محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

26

اكسير اعظم ( فارسى )

تنبول در فم براى قطع بوى بد ماكولات نيز نافع و مضغ زرنب و مرو اطراف درم انگور و خيوط آن و فاغره و بردى سبز و عدس و چقندر خام و صعتر و گشنيز سبز و كندر دموم و جوز بريان بسمن و فرنجمشك و باقلاى خام و زيره كرمانى و اصل السوس مقشر و ابهل و اكل اشنه و شرب طبيخ آن و اكل خرنوب شامى و هان جبن مشوى ديا برگ ينبوت به سركه و يا حلبه و يا مفر حب المحلب و مضغ و اكل سندر و يا فوتنج نهرى و يا گشنيز خشك هر واحد قاطع بوى سير پياز و شراب است و آكل ثوم نيز قاطع رائحه سرشته خوردن كمون پيش از اكل كندنا بوى آن قطع مىكند و خوردن نبات صغار ترب قبل از خوردن بيخ ترب مزيل رائحه آن است و به تجربه سويدى رسيده . و ايضا براى رفع بوى ترب مخترع مؤلف اين است كه بعد خوردن آن برگ نازك تمر هندى خائيده فرو برند و خائيدن سعد و كبابه و كذا نعناع و عقب آن نوشيدن قدرى سركه نيز بوى شراب قطع كند . و اگر مشك طباشير هر يك نيم درم عنبر اشهب نيم مثقال پوست ترنج فرنجمشك سيل زنجبيل كبابه بسباسه سعد كوفى هر يك پنج درم صندل سفيد به گلاب سوده ده درم در گلابى كه صمغ عربى مقدار دانگى در آن حل كرده باشند بسرشند و حب ساخته در دهن گيرند بوى سير و پياز و شراب و مانند آن از دهن دور كند . ايضاً مصطكى و ساذج و اشنه و پوست ترنج و برگ او و حب او و برگ تنبول و اسارون و زرنب و انيسون و زرنباد و نعناع و فوفل و ليمو و پوست هر چه ميسر آيد نافع است . شيخ ميفرمايد كه ادويه مفرده بخريه يعنى نافع انواع بخر مانند كندر و عود هندى و قرفه و پوست ترنج و گل سرخ و كافور و صندل و قرنفل و كبابه و مصطكى و بسباسه و جوزبوا و بيخ اذخر دارمال و اشنه و اظفار الطيب و سعد و قاقله و فرنجمشك و برگ ترنج و سنبل و نارمشك و زنجبيل و خولنجان و امثال آن است و آنچه اين ادويه بدان بسرشند ميبه و ميسوسن و عصاره ترنج است . سويدى گويد كه در بخر پوست زرد اترج مجرب منست و كذا مضغ فاغره و گرفتن مر يا عصاره قنطوريون دقيق يا شب در دهن و نهادن نقره خالص يا طلا در دهان و شرب و مضمضه به سركه عنصل و خوردن و نوشيدن در دهن گرفته عذبه يا جوز الطيب و خوردن و خائيدن ترنجان يا بسباسه يا سعد يا تنبول و خوردن ساذج به مرات يا انيسون يا مرى شعير و مضمضه به شراب كهنه و ماليدن دُردى خمر مجفف هر واحد نافع و خوردن قرصعنه بنان تا يك ماه و نخوردن چيزى غير آن مجرب است و خولنجان و كرفس و اسارون و جوز السرو حماما و عود بلسان و زر ورد و فلفل سياه و بنگ و طرخون و محلب و پسته و نعناع و همه آنچه در قول شيخ گذشت . و كذا خوردن حلبه و يا ليمون مالح و يا مويز و گرفتن پوست ليمون سبز و يا راسن و يا قسط هندى و خائيدن سداب و يا باقلا و يا بادروج همه مطيب نكهت‌اند و زرنب و زرنباد و مضغ عنبر در اين باب مجرب است و آنچه بارها بر امزجه مختلفه در جميع اقسام بخر تجربه كرده‌اند اين حب مسمى به حب جامع مجرب انطاكى است گل ارمنى كتيرا قرنفل سعد انيسون عود هندى جوزبوا گشنيز مساوى كوفته بيخته به روغن بنفشه كه در آن عنبر حل كرده و بحماض اترج در آن مرواريد حل كرده باشند حبها مثل نخود سازند و در دهن بدارند و اين حب مفرح مقطع اخلاط و دافع بجز و بخار و مطيب نكهت است و در اين باب نظر او نيست و در آن شفا از براى جميع امراض معده و راس و فم‌ست و از ادويه جالب بخر بيخ عليق و قثاء الحمار و سرمق و نخود سياه و طاليسفر و پنبه دانه و خاكستر خستهء غبيرا و چوب محروث و بيخ انجير خشك است . اگر مساوى گرفته قرص بسته دائم در دهن دارد بخر فم آرد و ابخره رديه به سوى او صعود كند حتى كه كسى قريب او نشود پس بايد كه از اين ادويه احتراز كنند . و سويدى گويد كه دخان سيماب مورث بخر و مفسد لحم لثه است و تجربه كرده‌ام و تكرار استعمال مشك در طعام و شرب مياه معدنيه نيز مورث بخر است و اكثار اكل كنجد نيز از جمله چيزهاى پيدا كننده بوى بد در دهانست خصوصاً هرگاه چيزهاى از آن در دندانها باقى ماند . اورام زبان و آن يا عام بود در جميع زبان و عضلات محركه او و يا در عضلات بدون زبان و يا در زبان بدون عضلات . و ايضاً آن حار دموى و صفراوى باشد و يا بارد بلغمى و سوداوى و تشخيص اين اقسام مثل اورام‌ست و ايضا رنگ زبان دليل خلط فاعل است و كثرت لعاب دهن در دموى و بلغمى خشكى زبان در صفراوى و سوداوى و كثرت وجع در ورم حار باشد و وجع تمددى و ضربانى بر دموى و شدت وجع و سوزش و اكثر تبثر دهان بر صفراوى و صلابت ورم بر سوداوى دلالت كند و گاهى زبان از خوردن سموم مثل فطر و افيون ورم مىكند و تقدم سبب شاهد اوست .