محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

144

اكسير اعظم ( فارسى )

سواى تدبير ديگر به اين بخور سمت يافته . و اگر خلط متعسر باشد و باقى ماند اين حقنه استعمال نمايند قنطوريون دقيق و غليظ هر واحد كف كبير قرطم تخم كتان تخم حلبه دو كف خطمى سبوس گندم هر واحد سه درم انجير سفيد چهل عدد سكنبيج سه درم بارزد دو درم جاوشير يك درم ورق سداب كف كبير همه را بپزند تا مهر پس يك‌صد درم آب آن صاف نموده قدرى روغن سداب و روغن بيد انجير بر آن چكانيده نيم‌گرم بدان حقنه كنند و اين حقنه ربو را ببرد چون از بازد و بصداع كهنه مزمن باشد و مشائخ را كه مزاج آنها بسيار بارد باشد نيز نفع مىكند و ابن سيار در اصحاب روكائن از رطوبات بارد و بصداع كهنه مىشود براى سعال كهنه و خشونت قصبه ريه و انتصاب نفس اين سفوف اسعتمال ميگردد انتفاع كثير از آن مىيافتند بگيرند زرنيخ سرخ دو دانگ گوگردى كه و ثلث ريه فلوص در آفتاب بدون نمك خشك كرده پنج درم سرگين خرگوش سه درم زوفاى خشك پرسياوشان زراوند مد هر واحد دو درم همه سائيده شكر برزو مساوى آميخته هر روز نهار دو درم بخورند و بالايش شربت عسل يا شربت انجير يك اوقيه بنوشند . و حكيم موصوف امر ميكرد به استعمال شربت حلبه بگيرند تخم حلبه رطل غير و تمر بيرون سه رطل به دو چندآن آب بجوشانند تا مهرا شود ماليده صاف نموده به قدر ربع آن عسل آميخته به قوام شربت آرند و دائم استعمال نمايند . و افلاطون صغير معروف بسقلبى در كتاب كى ذكر كرده كه در علاج ربو بر سينه در چهار موضع بر يمين و يسار و مقابل آنها در موضع داغ دهند بآله عريض كه سر او به قدر دينار باشد و آن از علاج مشهوره است . علاج ربو دخانى كه از استيلاى ابخره دخانى بر قلب و از اخلاط كه در شرائين باشد عارض گردد فصد باسليق از دست چپ نمايند و براى تسكين حرارت قلب شيره تخم خرفه نه ماشه در عرق كاسنى و عرق گاو زبان هر يك هفت لوله برآورده شربت صندل شربت نيلوفر هر يك يك نيم توله داخل كرده بنوشند و طلاى صندل و آب كشنيز سبز بر سينه نمايند و لعاب اسپغول با شربت نيلوفر و شربت بنفشه دهند و ماء الشعير و شربت سيب و صندل و فواكه و ميفرخات بارد خورانند و مداومت لعاب گاو زبان با شربت انار مفيد شناسند و آنچه در علاج خفقان حار گفته آيد به عمل آرند . و به قول خنجرى تسكين حرارت قلب به سكنجبين ساده و شربت ليمون كنند و ترك مسجزات و تناول اشياى مانع بخير نمايند . و به قول حكيم عابد تخم بارتنگ و آب او مجرب است و اكل مسلوق او به روغن بادام تا ايام متوالى نيز مفيد و اين معجون خفقان در اين نوع نيز مجرب است مليله زرد و سرخ و سياه افتيمون هر واحد يك درم بليله دو آرم آمله چهار درم كشنيز خشك شانزده درم روغن بادام شيرين ده درم ترنجبين شهد مصفى هر يك بست درم شكر سفيد شصت درم به دستور اطريفلات مرتب سازند و با گلاب بخورند و يا بعد فصد باسليق عناب بهدانه در عرق گاو زبان و كاسنى و عنب الثعلب و نيلوفر ماليده شربت بزورى داخل كرده بالنگو پاشيده دهند و يا عناب بهدانه اصل السوس جوشانيده شيره كاهو شيره خيارين شربت بنفشه خاكشى دهند و گاهى خطمى مىافزايند و يا بهدانه عناب دانه هيل در عرقيات جوشانيده و شربت بنفشه بدهند و خميره مرداريد استعمال نمايند و گاهى در ضيق با خفقان و سرفه و خروج بلغم خطمى خبازى گاو زبان گل بنفشه عناب جوشانيده نبات داخل كرده ميدهند در مزاج سوداوى عناب بهدانه سپستان به عرق شاهتره جوشانيده شيره كاهو شربت بنفشه خاكشى دهند باز خطمى خبازى جو مقشر در جوشانده و صمغ عربى سوده پاشيده افزايند . و ايضا در ربو از بخارات سوداوى قلب خميره گاو زبان شش ماشه خورده اصل السوس گاو زبان هر يك چهار ماشه گل گاو زبان سه ماشه در عرق عنب الثعلب و كيوژا جوشانيده شربت به روزى بار دو داخل كرده دهند . و اگر با خفقان رطوبى باشد گاو زبان گل گاو زبان اصل السوس دانه هيل هر يك چهار ماشه عود مصطكى برگ فركمشك هر يك دو ماشه نبات دو توله جوشانيده بطور قهوه دهند كه در تجويد هضم نيز مجرب است و يا مطبوخ ابريشم كه در علاج ربو بلغمى گذشت بدهند و هر گاه احتياج استفراغ ماده شود بعد نضج تنقيه از مسهل سودا و حب افتيمون و يا مطبوخ افتيمون مقوى بلا جوردو مانند آن نمايند و ماء الجبن با حبوب و سفوفات بناب استعمال كنند و اطراف بمالند و بندند و در آب گرم نهند و بشويند و محاجم بى شرط يا به شرط حسب حاجت بر زمين نهند و بهترين تدابير آن است كه نقل بهواى بارد نمايند . و اگر ممكن نباشد هواى خانه را ابرو و اطيب سازند و لعوق انار املسى و شربت او به عرق گاو زبان و يا ماء الشعير بشكر و مداومت عرق گاو زبان بشكر نيز در سوداوى نافع است و حجر لاجور غير مغسول چهار كرنات خوردن ربود ضيق النفس سوداى درا مقيد نوشته‌اند و خوردن حجر ارمنى مغسول دو درم در اين باب مجرب سويدى است