محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
162
اكسير اعظم ( فارسى )
مغز بادام مغز هندوانه هر يك يك توله در عسل سرشته حبها ساختند بدهند و مطبوخ الصل السوس خطمى باديان هر يك چهار ماشه انجير زرد و چهار عدد اسطوره سه ماشه با شهد نيز سرفهى بلغمى و كوتاهى نفس را نافع است و دارچينى باديان هر يك چهار ماشه جوشانيده گلقند دو توله داخل كرده دادن نيز مفيد و كذا اصل السوس زوفاى خشك مويز منقى دارچينى به عرق عنب الثعلب جوشانيده شيرهى زيرهى سفيد چهار ماشه نبات داخل كرده براى سرفه و بول مكدر از عفونت بغلم نافع كه همه ملطفات است و جالسات نزله اينجا ممنوع است . و معجون زوفا مجرب حكيم على در اين به آب به غايت نافع و يا رب السوس زوفاى خشك ايرسا مغز بادام تلخ هر يك چهار ورم حليتت تخم انجره هر واحد يك درم كوفته بيخته با عسل آميخته حسب حاجت بخورند و در حمام عرق آورند و مغلى حلوا ترنجبين بدهند و اغذيهى ناشفه چون قليهى بريان و كباب و نان خشك بعد تنقيه تناول كنند و رياضت متعبه قبل طعام خصوصاً حركت صدر بقرارت و الحان و و لك اختيار نمايند و از اشياى رطوبتافزا و لحوم چرب پرهيزند و باقى تدبير از علاج سرفهى نزلى بارد اخذ كنند و دو درم يا يك درم را تنيج سوده بر حريره سبوس گندم پاشيده هفت روز خوردن نفع مىكند بسعال مزمن و تنقيه صدر دريه مىنمايد . و به قول ثابت خوردن انجير خشك با مغز بادام يا مغز جوز سرفه مزمن رطوبى را زائل كند و يا بگيرند پودينه تخم ترب صمغ بطم ميغه سائله و به عسل سرشته استعمال كنند . و اگر كبوتر صحرائى ذبح نموده همچنان درست با بال و پر بسوزند و يك حبه از خاكستر آن با برگ تبنول بدهند براى سرفهى بلغمى به غايت سودمند است . و به قول سويدى شرب طبيخ قنطوريون دقيق و لعوق تخم كتان شش درم و پياز عنصل بريان سه درم معجون به عسل و شرب و مضغ مصطكى و خوردن خرما و شرب نفط سفيد و طبيخ بيخ ماذريون و عصارهى حشيشه الزجاج و اصل السوس مقشر نيمكوفته و عليتت در بيضهى نيمبرشت و خوردن جلسه شرب طبيخ اومع انجير و شرب حسب بلسان و شحم حنظل و روغن بلسان لطبيخ زوفا دراسن به عسل و دوتو و عصارهى عنصل به عسل و خوردن عنصل مشوى به شكر يا عسل و پياز بريان و كرسنهى مطبوخ به روغن بادام و پودينهى كوهى مع انجيره شرب طبيخ ايرساد عود بلسان و فراسيون يا لعق جرم او به عسل مكرر و خوردن تودرى و پسته و انجير و گرفتن و خان زرنيخ زرد يا سرخ مخلوط به شحم در قمع و شرب طبيخ زوفاى خشك و جزو السرودا سقولو قندريون و ترب و سكر العشر و سياليوس و طبيخ گاو زبان بانجير يا مويز منقى يا به عسل هر واحد مفيد سرفه مزمن است و هم او گويد كه عرق گاو زبان به شكر شيرين كرده در سفال مزمن مجرب من است و سكنجبين نيز نافع و را تينج يك مثقال سوده بد و بيضه نيمرشت آميخته نهار خوردن و حريره سبوس گندم به مغز بادام و اصل السوس مقشر كوفته و انجير فربه پنج عدد به سعال مزمن نفع عجيب بخشد و مجرب است و خوردن لحم بط و مغز چلغوزه بشكر و تخم كشوث و گزر بريان و مرباى او به عسل نيز مجرب و دارچينى وقته و خطمى و صمغ او و خردل به عسل و زفت رطب به جلاب و بادام شيرين و طبخ كرفس و سليخه و بيضهى سنگ پشت و بند ق هندى و سداب و شبت يابس و غاريقون دو درم رب السوس يك درم و قنطوريون غليظ همه نافع سعال مزمناند . ذكر ادويهء هنديه مفيد سعال بلغمى : پوست بليله تخم كونچ فلفل گرد صمغ عربى اصل السوس كاكراسينگى مساوى كوفته بيخته حب به قدر نخود سازند و دو حب در دهان دارند كه مكرر تجربه رسيده ديگر فلفل سه ماشه دارفلفل شش ماشه پوست انار يك توله قند سياه دو توله جواكهار كنيم ماشه ادويه كوفته بيخته به قند سپاه سرشته حبها به قدر نخود سازند و يك حب بخورند ديگر ايلوه زعفران هر يك سه ماشه ريوند چينى دو ماشه هليلهى كابلى يك ماشه فلفل گرد زنجبيل عاقرقرحا هر يك شش سرخ همه را كوفته به آب ادرك برابر نخود حب بندند و بجوان دو حب و به طفل يك حب بدهند ديگر مرج و سجى و نخود بريان مقشر هر سه مساوى در شيرهى اورك حب بندند حسب حاجت بدهند كه مجرب نوشته ديگر فلفل گرد نانخواه دارفلفل نمك لاهورى نمك سياه سهاگه هر واحد يك درم برگ اردسه يازده عدد در سبوچه گلى نهاده دهن آن بند كرده در آتش نهاده بسوزند و برآورده سائيده نگهدارند و هر روز به قدر چهار سرخ از آن در پان خورند كه معمول بسيار مفيد است و بعضى نوشتهاند كه بعد سائيدن برابر آن صمغ عربى سوده افزايند و به قدر يك ماشه از آن خورند ديگر دارفلفل در پارچه نم داده بپيچيده زير خاكستر گرم به قدر يك ساعت بدارند بعده در دست بمالند كه دانهاى دارفلفل جدا شود و يك توله از آن بگيرند و سهاگه بريان و خولنجان هر واحد يك توله فلفل دو توله عاقرقرحا نيم توله كوفته در كهرل انداخته به آب گيسو از سه روز به حق بليغ نموده حسب مقدار نخود بندند و يك عدد حب بخورند كه سرفهى رطوبى و ضيق بلغمى را مجرب اهل هند است ديگر پوست هليله زرد و بليه