محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

203

اكسير اعظم ( فارسى )

علامت ورم رخو در ريه ترهل وجه و ضيق النفس و سعال لين مع كثرت آب دهان و سبات و ثقل و رطوبت در صدر به غير حرارت كثير و عدم حسرت در وجه بلكه رصاصيست لون و تپ نرم و عدم درد در عروق باشد علاج در ورم رخوريه در ابتدا به علاج ذات الريه از تليين و تضميد بر وادع متوجه شوند تا باشد كه ماده روع پذيرد و چون چند روز بگذرد و تپ ساكن شود و مرض به انحطاط افتد چيزى كه در سعال بلغمى مذكور شد از تصحيح و نضج و وضع و تنقيه به كار برند و طبيخ زوفا و انجير زرد و حلبه بنوشند و غذا آب باقلا و كشك گندم ، شيره‌ى سبوس با عسل و روغن بادام سازند . و اگر طبع قبض بود دو مثقال بنفشه و پنجاه دانه مويز منقى و يك توله اصل السوس و پنج عدد انجير بجوشانند و در اين طبخ مغز بلوس مقدارى كه خواهند داخل نمايند و صاف نموده روغن بادام افزوده بنوشند . و اگر طبع نرم بود و شربت حب الآس دهند و رب به مفيد است . و گويند كه جهت تليين و نضج مواد مطبوخ انجير زرد چهار عدد مويز منقى دو توله بادرنجبويه و كوه برگ شاهتره بنفشه هر يك نه ماشه پرسياوشان اصل السوس گاو زبان هر يك هفت ماشه با خميره‌ى بنفشه چهار توله پنج شش روز داده باضافه ادويه‌ى مسهله مسهل دهند و باقى همه تدبيرات از ذات الجنب بلغمى گرفته به عمل آرند . ثابت بن قره گفته سزاوار است كه در ورم بلغمى ريه طبخ انجير خشك ساده يا با گلقند شكرى يا عسلى يا آب نيم‌گرم يا آبى كه در آن باديان و نبات جوشانيده باشند بنوشند بعده لعوق بزر كتان با عسل بخورند . و اگر مرض قى باشد طبيخ زوفا بياشامند و تمريخ صدر به قيروطى متخذ از روغن بنفشه و مغز چلغوزه و پسته و موم سرخ و فراسيون كوبيده و يا عصاره‌ى آن نمايند و غذا باحساى معموله از آرد گندم و كرسنه و عسل و روغن بادام و باقلايا متخذ از گوشت بزغاله با قوابل حاره سازند و به جاى آب ماء العسل يا آب مويز يا آب كشمش يا مفتج بنوشند و تمريخ صدر بوم روغن مصنوع از روغن سوسن و روغن نرگس و موم سرخ و كتيرا سوده نمايند اريباسوس گويد بايد كه استعمال نمايند در ورم بلغمى ريه اين مطبوخ را كه بسيار نافع و مجرب است انجير زرد عناب مويز سرخ منقى سپستان بنفشه تخم خطمى بهدانه پرسياوشان هر واحد يك كف در آب بجوشانند تا مهر او مثل جلاب گردد پس صاف نموده فانيذ سنجرى بست درم اضافه كرده‌اند اندك اندك بياشامند و غذا نخود آب با باديان دهند و شربت زوفا اين مرض را بسيار نافع است و هر چه در نوع سوم ذات الريه در قول طبرى گذشته حسب حاجت به كار برند و در ورم صلب ريه همگى عنايت بتليين نمايند تا صلابت نرم شود و اين چنان باشد كه لعاب بزر كتان و خطمى و روغن بادام و شير دختران تجرع كنند و روغن بنفشه و موم سفيد و لعاب حلبه و تخم كتان جمله بهم سرشته بر سينه ضماد سازند و ديگر تدابير ملينه بدوا و غذا به كار برند و اين قسم را لاعلاج گفته‌اند و اطليه‌ى لينه بادهان ملينه و شحوم معروفه و مغز ساق گاو بر سينه گذارند و بعض متأخرين مىنويسند كه در ورم بارد ريه انجير درد چهار عدد مويز منقى دو توله بادرنجبويه عنب الثعلب شاهتره بنفشه هر يك نه ماشه پرسياوشان اصل السوس گاو زبان هر يك هفت ماشه جوشانيده خميره‌ى بنفشه چهار توله داخل كرده دهند و بعد پنج شش روز مسهل دهند و اطليه‌ى اضمده به كار برند . و اگر در ريه سنگ متولد گردد و به سرفه برايد قى كنند و بعد از قى منضج و مسهل دهند حسب ضيق النفس بلغمى و بايد كه پيش از قى بزر كتان بريان نه ماشه اصل السوس گاو زبان هر يك چهار ماشه عسل سه توله تا سه روز بدهند و شورباى مرغ شكم سير نوشانيده قى كنند . اجتماع الماء فى الريه گاهى در ريه رطوبت مائيه كثيره جمع مىشود و اين اكثر بخارات است كه در ريه جمع مىشود و بتكاثف مستحيل بمائيت مىگردد و اين وقتى باشد كه جرم ريه بارد بود و بسا است كه اعانت كند بر اين برد هواى مستنشق و قلت تحلل و لهذا اكثر در اوقات و بلدان بارده و مبرودين را عارض مىشود و دلالت مىكند بر آن مليله و آن حالتى است ميان تپ و صحت و تپ نرم و ورم اطراف و سوء تنفس و نفث رقيق مائى و حال صاحب او مثل حال مستسقى باشد علاج تدبيرش خفيف تر از علاجى كه در باب اجتماع المده مسطور گردد نمايند و عنصل مشوى به قدر چهار سرخ سوده در شربت بزورى آميخته خورانيدن و غذا كباب با نان و عرق باديان به جاى آب دادن به تجربه رسيده و گاهى در اين حاجت به شكاف افتد . بثور ريه گاه در ريه بثور حادث شود و علامتش احساس ثقل در سينه و تنگى نفس مع سرعت و تواتر او است و حرارت عظيم در سينه و التهاب به غير تب عام و درد و