محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
111
اكسير اعظم ( فارسى )
باديان مكوه انيسون دارچينى بادرنجبويه تخم انجره هر يك يك توله و جهت تليين طبع در مطبوخ مذكور برگ سنا دو توله تربله سفيد ريوند خطائى هر يك شش باشه زنجبيل دو باشه خيارشنبر ترنجبين هر يك شش توله شربت دينار چهار توله روغن بادام پنج باشه اضافه نموده بنوشانند و غذا نخود آب بچه مرغ دهند و صبح لعاب تخم مرو و گاو زبان هر يك پنج باشه شربت افسنتين چار توله تخم شربتى هفت باشه چهار پنج روز دهند بعده جهت تحليل سنبل الطيب بابونه مصطكى اكليل مكوه هر يك يك توله روغن قسط سوم حصه ادويه آميخته ضماد كنند و روغن خيرى و ترب بمالند . و اگر تحليل نشود بهر نضج لعاب حلبه و تخم كتان هر يك هفت باشه بميفختج سه توله نوشانند و بعد انفجار براى اندمال صمغ عربى چهار باشه طباشير كتيرا هر دو يك باشه به لعاب گاو زبان هفت باشه شربت خشخاش سه توله بنوشانند و يا تخم مرو پنج باشه با شير گاو سياه نيم پاو شربت حب الآس چهار توله دهند و غذا كله پايچه خورانند . و شيخ مىفرمايد كه در ورم مرى واجب است كه ادويه موضعيه ادويه قابضه متخذ از رياحين و فواكه بر قياس علاج اورام معده باشند بعده در ان مثل اشق و مقل و علك البطم و انجير و شحوم بط و ماكيان بقوابض زياده كنند . و اگر از اين فائده نشود و احتياج به سوى تحليل بيشتر افتد و يا ورم در اصل صلب باشد بايد كه بقوابض ادويه قوى التحليل مثل حب الغار و عاقرقرحا و قردمانا و زراوند و ايرسا و بلسان مخلوط سازند و بسا است كه در آن به استعمال ضماد مفجرات مثل خردل و ثافيا و غير آن كه در دبيلات صدر و ريه به كار آيد حاجت افتد حتى كه سرگين كبوتر و مانند آن . و اما ادويه مشروبه در علاج ورم حار لعوقات مىبايد تا مرور او اندك اندك بود و در اوائل ورم حار لعوقات مثل عدس و طباشير به لعاب مثل اسپغول و تخم خرفه و ماء القرع و مانند آن باشد بعده بمخلوط از روادع و محللات ميل كنند چنانچه در آن چيزى از انجير و باديان و رب السوس و تخم كتان آميزند بعد از آن خرما و حلبه زياده كنند و احسا استعمال نمايند در ابتدا بر وادع مثل آنكه از آرد جو و عدس بريان و غير بريان و شيره بادام و شكر بسازند و چون نضج شروع كند حسو از شير و سبوس گندم به روغن بادام و شكر اختيار نمايند بعد از آن آرد كرسنه و آرد نخود در آن داخل كنند و چون قريب بانفجار رسد اندكى ايرسا و بادام تلخ و فراسيون و قدرى قليل خردل و انجير و خرما داخل نمايند . و در اورام بارد آنچه در اورام بارد معده بيايد اخذ كنند و ملنيات و منضجات در آن استعمال نمايند از داخل مثل لعوقات و احسا كه براى انضاج ورم حار مذكور شد مثل آرد كرسنه و آرد جو كه در آن عسل و قدرى ايرسا و غير آن باشد و از خارج اضمده منضجه كه مسطور شد و از آن جمله حلبه و بابونه و اكليل الملك و مقل و صمغ بطم و اشق و ايرسا و اندكى عطرست . و اگر ميل تقيح و تسخن كند آنچه گذشت و هر چه در باب اورام معده بيايد به عمل آرند . تفرق اتصال مرى سببش انشقاق عروق آن است از امتلاى خون يا حدت آن و يا ضربه و سقطه و جراحت و علامتش بر آمدن خون است از قى و درد ما بين كتفين و فرق ميان اسباب مذكوره چنان كنند كه اگر امتلاى بدن و عروق از خون و سائر علامات غلبه دم يافته شود سببش امتلاى خون باشد و اگر آثار غلبه صفرا مدرك گردد از حدت خون باشد و الا حال تقدم حدوث ضربه يا سقط يا جراحت دريافت كنند . علاج : اگر مانعى نباشد فصد باسليق كنند و صمغ عربى نشاسته كتيرا گل . ارمنى دمالاخوين كهربا نرم سوده اندك اندك تنها به جلاب نبات يا شربت حب الآس سرشته بليسانند و يا به شير خر و يا شير بز دهند و يا لك مغسول با شير بز يا حب حابس الدم يا قرص كهربا بدهند و عقب او آب ندهند و غذا بزردى بيضه بسازند و هر چه ورقى الدم بيايد به كار برند . و به قول شيخ فرق در علاج انفجار دم از مرى و علاج انفجار دم از معده آن است كه در اينجا حاجت به ادويه ذى لزوجت و فلوكت بود تا دفعه به سوى معده دفع نگردد بلكه بر موضع انفجار بمهلت جارى بشود كه از آن فعل قوى ظاهر گردد و اگرچه قوت او از راه عروق نيز رسد ليكن به سبب طول مسالك و كثرت انفعال در مسلك ضعيف شود . و به قول گيلانى بايد كه در اينجا ادويه از جنس لعوقات باشند و نيز حبوب كه در دهان گيرند نه ادويه كه به سوى معده به سرعت نازل شوند . و ايضا بايد كه استعمال دوا برات كثير باشد نه يك بار . قروح مرى سببش انفجار بثور يا اورام مرى است يا مرور ماده حاد بر آن موضع نزوقى و مانند آن و بعيد نيست كه از نوازل حاره حادث شود و فرق ميان قرحه و ورم مرى آن است كه در قرحه درد و سوزش هنگام خوردن چيزى شور و تيز و ترش اگرچه آن چيز اندك بود زياده شود و بطعام چرب و تفه اگرچه لقمه بزرگ از آن خورده شود در دكتر باشد .