محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

47

اكسير اعظم ( فارسى )

محسوس گردد و اراده علاج خفيف بود در اين حالات حجامت نقره كنند . و اگر ماده غائر باشد و اميد انجذاب آن به سوى خارج قحف نباشد فصد رگ پيشانى كشايند خصوصا اگر وجع مايل به سوى مؤخر سر بود . و اگر علتى صعب باشد مثل سكته دموى فصد دواج كنند . و اگر بعض ملطفات را قبل از فصد دو سه روز استعمال نمايند بهتر است خصوصا اگر ماده بسيار قوى نباشد و وقت باقى باشد زيرا كه باعث اطمينان از ثوران دم و اخلاط و ارتفاع ابخره آنها به سوى دماغ و قلب و كبد و غيره از اعضاى محاذى و مجاور و مشارك آن است جهت آنكه مواد فاسد مادام كه ساكن باشد بادى اعراض ساكن باشند و چون حركت نمايند حركت مينمايند با آن اعراض نيز . و اگر با آن اخلاط ديگر نيز باشد پس بايد كه نظر نمايند اگر به شركت تمامى بدن باشد استفراغ جميع بدن نمايند پس فصد رأس تنها پس استفراغات مختصه با آن بعد انضاج ماده هر يك از اخلاط به حسب واجب و لائق و بعد گرفتن خون اگر سوء مزاج حار بماند بهر تعديل مزاج هر چه در علاج امراض دماغى حار ساذج گذشت به عمل آرند و بهر تطفيه خون اشربه بارده و حامضه مثل شربت انارين و شربت عناب ساده و مركب كه در جميع امراض دماغى دموى معمول است و شربت نيلوفر و شربت آلو و شربت توت و شربت سيب و شربت ورد تازه و شربت قراصيا ( آلوبالو ) مفردا و مركبا تنها يا با شيره به زور بارد مثل تخم خرفه مقشر و تخم خيارين و مغز تخم كدو و مغز تخم هندوانه و مانند اينها بدهند . و اگر طبع لين بود رب به يا سيب بدهند . و اگر سرفه نباشد سكنجبين ساده يا شربا تمر هندى يا شربت ليمو يا شربت حماض يا ريباس يا غوره يا زرشك يا كاسنى يا كادى و ديگر ربوب فواكه حامضه يا آب آنها و آب انارين بنوشند و به حالت سرفه خميره بنفشه همراه مطبوخ سپستان و نيلوفر و عناب و خبازى بدهند يا شربت بنفشه با عناب و اصل السوس و بهدانه و پرسياوشان و يا ماء الشعير بنوشند . و اگر حاجت تليين افتد بعد استعمال منضج صفرا مسهل صفرا دهند و يا ديگر نقوعات ملينه مثل نقوع هليله و نقوع حامض و يا عصارات فواكه و هليله به كار برند و حقنها استعمال كنند و يا اين نقوع مركب كه براى جميع امراض دموى نافع است بدهند عناب بست عدد زرشك پنج درم تخم كاسنى دو درم ريوند خطائى يك مثقال تخم كشوت دو درم تمر هندى ده درم گل سرخ سه درم يك شبانه روز خيسانيده صاف نموده شيرخشت ده درم ترنجبين بيست درم حل كرده بنوشند و يا شربت درد مكرر با گلاب و عرق نيلوفر بياشامند و يا نقوع گل سرخ و آلو و عناب و بنفشه و تمر هندى و سپستان يا شيرخشت بدهند . بالجمله در علاج اين امراض اخراج دم و تليين طبيعت و تقليل طعام ملحوظ دارند و باقى تدابير از علاج صداع دموى اخذ كنند و غذا ماش مقشر و اسفاناخ به آب حصرم يا ليمو يا حماض يا زرشك يا انارين يا تمر هندى ترش كرده و از جوجه مرغ و غيره لحوم اجتناب نمايند مگر هنگام كمال ضعف با بقول بارده جائز است و از استعمال اشياى شديد الحموضه هرگاه سينه و يا عصب و يا امعا ضعيف و يا سرفه و خشونت صدر باشد بسيار حذر كنند و تغذيه بكاهو يا اسفاناخ نمايند . علاج امراض دماغى صفراوى و آن صداع و بيضه و شقيقه و سرسام و سدر و دوار و سهر و صرع است و سببش تناول اغذيه و ادويه گرم رياضت در هاجره و سهر و صوم در آن است اول تبريدى كه در امراض دماغى حار ساذج گذشت بدهند و آب نارنج و ليمو و انارين يا شربت اينها و لعاب بزرقطونا و ماء القرع و آب انار و اشربه بارد رطب مانند شربت عناب و نيلوفر و اجاص و امثال آن و شيره بز در بارده رطبه و سلاقات ادويه بارده بتمامه و تخم كاسنى و بيخ آن و اصل السوس و خارخسك و تخم خرفه و خيار و عناب و سپستان و تمر هندى و آلو بخارا و زرشك و مانند اينها نيز مفيد بود و بعد تسكين ماده نضج آن به منضج صفرا نموده مسهل صفرا و حب بنفشه دهند . اما به قول شيخ انضاج ماده حار بدوائى بايد كرد كه قوام او جمع كند و مع لك مفتح و مقطع باشد و اين اوصاف در مبردات مرطب كه در آن جلا و غسل باشد مثل ماء الشعير و سكنجبين ساده و شير بز يافته مىشود . اما كسى را كه ضعف قوت مع صداع باشد از شير امتناع كند و از منضجات به شرط مذكور اين است كه استعمال نمايند نطولات متخذ از مطبوخ بنفشه و نيلوفر و برگ بيد و عصاء الراعى و جمله بقول بارد به اندك سركه براى انضاج و تنفيذ قوت آنها . و اگر در ماده اندك غلظتى باشد زياده نمايند در آن بابونه و خطمى و پرسياوشان و گاو زبان و مانند آن . و اگر محتاج به سوى ادويه مفتحه مقطعه باشد و يا منافذ منسد و يا در خلط نوعى تشبث به اعضا باشد تا آنكه آسان گردد خروج ماده به انفتاح طريق آن تا زائل گردد مانع و اين به مثل باديان و بيخ آن و تخم كشوت و انيسون و مانند اينها است . و اگر بيدارى مفرط باشد و مريض را خواب نيايد پوست خشخاش در آن