محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

212

اكسير اعظم ( فارسى )

دادن شير مسطور گردد . ايضا استعمال حب تأليف والد علوى خان و حب غرى السمك و حب جواهر كافورى تأليف حكيم شريف خان و حب حكيم ميرزا ابراهيم و حب سعال نسخه‌ى زوكائى و خميره‌ى خشخاش و دياقوذا تأليف حكيم علوى خان و روغن مشروب و سفوف خشخاش و سفوف صندل در تأليف حكيم شريف خان و سفوف تأليف حكيم مير محمد هادى و شربت فريادرس و قرص خشخاش و كافور و قرص شاذنج تأليف حكيم مؤمن و قرص طباشير معتدل تأليف علوى خان و قرص سل و لعوق سل و طباشير و لعوق خشخاش حكيم ميرزا ابراهيم و لعوق كه در امر سرفه‌ى نزلى و سلى بى نظير است و مسهل مسلول و معجون مجرب و مفرح و ياقوتى نافع مسلول در اين مرض نافع است حسب حاجت هركدام از اين تراكيب كه مطلوب باشد به عمل آرند . و اگر خشخاش سفيد نيم‌كوفته ده درم اسپغول سه درم در يك رطل آب بجوشانند چون نصف بماند يك رطل قند سفيد به قوام لعوق آرند و خشخاش سياه و صمغ عربى هر يك دو درم سائيده و بياميزند و يك توله بخورند نسخه‌ى سهل و براى مسلول از مجربات حكيم اسمعيل خان است و نوشيدن گل ملتانى دو مثقال نيز نافع قرحه‌ى ريه است و كهارا روسه به دستور برآورده يك درم و كتيرا صمغ عربى اصل السوس هر يك سه درم كوفته بيخته قدر حاجت دادن نيز سرفه و سل و دق را سود دارد و كذا گلوى سبز برگ بانبه اصل السوس جوشانيده با نبات دادن . صاحب تكمله‌ى هندى براى سل نافع نوشته و گويند كه استعمال شيره‌ى تخم اسفاناخ مجرب است و كذا مداومت شرب روغن كنجد . و به قول سويدى بر روى سوخته يا كاغذ مصرى سوخته به آب مطبوخ سرطانات نهرى نافع سل است و شرب شير خرنجاكستر سرطان بالخاصيت مفيد و صمغ عربى و نشاسته و گل ارمنى و سنبل الطيب و مرو بادروج و بيخ عليق هر واحد نافع قرحه‌ى ريه است و خوردن گوشت بسط و گوشت قنفذ و شرب پوست بيخ گاو زبان هر روز نيم مثقال به ماء الشعير نيز مفيد و شرب شير خر و حسوء از آرد نخود سفيد و شير ميش يا بز ساخته مجرب خود نوشته و رب انجبار پنج درم و يا از پوست بيخ او يك مثقال به ماء الشعير مبرز نافع سل است . و غافقى گفته كه به رب انجبار زنى بعد ده سال از قرحه‌ى ريه صحت يافت و كذلك و ترح كليه و شانه از آن شفا يافتند و به قول مالقى بخور سرگين خرگوش دموى او سل و قرحه‌ى صدر را نافع است و خوردن موميائى نيز مفيد گفته‌اند قانون چون سل را تپ دق لازم است پس در دق عنايت جانب ترطيب و تبريد و بدل ما يتحلل و تقويت اعضاى رئيسه ضرورست و در سل رعايت ترطيب مع التجفيف زيرا كه معالجه‌ى قروح به تجفيف است و ليكن چون اكثر ادويه‌ى مجففه مانع نفث و ضار دق‌اند و ادويه‌ى مرطبه‌ى بنفشه اكثر تليين و ترطيب قرحه مىسازند و مانع التحمام زخم شش مىشوند و ادويه‌ى بارده صرف نفوذ در موضع جراحت نمىكنند و ادويه‌ى حاره‌ى سرفه حمى را كه لازم قرحه است مىافزايند پس مىبايد كه علاج در اين صفات ادويه باشتراك نمايند به تخفيف با تنفيث صديد و ترطيب و تبريد با تسخين لطيف كه جلاى قرحه نيز حاصل آيد نشود كه شيرجات بسيار دهند كه معده و اشتها را خراب كند و ظاهرست كه مبردات سرفه قاطبه حميت ارواح و مخرب حرارت غريزىاند به مقدر و اجتناب ضرورست لهذا گلقند را با قرص كافور تركيب كرده مىدهند . و ايضا گفته‌اند كه قانون كلى در علاج سل آن است كه براى قرحه‌ى يكى به تخفيف مىبايد چنانچه بادويه‌ى مثل طباشير گل ارمنى زعفران افيون بستان افروز كافور و ديگر التحام به مثل صمغ عربى كتيرا نشاسته دم‌الاخوين كهربا و سريشم ماهى و سرطان و هر چه صمغيت داشته باشد بايد كرد و ديگير تنفيث و اغرا به مثل بهدانه رب السوس خطمى خبازى و غيره بايد كرد تا جلاد تنقيه چرك به سهولت حاصل شود و سرفه رو به كمى نمايد و گاهى جهت تقطيع چرك و تقويت معده مثل باديان و غيره داخل بايد كرد و شيرجات مرطبه مثل مغز تخم كدو دهند يا نه و خرفه محض براى تسكين حدت حرارت و تعادل مجففات بايد داد ليكن نه به افراط تا ترطيب در قرحه حاصل نشود و شيره‌ى كاهو و شيره‌ى خشخاش براى حبس نزلات ضرورت دارند . و بدانند كه در غذا باميه يعنى به هندى پخته صاحب سرفه و سل و دق را نافع است و كذلك تورئى و كدود تنده‌ى يك حكم دارد . و ايضا در بلاد هند اكثر مريضان را نان نمىدهند بلكه ماش و برنج جدا جدا يا با هم پخته مىدهند و نان وقتى جائز است كه مريض قوى بود و او را اسهال نباشد . ذكر بعض ادويهء مركبه كه در مرض سل معمول است : حب غرى السمك كه به جهت سرفه و سل و نزله حار و نفث خون و ريم كه از قرحه‌ى سل باشد بى عديل است تخم خشخاش سفيد صمغ عربى شكر قيفال كتيرا مغز بادام مقشر غبار آسيا عزى السمك تخم خطمى گل گاو زبان رب السوس هر يك و ماشه مغز تخم كدوى شيرين تخم كاهو مقشر هر يك سه ماشه افيون يك ماشه زعفران نيم ماشه كوفته بيخته به لعاب بهدانه و اسپغول حبها برابر دانه‌ى عدس سازند و يك دو حب صبح و شب بدهند حب سل سنگ جراحت است