محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

49

اكسير اعظم ( فارسى )

به سوى خلاف جهت يا بهر دو دفع سازند و جذب به سوى خلاف جهت به طرف دست و پايها باشد و دلك و مالش آنها بنمك و روغن بنفشه يا روغن بابونه به حسب مزاج معين بر آن است اما امر جامع براى هر دو تدبير يعنى استفراغ و اماله استعمال حقنجات و حمولات و مدرات و معرقات است به حسب ماده و قوت و از مسهلاتى كه استفراغ ماده رأس به شركت بدن مىنمايد حب ايارج و قوقايا است و حب اسطوخودوس اوفق است به اخلاط محترقه كه در آن غلبه مرار بود و مع لك غليظ باشد بلكه آن مشترك در اخلاط بلغمى و مرارى است و قوى تر از اين همه نقوع صبر است متخذ به آب كاسنى يا نقيع ايارج و قى بسكنجبين و تخم سرمق . و اما ايارج اوفس و ايارج لوغاذيا و ايارج جالينوس و حب متخذ از حجر لاجورد و خربق اخلاط غليظه و سوداويه را موافق است و كذلك هر آنچه در آن اسطوخودوس افتد . و ايضا آن را قى بشرب سكنجبين و تخم ترب و شحم حنظل با سائر ادويه مخرج اخلاط لزجه صالح است و با وجود اين آنها را طبقات است و اولى آن است كه بايارج فيقرا و تربد و افتيمون و غاريقون و مانند آن باشد بعده حبوب كبار پس ايارجات پس خربق سفيد بحذر و احتياط و بايد كه در مسهلات از ضعيف شروع كنند و به تدريج تا ايارجات كبار برسند تا وقتى كه انقطاع مادهء علت معلوم شود و از مسهلات ملايم مختصه براى تنقيه رأس شبيارات است كه آنان حبوب بزرگ سازند تا زمانى كه در معده بماند و از وزن قليل آن فعل كافى به طول مكث و لبث حاصل شود و وزن قليل آن به تكرار استعمال مضرت نكند و بايد كه شب فرو برند و بعد خوردن آن به خواب روند تا حركت و بيدارى فعل او باطل نكند و خميرهء و اصل در اين حبوب صبر و ايارج است و مصطكى براى تقويت معده در آن داخل مىكنند و هليله براى منع صعود بخار به دماغ از معده مىآميزند . و اگر ارادهء اعانت اخراج اخلاط بلغمى نمايند شحم حنظل و زنجبيل و تربد و اسطوخودوس داخل كنند . و انطاكى گويد كه بهترين چيزى كه تعديل و تنقيه و تقويت سر بدان نمايند لطوخ به ميعه و زعفران و قرنفل و سنبل الطيب و قسط و شم اين است و سعوط به مر و جندبيدستر و كندش و فلفل و خردل و معجون جامع الاسرار در تفتيح سدد و تقويت دماغ و افزايش عقل و حفظ و تنقيه رياح و تعديل برودت مجرب است . و ايضا از منقيات خاص دماغ غراغر و عطوسات است و براى تحليل مواد باقى سعوط و انكباب و نطول و پاشويهء حار بعد تنقيه عام به عمل آورند و كذا بعد تنقيه براى رفع بقيهء ماده و تحليل آن اطريفل سنا و ملين و مسهل و اسطوخودوس و معجون انطاكى استعمال فرمايند . و ايضا بعد استفراغ رياضتى كه سر با بدن متحرك نشود بلكه صرف اسافل بدن و پاى حركت كنند به نحوى كه در علاج كلى امراض رأس مذكور شد و ماليدن اطراف و بستن آنها از فوق به سوى اسفل به عمل آرند . و گاهى رياضت خفيف نفس رأس مىكنند مثل دلك و غمز آن حتى كه استعمال شانه و و مهدها از منقيات خاص شمرده‌اند چنان كه در آخر ليسرغس به عمل آرند و بسا است كه مضغ عاقرقرحا و فلفل و زنجبيل و وج حتى مويزج و مانند اينها نفع مىبخشد و ادويهء غراغر ملطفات و مقطعات مثل سكنجبين عنصلى و ايارج اركاغانيس و بوسطوس و شحم حنظل و زنجبيل و اسطوخودوس و تربد و خردل و عاقرقرحا و فلفل و مصطكى و وج و زوفاى خشك و دارچينى و سليخه و صعتر و مرزنجوش و پوست بيخ كبر و فوتنج و مرى و سكنجبين عسلى و عسل و مانند آن است . و به قول سويدى غرغره به عصاره آذان الفار يا مويزج به سكنجبين عنصلى و يا مطبوخ در شراب ريحانى يا به طبيخ ارماك يا عصارهء چقندر سفيد به عسل يا زوفرا يا صبر يا طبيخ افسنتين يا حرف يا به ورق يا عصارهء اشجره يا طبيخ خربق سياه يا طبيخ ايرسا يا طبيخ اذخر يا عصارهء كرنب يا طبيخ حب بلسان يا نمك اندرانى در آب حل كرده يا نوشادر در آب حل كرده هر واحد نيز منقى دماغ از مواد بارد است و ادويه عطوسات مفتحه مجراى شم براى اخراج اخلاط بلغمى مثل كندش و فلفل و جندبيدستر و ثوم و حرف و دارشيشعان و نوشادر و تنباكو و خردل و به زور حار همانند آن است . و گاهى از بعض ادويه مذكوره اضمده و اطليه بر اصداغ به عمل مىآرند و ادويه سعوطات محلله اگر قوى خواهند به تدريج استعمال نمايند مثلًا در اول مرتبه به روغن گل و مانند آن به عمل آرند و در مرتبهء ثانى به عصارهء چقندر و مانند آن و در مرتبهء ثالث به آب مرزنجوش و امثال آن . و به قول سويدى سعوط يك درم آذان الفار به مثل او عسل و يا گاقند به آب حل كرده و يا گل شقايق النعمان و يا عصاره كرنب يا آذريون يا گل خيرى زرد يا بيخ شنجار يعنى خس الحمار كه آن كاهو دشتى است يا نعنع يا فوتنج بستانى يا جبلى يا بيخ سوسن سفيد يا گل او يا انجره يا برگ شابانك يا لبلاب يا سماق يا كرفس يا صعتر به شير دختران از هر واحد عصاره گرفته و يا مر يك دانگ و يا ريحان كافورى و يا آب پياز و يا طبيخ بيخ بخور مريم به عسل و يا طبيخ كمون و يا جرم او سوده و يا روغن غار و يا روغن سوسن سفيد و يا حرف و يا آب جماز النخل و يا روغن بادام تلخ و يا طبيخ مايسران و يا حب بلسان و يا روغن شونيز به شير زنان و يا جندبيدستر روغن بادام و يا شير يتوع به روغن مذكور و يا عدس تلخ به روغن بادام و يا حضض به شير دختران و يا زعفران و يا ميعه سائله و يا جاوشير به روغن بادام تلخ و يا حلتيت به روغن مذكور و يا صمغ سرو به روغن بادام هر واحد منفى دماغ است . و ادويه انكباب و نطول