محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

156

اكسير اعظم ( فارسى )

كوفته بيخته به لعاب بزر كتان سرشته حب مفرطح بسازند و زير زبان نگاه دارند . و اگر ماده‌ى نازله به سوى صدر رقيق حاد دائم السيلان باشد بايد كه فصد قيفال كنند و به حسب احتمال قوت و مساعدت سن و زمان خون برآرند و ماء الشعير غليظ القوام كه در آن عناب و خشخاش و سپستان غير مدقوق پخته باشند به شربت خشخاش بدهند و حريره‌ى شيره‌ى خشخاش به اندك نشاسته و كتيرا و نبات ساخته دهند و لعوق خشخاش معمول بادويه‌ى و شربت خشخاش معمول به پوست او و شكر بخورانند و بنان آرد جوارى مع خشخاش و بادام مقشر ساخته و حساى معمول از اطريه و آرد عدس و مزوره‌ى ماش و كدر و عدس غذا سازند و اين لعوق نزلات حاده را بشكند تخم خشخاش سفيد كوفته ده درم نشاسته كتيرا صمغ عربى هر واحد چهار درم مغز تخم كدو مغز بهدانه هر واحد سه درم باريك سائيده درفا نيز محلول به گلاب سرشته استعمال كنند و اين لعوق نيز نافع است خشخاش مع پوست ديگر طل عناب پنجاه عدد سپستان صد عدد جمله را در پنج رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند صاف نموده فانيذ خراسانى يك رطل با ميفنج يك رطل داخل كرده به آتش ملائم بپزند تا به قوام لعوق آيد بعده كتيرا صمغ هر واحد هفت درم نشاسته پنج درم باريك سائيده آميزند . و ايضا اين لعوق نزلات حاره رقيقه نازله از سر به سوى سينه را نافع است بگيرند خشخاس فيد و سياه هر واحد بيست درم اصل السوس مقشر كوفته سى درم بهدانه تخم خطمى هر واحد پانزده درم جمله را يك شبانه روز در پنج رطل آب بخيسانند بعده بپزند تا به نصف آيد و بر آن كتيرا هفت درم و صمغ عربى پنج درم و بهدانه پنج درم هر واحد خوب كوفته و شكر طبرز دو رطل و نيم انداخته بر آتش معتدل بپزند . و اگر حرارت زياده نباشد مفخج داخل كنند و به قوام آرند تا مثل لعوق گرد و در ظرفى برداشته استعمال نمايند . و اگر نزله شدت كند و آنچه از سر فرود آيد رقيق باشد و اين تدبير در قطع او سود ندهد سر را به آبى كه اندك افيون در آن حل كرده باشند ماليده موى آن بتراشند و گل مختوم يا گل ارمنى به آب بارتنگ سرشته بر سر و پيشانى طلا نمايند و روغن بيد كه در آن خشخاش مع پوست كوفته و برگ مو رو پخته باشند بر سر بمالند تا دماغ بدان قوت يابد و ماده غليظ گردد و از آنچه همين فعل دارد حرف و سرگين كبوتر خشك و ثافسيات ، چون باريك سائيده به آب اثل و به آب برگ سرو سرشته بر سر طلا سازند و بخار سركه كه در آن سبوس گندم و باقلا پخته باشند استنشاق نمايند يا سنگ را گرم كرده در سركه كه در آن سبوس جوشانيده باشند انداخته بر بخار آن انكساب نمايند و صندل و كافور بر اخگر گذاشته بخار او استنشاق كنند اگر حرارت قوى باشد و اين جمله مخفف و مغلظ ماده‌اند و حتى الامكان خواب كم نمايند كه ماده غالباً وقت خواب بر سينه مىريزد و بالين غير مرتفع باشد و غذا حسوى معمول از نشاسته و آرد ميده و غيره كه مذكور شد دهند . و اگر به اين تدبير اصلاح نپذيرد لعوق خشخاش معمول بادويه‌ى بدهند كه آن مغلظ موادست بگيرند خشخاش تازه با پوست يك رطل و در ده رطل آب بجوشانند تا بسه رطل آيد صاف نموده عسل مصفى يك رطل و منفتج دو رطل اضافه كنند . و اگر حرارت قوى باشد فانيز عوض عسل گيرند و باز به آتش ملايم بجوشانند چندان كه به قوام لعوق آيد پس از آتش فرو گرفته اقاقيا مازو سماق زعفران گلنار عصاره‌ى لخيه التيس هر واحد يك درم باريك سائيده اضافه نموده برهم زنند و بردارند و قومى در آن قدرى افيون اضافه كرده اندك . و اگر از اين ماده منقطع نشود بخورات كه در علاج زكام مذكور شد تبخير نمايند . و اگر از آن هم منقطع نگردد بر سر داغ دهند و آن خطر دارد . [ حكيم على ] حكيم على بعد بيان قول صاحب كامل در شرح قانون نوشته كه لعوق صبيبان با شير زنان و شير خر براى خشونت صدر و حرارت بدهند و يا از اصل السوس و كتيرا و فانيذ و بهدانه و صمغ يك يك جزو خشخاش يك نيم جزو نشاسته نيم جزو معجون سازند و بليسند و جائز است كه از آن قرص يا حب سازند و استعمال كنند و آنچه نزله را منع كند و تغليظ ماده نمايد خوردن خشخاش است بهر طريقى كه باشد و كذلك اگر از آن ناطف و حلوا به روغن بادام بسازند و نشوقات مذكور در باب زكام حاد استعمال نمايند و به استنشاق گلاب تعهد كنند و بخور به باقلا كه در سركه نر كرده باشند و به شكر و سندروس و صندل و زعفران و كافور نمايند و حريره‌ى آرد باقلا بدهند كه در آن قوت جلا و دفع نزله و امانت بر نفث است و نشاسته نيز در آن اضافه نمايند و روغن بادام و به شكر طبرز و اندازند و طبيخ عدس يك دو روغن بادام كه بر آن قدرى كتيرا پاشيده باشند بدهند . و اگر غذا قويتر خواهند زرده بيضه نيمبرشت و ماهى شديد البياض به روغن بادام بريان و آرد جو و كشنيز خشك خورانند و آب باقلا به روغن بادام و حسوى متحد از باقلا و جو منتشر و خشخاش سفيد و روغن بادام شيرنى و فانيز بسازند و بقله يمانى يا كدو مع فراريج و اطويه نافع است و شربت ايشان شربت بنفشه و جلاب