محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

60

اكسير اعظم ( فارسى )

سپس سؤال كنند كه در عضوى ديگر پيش از صداع ضررى معلوم ميشد يا نه اگر نباشد اين را صداع اصلى گويند پس سؤال نمايند كه در سر سبكى معلوم مىشود يا گرانى و در بينى خشكى است يا ترى اگر سبكى سر و خشكى بينى بگويد صداع ساذج بود بعده بپرسند كه ملمس سر گرم است يا سرد اگر گرم باشد صداع حار ساذج بود در اين صورت ديگر علامات آن مثل تشنگى و خشكى دهن و بيخوابى و تمدد و حرقت سر و چشم و دوى در گوش و تشويش حواس و اعتدال بول و براز در ابتدا و انتفاع بچيزهاى سرد و تقدم ملاقات حرارت آفتاب يا آتش يا تناول اشياى گرم نيز بپرسند . و اگر ملمس سرد باشد و اثر نحافت و هزال در چهره يافته نشود و نه درد مفرط بود هرچند كه مزمن باشد صداع بارد ساذج بود درنحالت ديگر علامات اين مثل تكدر حواس و ميل وجع به سوى مؤخر دماغ و شدت صداع در اوقات سردى هوا مثل صبح و شام و نفع يافتن از گرمى و تقدم مقارنت هواى سرد يا آب سرد يا برف يا تناول چيزهاى بارد هم بپرسند . و اگر مريض گرانى سر بيان كند صداع مادى بود پس اگر ملمس گرم باشد صداع حار مادى بود بعده رنگ رو و چشم و نبض و قاروره ملاحظه نمايند اگر رنگ سرخ و نبض عظيم و قاروره سرخ غليظ باشد صداع دموى بود و در اين صورت ديگر آثار غلبه خون مثل شيرينى دهان و كسل و وجع مع ضربان و اشتداد صداع بعد خوردن چيزى شيرين و غيره هم دريافت كنند . و اگر رنگ رو و چشم زرد و نبض سريع و قاروره زرد نارنجى يا نارى و صاف باشد صداع صفراوى بود و در اين حالت از ديگر نشان غلبه صفرا مثل تلخى و خشكى دهن و بيخوابى و شدت درد و نخس و تشنگى بسيار نيز سؤال كنند . و اگر با وجود گرانى سر ملمس سرد باشد و نيز مرض مزمن بود صداع بارد مادى بود بعده اگر رنگ رو سفيد و نبض عظيم بطى لين و بول سفيد غليظ و ميل وجع به سوى مؤخر رأس و تسكين آن بكمادات حاره و هنگام نيمروز و گرمى هوا و شدت آن در شب و نزد سردى هوا و آشاميدن آب سرد و تناول اغذيه و اشربه بارده و استعمال صلا و ضماد بارد باشد صداع بلغمى بود پس ديگر علامات غلبه بلغم مثل كسل و سبات و كدورت حواس و رطوبت دهن و منحزين و چشم نيز بپرسند . و اگر رنگ تيره و نبض دقيق صلب و قاروره در ابتدا سفيد و رقيق و بعد نزج سياه و غليظ باشد صداع سوداوى بود پس از ديگر علامات غلبه سودا مثل خشكى دماغ و كثرت بيخوابى و خيالات فاسد نيز سؤال كنند . و اگر با وجود سبكى سر تمدد در سر و انتقال درد از جائى به جائى ديگر بگويد صداع ريحى يا بخارى باشد پس اگر ملمس سرد و عروض دوى در گوش باشد صداع ريحى بود و ملمس گرم و وجع صعب و ضربان عروق و طنين در گوش بود صداع بخارى باشد و هر گاه علامات سوء مزاج ساذج و مادى به خوبى مشخص نگردد در اين صورت سؤال كنند از عوارض سده و ورم و ضعف دماغ و قوت حس دماغ به طورى كه در طريق تشخيص امراض دماغى مسطور شد پس آثار هر كدام از اسباب مذكوره كه مدرك گردد سبب صداع همان باشد . و اگر عوارض مذكور هم يافته نشود و ضعف و نحافت مريض مدرك گردد از تقدم كثرت خروج رطوبت و خون از بدن به طريق نزله يا قى و اسهال يا جماع يا رعاف يا فصد يا بواسير يا ادرار حيض و نفاس و كثرت بيدارى و غم و فرط گرسنگى سؤال كنند اگر باشد و با وى يبس خيشوم و چشم و بطلان فكر و حافظه و ضجر به ادنى سبب و بيدارى نيز بود صداع يبسى باشد و الا از تقدم جماع يا شرب شراب يا از شميدن اشياى بدبو يا خوشبو و يا از تقدم ضربه و سقطه و تفرق اتصال يا حركت شديد از ملاعبت و يا عروض صداع بعد جماع بگويد صداع جماعى باشد . و اگر بعد نوشيدن شراب بيان كند صداع خمارى باشد . و اگر از بوييدن چيزهاى خوشبو يا بدبو بگويد صداع شمى باشد . و اگر وجود ضربه و سقطه بود صداع ضربى و سقطى باشد . و اگر از تفرق اتصال افتد صداع تفرق اتصالى باشد . و اگر تقدم ضربه سر با حركت شديد يا حركت بسيار از ملاعبت حاصل شده باشد و به آن ثقل و تمدد در سر و كشيدگى اعصاب و عروق و حالتى شبيه بسدر و نسيان عارض گردد و باشد كه همه روائح بيك رايحه مشموم شوند صداع تزعزعى باشد . و اگر بعد از خواب عارض شده باشد صداع نومى بود . و هرگاه آثار مذكوره هم يافته نشود حال خارش و دغدغه دماغ و بدبوى رائحه بينى و گاه گاهى چكيدن قطرات خون و زرداب از بينى و اشتداد صداع هنگام حركت مريض يا دود و وقت گرسنگى بپرسند اگر اين همه علامات يافته شوند صداع دودى باشد . و هرگاه مريض پيش از حدوث صداع ضرر در عضوى از اعضا بيان كند و با آن ديگر علامات مرض شركى دماغى كه در طريق تشخيص امراض دماغى مسطور شد نيز يافته شود صداع شركى باشد در اين صورت موضع شروع صداع و تحرك چيزى مثل مورچه از دست يا پاى نيز بپرسند پس اگر ابتداى درد در جزو مقدم يافوخ بگويد و با آن آثار مذكورهء شركت معده بود صداع معدى باشد . و اگر درد مائل بجانب راست بگويد صداع كبدى باشد . و اگر به طرف چپ گويد طحالى باشد . و اگر بسيار مائل به قدام سر نزديك پيشانى بگويد صداع مراقى باشد . و اگر مائل به مقدم سر بگويد و نزديك حركت و گرسنگى اشتداد كند و نزد سكون و سيرى تسكين يابد و رائحه بدبو در بينى و دهان دريابد صداع امعائى ديدانى باشد . و اگر در وسط