اسباب كند و هواى گرم مطيف موجود بود و هزال روز بروز افزايد سببش شدت تخلخل بدن باشد و الا حال تقدم استفراغات كثير يا رجوع طويل يا حميات متطادله يا امراض محللهى ديگر معلوم كنند اگر باشد سببش اشتياق و افتفار اعضا به سوى غذا باشد و شدت جوع و قلت صبر بر آن و اسراف در اكل حتى كه بر معده ثقل آرد و دفع او به قى يا اسهال نمايد و ضعف قوت و هزان بدون ايذا از طعام و اگرچه اندك باشد نيز از دلائل اين نوع است . و اگر سواى هزال بدن و ضعف قوت آثار مذكور يافته نشود و بر از حام بسيار غير منهضم را برآيد و خلفهى متواتر بسيار بود و به ذرب مؤدى گردد و سببش ضعف قوت ماسكهى بدن يا معده باشد . و اگر علامات ديدان شكم مثل احساسات حركت و صعود آن از امعا به سوى معده و خروج آن از شكم احياناً و سيلان آب از دهن خصوصاً در خواب و غير آن كه در به آب و يدان مسطور گردد يافته شود سببش كرم شكم باشد .