محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

463

اكسير اعظم ( فارسى )

زرنباد هر واحد درم كوفته در قوام شكر بسرشند شربت تا دو درم و يا قاقله زرنباد انيسون زيره‌ى سياه نانخواه جفت بلوط قرنفل هر واحد يك درم كوفته بيخته و در مويز منقى مثل همه سرشته به قدر بند قى صبح و شام بخورند و اين معجون نافع شهوت طين است هليله و كابلى هليله‌ى سياه هليله آمله گل سرخ هر يك سه درم خبث الحديد در سركه تر كرده پنج درم قاقله‌ى نانخواه مصطكى جفت بلوط انيسون هر يك درم كوفته بيخته به مويز منقى سرشته يك مثقال صبح و يك مثقال شام بخورند . [ طبرى ] طبرى گفته مداوات عليلى كه آرزوى شىء واحد يا دو شىء كند و او آن است كه گفتم آن خواهش ماهى شور و ماست كند اين است كه استفراغ نمايند اول بدانچه اخراج غلط بار در طب نمايد بعده بدانچه اخراج خلط حار يابس كند و يا مركب كنند يك دوا كه جامع همه دوامر باشد چنانچه عمل حب قوقاياست كه جامع چيزى است كه استفراغ رأس و معده از رطوبات نمايد مثل صبر و شحم حنطل و مانند آن بعده سقمونيا ضم كرده شده تا استفراغ سائر اخلاط از جميع بدن كند همچنين مركب كنند براى اين هر دو شهوت مختلفين دوائى كه جامع دو قوت باشد تا هر قوت مقابله‌ى قوت واحد از اين دو شهوت نمايد مثلًا چون اراده استفراغ كنند براى كسى كه آرزوى سمك مالح و ماست كند براى او اين دوا مركب نمايند هليله‌ى سياه زرد و كابلى خسته دور كرده هر واحد پنج درم افسنتين قنطور يون حشيش غافث افتيمون هر واحد سه درم هليله آمله هر واحد دو نيم درم بعده اضافه كرده شود بدان آلو بخارا و عناب و تمر هندى و تخم كشوث و تخم كاسنى و مانند آن پس بجوشانند و بعد صاف كردن تقويت آن به غاريقون و ايارج و سقمونيا نمايند و اين جامع استفراغ هر دو خلط مختلف است و مدام استفراغ او به اين دوا كنند تا آنكه قوت اطاعت كند و مرض باقى بود و مع ذلك از اطعمه مضاده به يكى از دو شهوت اكراه كند . و اگر در مقابله يك شهوت زياده از ديگر باشد التفات بدان ننمايند زيرا كه طبيعت از ادويه و قواى آنها بدانچه موافق باشد ظاهر نمايد و اعانت قصد آن كند . و ايضاً در به آب فساد شهوت و سقوط آن از فساد مزاج بارد در معده به غير ماده نوشته كه اما فساد مزاج در معده آن است كه مزاج طبقات آن متغير شود و بارد ببرد خارج از طبيعت گردد . و اگر اين در فم معده تنها باشد شهوت كلبى پيدا كند و چون در جميع اجزاى معده باشد و معده و كبد بارد شود اكثر به سبب فرط برد مورث سقوط شهوت گردد پس اگر به سوى فساد مزاج معده حصول ماده‌ى بارد نيز مضاف گردد معالجه اصعب باشد و معالجه‌ى فساد مزاج چون در جميع اجزاى معده‌ى باشد اين است كه اگر من و وقت مزاج و قوت از استفراغ آن مانع نباشد اول به اين حقنه استفراغ نمايند خسك بابونه اكليل الملك مرو سفيد شبح برگ تمام برگ شبت برگ سداب قنطوريون دقيق بيخ سوسن هر واحد كف قرطم كوفته تخم كتان تخم حلبه هر واحد قبضيه مادام تلخ كوفته كف اسقوتو فيديقون سبوس گندم خطمى هر واحد كف جندبيدستر سكنجبين هر واحد دو درم بجوشانند تا مهرا شود و مثل حسوء گردد . و اگر در اين چقندر و كرنب افزايند جائز است بعده به وزن شصت درم از آن صاف كنند و تا صد درم حسب قوت مريض و در هاون يا هفت درم روغن بيد انجير حل كرده حقنه كنند و ايام متوالى به عمل آرند . و اگر قوت ضعيف گردد حقنه ترك كنند و هر روز نيم درم امروسيا با هفت درم حلنجبين و در بعض اوقات دواء الكركم نيم درم تا ده روز متواتر بدهند و غذا در اين ايام شورباى قنابر كه به آن كراث نبطى پخته باشند و در آن فلفل و دارچينى و زيره داخل كنند و در بعض اوقات سينه‌ى قنابربد بدهند و اين همه تا آنگاه است كه مزاج او به حرارت متغير نگردد و چون مزاج به سوى حرارت ظهور نمايد از اين تدبير عدول نمايند به نوشانيدن اين ماء الاصول نقاح اذخر و بيخ آن هر واحد ده درم سعدى هر پنج درم تخم كرفس انيسون باديان مصطكى كبابه هر يك دو درم زوفاى خشك پر سياوشان هر واحد سه درم سنبل الطيب يك درم اسارون اشنه وج هر واحد يك نيم درم هوم المجوس چهار درم مويز منقى بست درم همه را در هفت رطل آب بجوشانند تا به يك رطل و ربع آيد بعده در شيشه كرده در آب نهند و هر روز از اين بست درم با دو درم روغن بادام تلخ ده درم جلنجبين هفت روز متواتر بنوشند بعده در بيضه‌ى ديگر هر روز اين بيست درم به وزن ده درم گلقند عسلى بدهند و گلقند مضغ كنند و بالايش ماء الاصول بنوشند بعد از آن استفراغ به اين دوا كنند زنجبيل يك نيم درم افسنتين رومى يك درم افتيمون يك درم غاريقون يك نيم درم همه را سائيده در آب برگ ترنج سرشته مثل فلفل حبها سازند و از آن دو شربت يا سه به قدر قوت بخورند . و اگر ضعيف گردد استعمال او موقوف كنند . و اگر ضعيف نشود بر آن مداومت نمايند كه آن دوا نافع براى اين مرض است . و اگر ضعيف شود اين حب استعمال كنند كه آن تنقيه‌ى معده‌ى او و اصلاح مزاج او نمايد زيره‌ى نانخواه كروبا فلفل دارفلفل صعتر زوفا انيسون هر واحد درم هليله‌ى سياه و كابلى هر واحد سه درم صبر سقوطرى به وزن ادويه اول همه را سائيده به آب برگ ترنج حب‌ها ساخته بعد طعام به قدر نيم درم . و اگر