محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
185
اكسير اعظم ( فارسى )
و اين به تجربه معلوم شده و نزديك سر او روغن بزند دموى سر او بتراشند براى تفتيح سام و استعمال اين محمرات اگرچه زن باشد و لا بد اسهال حب قوقايا نمايند اگر مواد بسيار باشد زيرا كه از شان اين حب اسهال مواد مختلفه از سر است و اين بعد از فصد بايد بعده لزوم ادويهى مخمره بر سر نمايند . [ جرجانى ] جرجانى در بحث سل نوشته كه اگر خون از ريه برآيد تدبير او آن است كه بيمار را ساكن دارند و از همه حركات باز دارند در حال فصد باسليق كنند و اندك خون به چند كرت بيرون آرند و اطراف بمالند و به بندند و سركه در آب بسيار آميخته در مدت سه ساعت دو يا سه بار بدهند تا تنقيه خون منجمد در ريه كند بعده قرص كهربا در شربت حب الآس و قرص بسد در آب باران يا آب خيار دهند و ماء الشعير كه در آن پاچهى بره و حب الآس به عفص و انار خام پخته باشند بياشامند در روز اول هيچ طعام ندهند و بر اين ماء الشعير قناعت كنند . و اگر قوت ضعيف باشد حريره آرد جو آرد باقلا آرد نخود به روغن بادام و شكر يا عسل و اندكى نان در ماء الشعير ثريد كرده يا بيضهى مرغ نيم برشت بدهند . و اگر بيمار قوى باشد روز دوم نيز اندكى خون بيرون كنند و غذا تا روز چهارم از اين نوع دهند كه مذكور شد وسيله بيمار به روغن گل چرب كنند . و اگر فصل زمستان باشد به روغن ناردين يا روغن مصطكى و آب نى تر كوفته افشرده و اون حبس خون نمايد و اسفنج در سركه و آب ممزوج نيمگرم تر كرده بر موضع درد سينه نهند و به غبار آسيا و تراب كند در سفيد بيضه سرشته و يا بسفرجل عنص در شراب قابض پخته كوفته ضماد نمايند و اين تدبير قبل حدوث ورم كنند و بعد روز هفتم پشم زوفا به روغن گل و سركه تر كرده بر سينه نهند . و اگر به روغن مور و يا روغن مصطكى و شراب عفص بر نهند صواب باشد . و اگر جراحت ريم كند به علاج سل رجوع نمايند . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج او قلب ماده و جذب او به سوى اسفل است و حيله در آن تسكين مزاج او در حبس دم به اين قرص است بگيرند ودع محرق و گل قبرسى و ارمنى هر واحد دو درم و كهرباى خالص يك درم و گل مختوم پنج ورم و گل قيموليا و صمغ عربى و صمغ عربى و صمغ فارسى و نشاسته و كندر هر يك سه درم عقيق و بسد و مرواريد ناسفته هر واحد يك و نيم درم همه را سائيده به آب بارتنگ مطبوخ مصفى به وزن يك يك مثقال قرص سازند و هر روز يك قرص چهل درم ماء الشعير بدهند . و اگر سرفه اندك باشد به طبخ آس نوشانيدن نيز مضايقه ندارد بگيرند حب الآس دو كف و بر آن طلاى هلو آنقدر اندازند كه بپوشد و بجوشانند تا حب الآس مهرا گردد و بعده صاف نموده كتيرا نشاسته صمغ عربى داخل كرده باز بپزند و به قدر ملعقه يا دو ملعقه گرفته قرص مذكور بر آن انداخته بدهند خلق كثير را ديدم كه نفث الدم از انصداع رگ در ريه داشتند و به اين طريق شفا يافتند . و اگر مزاج متحمل اين نباشد و در سرفه فصل برانيد ماء الشعير عوض اين با قرص مذور نمايند . و اگر شكم نرم بسيار گردو آب پست جو عوض ماء الشعير كنند و غذاى او حسوى جاورس مقشر بريان و كعك مدقوق به مغز بادام بريان نمايند . و اگر مزاج محتمل باشد و تپ نبود تغذيه به تهوى بريان و سينهى تدرو و زردهى بيضهى مضايقه ندارد . و اگر شرب ماء الشعير يا آب سويق بر مريض دشوار باشد يا معدهى او به سبب ضعف هضم او نكند و تپ نباشد بگيرند بيضهى مرغ و سفيدى او دور كرده بر آتش نهند و به خلال حركت دهند تا زردى منحل گردد اندكى متماسك شود بعده قرص مذكور سوده بر آن اندازند و بخورانند و اين دوا خون سحج و اسهال خون را نيز قطع مىكند و واجب است كه در قرحهى ريه ازارخاى ريه حذر كنند و هرگاه در ريه خشونت از ادويهى قابضه پيدا شود موم و روغن كه در آن كتيرا و نشاسته اندك آميخته باشند بدهند و اين معالجهى طريقهى حراينين است و اهل عراق استعمال موم و روغن كرده مىدانند و تشنيع اين مىكنند و اهل حران در عفر معده موم و روغن كه بر آن سفيداج رصاص انداخته باشند و سفيدى بيضهى كه در آن اسفيداج آميخته باشند مىدهند . علاج نفث الدم از انشقاق يا انقطاع عرق اول فصد باسليق كنند و خون بسيار گيرند كه قريب به غشى رسد و قرص كحل سه ماشه در مرباى سيب ولايتى دو توله ورق طلا يك عدد سرشته بخورند بعدهى شيره انجبار چهار ماشه و اصل السوس و حب الآس هر يك هفت ماشه و خشخاش نه ماشه لعاب بهدانه سه ماشه در عرق بيدمشك و باترنگ و گاو زبان هر يك هفته توله صمغ آلو با لوسه ماشه بارتنگ هفت ماشه پاشيده بدهند و وقت شام سبوس اسپغول هفت ماشه و شربت انجبار و خشخاش هر يك دو توله عرق بارتنگ نه توله بنوشانند و غذا آش جو به شربت نيلوفر و خشخاش دهند و به فاصلهى سه چهار روز فصد صافن كشانيد و دوا و غذا به دستور دارند و گل ارمنى شاخ گوزن سوخته