محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
138
اكسير اعظم ( فارسى )
و در دهان دارند و عروق پرسياوشان كه در ادويه مركبه يونانيه مسطور شد در اين باب از مجربات است شربتى از آن از نه تابست درم و اين عرق زوق نيز نافع زوفاى خشك نيم رطل انجير زروسى عدد اصل السوس پرسياوشان فراسيون بيخ بنفشه باديان هر يك ده درم عناب كلان چهل عدد شربتى بست درم . [ مصنف خلاصه ] مصنف خلاصه گويد كه در ربو بلغمى اگر در نبض و قاروره علامات حرارت در يابند رگ باسليق بزنند و مطبوخ زوفا و معجون آن دهند و تا يك هفته بر اين نوع بگذارند بعد از آن بقى و اسهال قلع ماده نمايند و چون يك عدد و باركتائى سه چهار قطعه نموده با نمك آلوده بخورند قى بفراغت مىآورد و سينه را از اخلاط پاك ميسازد وجهى كه در باب سعال خواهد آمد براى تنقيه در اينجا نيز مفيد است و حب كه در قول مسيحى مىآيد در اين باب موثرست و بعد از آن مطبوخ و معجون اول تا يك هفته ديگر مداومت كنند و باز به تنقيه پردازند و همين نوع به معالجه اشتغال ورزند تا مرض زائل گردد و اين سفوف به غايت مفيد است و سرفه كنند و ضيق النفس را مجرب شحم حنظل بهنگره ديو و از فلفل سياه گوگرد مغسول زنجبيل مجموع مساوى كوفته بيخته يك درم از آن با ماء العسل بدهند و اين دارو به غايت مفيد است شير زقوم نيم دام بگيرند و در آرد گندم آميزند و قرص ساخه بر آتش بريان كنند و بيمار روز اول تا سه روز غذاى نرم دهند و روز چهارم اگر بيمار جوان و قوم باشد نصف اين قرص بدهند و چون شش هفت بار اسهال گردد قدرى ماست با خشكه بخورانند . و اگر با وجود آن شكم بند نشود و بار ديگر همين غذا تناول نمايند و روز دوم نصف باقى از اين دارو بدهند بعد از آن تا سه روز شورباى كبوتر با خشكى غذا سازند و پنج شش روز ديگر هم غذاى نرم بايد داد و در اثناى خوردن و داد بعد از آن تا چند روز از باد احتراز لازم دارند و در خانه محفوظ كه بسيار تاريك نباشد بنشانند كه سخت نافع است . [ صاحب مجربات ] و صاحب مجربات گفته كه به اين دوا چند كسان از ضيق مزمن صحت يافتهاند و در هنگام استرداد عوار مرض قند سفيد در عرق باديان حل كرده شيره اصل السوس را در آن اضافه نموده گرم كرده به دستور قهوه نوشيدن فى الفور تسكين مىدهد و شربت زوفا يا سكنجبين عنصلى و لعوق عنصل عظيم سودمند است . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه مبادرت بقى نمايند و تا ممكن بود تلطيف غذا كنند و مادامى كه قوت قوى باشد ز فر ترك كنند اگر تپ موجود بود و الا به حسب ضرورت . و اگر چاره نباشد فراخ نوابيض صرف دهند و مطلق ترشيها ترك نمايند و كذا هندوانه و خيار و بايد كه سكنجبين عنصلى و شربت اصول يا زوفا بدهند و مردار يد محلول از مجربات ماست و كذا مطبوخ فواكه بانيسون و غاريقون هر واحد يك درم و هر كه بزر كتان با نصف وزن آن عنصل بسايد و به عسل سرشته دائم بخورد مرض را قطع كند و كذا سندروس شربا و بخورا و هر كسى كه حلتيت نيم درم بخورد و عقب آن يك سكرجه آب مطبوخ انجير و كرويا و انيسون و زيره مدبر به سركه بنوشد از ضيق النفس و بهر خلاص يابد و مجرب صحيح است و مثل اين است طبيخ بچه حداث بشبت و به ورق و زيره و خوردن سرطانات بريان و طبيخ آنها بشعير . و ايضا از مجربات نوشيدن ماء العسل بزعفران است . قول شيخ الرئيس : بدان كه شيخ علاج ربو و ضيق النفس و انتصاب النفس به سبب اشتراك آنها در اكثر امور و اسباب يك جا بيان نموده و فرموده كه آنچه از رطوبات باشد علاجش آن است كه توجه با فناى رطوبات ريه برفق و اعتدال كنند به استفراغ باشد يا تجليل . و اگر بدانند كه آفت عارض در آن به سبب كثرت ماده است لا محاله استفراغ بدن به مسهل نمايند و واجب است كه ادويه ملطفه منضجه باشند بدون تسخين شديد كه مؤدى تجفيف ماده و تغليظ آن نگردد لهذا متقدمين در معاجين ربو افيل و بيخ و يبروج بلكه بزرقطونا داخل نكردهاند به سبب خوف آنها از غلظ و انجماد مواد مگر آنكه مراد از آن منع نزله باشد چون كثرت پذير و در آن هنگام استعمال آنها اندكى با مصلحات جائز است و به همين سبب واجب است كه تعهد ترطيب ماده يعنى ترقيق و تسليل و انضاج آن نمايند چون غليظ يا لزج باشد و بر تلطيف و تقطيع صرف اقتصاد نكنند كه اكثر عنف او و عصيان ماده هووى بجراحت در ريه گردد و بدين سبب جميع ادويه مدره از جهت او را بنا بر اخراج او رطوبات رقيق به اين مرض ضرر ميكنند و چون با ربو در كبد غلظ محسوس گردد بايد كه به ادويه صدريه ادويه از جنس غافث و افسنتين و امثال آن از ادويه كبديه مناسب مخلوط سازند و آنچه ميان امرين جامع بجمع شديد است او مثل فوه الصبغ و نيز راوندست و چون مريض طفل باشد ادويه شير ماروش آميزند و ادويه معتدله مثل آب باديان رطب به شير آميخته ايشان را كفايت كند و شورباى خروس پير معين بر نضج و نفث است و از تدبير نافع استعمال و لك سينه و متصل آن است بدستها و پارچههاى خشن خصوصا چون در اينجا نفس انتصاب باشد بذلك معتدل يابس بدون روغن مگر آنكه ماندگى پديد آيد