محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
23
اكسير اعظم ( فارسى )
دفع سازند و گاهى طبيعت مثل اين فعل كند و از غير جهت عادت بنا بر صيانت آن عضو هنگام ضعف او استفراغ نمايد چنانچه اين وقت بحرانات بسيار اتفاق افتد كه ازالهء مرض كند و مريض را شفا دهد و گاهى طبيعت استفراغ آن كند از جانب بعيد مقابل كه به آن اشكال باقى ماند مثل آنكه از سر به سوى مقعد يا به سوى ساق يا قدم مندفع گردد پس در حقيقت معلوم نشود كه آن از جملهء دماغ است يا از بطن و احداد و در اين وقت بايد كه تدبير دماغ او نكنند تا آنكه نقا و عدم نقاى او همه يا بعض دريافت نگردد . چهارم وقت استفراغ او جالينوس گفته كه در امراض مزمنه انتظار نضج كنند و قبل استفراغ و بعد نضج واجب است كه ملطفات مثل ماء الزوفا و حاشا و بيه زور بنوشانند تا ماده بهر اندفاع آماده گردد و در مرض حاد و انتظار نضج مطلق نكنند بهر آنكه غرض از انتظار نضج ترقيق قوام ماده است و ماده مرض حار رقيق پس حاجت به انتظار نضج در آن نباشد و اين قول ضعيف است بهر آنكه غرض به نضج ترقيق قوام ماده نيست بلكه تعديل اوست . و حق آن است كه شيخ الرئيس ذكر كرده و آن اين است كه در امراض حاده نيز انتظار نضج صوابتر باشد اگر ماده ساكن بود . و اما اگر متحرك باشد مبادرت به استفراغ آن اولى است بهر آنكه ضرر حركت او بيشتر از ضرر استفراغ او قبل نضج او است و خصوصاً چون لاخلاط رقيق باشد و سيما چون در تجاويف عروق غير مدخل در اعضا بود كه حركت او در اين هنگام قوىتر باشد و اندفاع او نيز سهل تر بود . و اما هرگاه خلط محصور در عضو باشد البته حركت ندهند تا آنكه نضج يابد و آن را قوام معتدل حاصل شود بهر آنكه اگر غليظ لزج باشد اخراج او مشكل گردد و آن ظاهر است و همچنين اگر رقيق بود بنا بر آنكه مدخل خلل عضو باشد و در آن محتبس بود و نضج غليظ آن است كه رقيق شود تا اعتدال يابد و نضج رقيق آن باشد كه غليظ گردد تا معتدل شود . و كذلك چون امن ثبات قوت تا وقت نضج نباشد استفراغ آن كنند نمايند . و اگر رقيق غير متشرب يا معتدل يا معتدل بود استفراغ آن كنند . و اگر مواد تخميه غليظ باشد تحريك او جائز نبود الا بعد ترقيق بهر آنكه قبل از تحريك اصلا مفيد نشود به سبب عصيان او از اندفاع و استدلال بر غلظ او از تقدم تخمهاى سابقه و وجع ممدد زير شراسيف و حدوث اورام در شكم بايد كرد . و ايضا شيخ در مقامى ديگر مىنويسد كه اگر مرض كثير الماده بائج باشد در ابتدا استفراغ كنند و انتظار نضج نكنند بنا بر خوف دفع ماده به سوى مواضعى كه تحمل آن نكند . لهذا بقراط گفته كه استفراغ در امراض حاد بسيار چون بائج باشند و در روز اول استعمال نمايند كه تأخير او مؤدى به هلاكت مىشود . و اگر مرض معتدل در ماده باشد انضاج ماده نموده بعده استفراغ آن كنند بهر آنكه اگر در ابتداى امر استفراغ اين نمايند ماده لطيف مستفرغ شود و غليظ باقى ماند پس نضج او متعسر گردد و در اكثر به هلاكت انجامد و از واجبترين امرى كه رعايت او در حال جواز استفراغ قبل نضج مع رعايت آشرائط كنند حال منافذ است تا منسد نباشند بلكه رعايت اين در هر استفراغ واجب بود بهر آنكه منافذ چون منسد باشند نفوذ مواد مستفرغه از آن ممكن نبود و لهذا قبل اسهال تقدم تليين طبيعت و اخراج ثفل يابس كه در امعا بود واجب است و ملطفات و مفتحات بنا بر ازالهء آنكه از سده در عروق توقع بود استعمال نمايند و رعايت اين امر از مواد غليظ اولى است بهر آنكه مواد رقيق گاهى در منافذ منسده نفوذ مىكند سيما هرگاه سده او ناقص بود و مواد غليظ چنين نيست و بعد رعايت اين همه شرائط مذكور در جواز استفراغ قبل نضج نمايند و مادهء لزج و غليظ و رقيق نافذ در جوهر عضو بعيد الاستعداد بهر سهولت دفع است و از تعديل قوام او لا بد است خواه در مرض مزمن يا حاد باشد و در همه امراض مزمنه نضج واجب بود و لا سيما چون مادهء مرض خلطى غليظ بوده باشد قبل از نضج ماده به مسهل دست نبرند و قصد اذابت خلط غليظ و تحليل آن به دواى سخت گرم نكنند . و ايضا واجب است انتظار نضج چون ارادهء استيصال ماده بالكليه به استفراغ نمايند بدون تنقيص او براى تخفيف طبع و اين نيز مشروط به شرائط است مثل آنكه مرض مهياج كثير التغير نباشد كه از انصباب مادئه بر بعض اعضاى شريفه خوف باشد و اين در مواد غليظ نباشد و ماده ردى نبود كه از آن خوف فساد مزاج از تأخير دفع بود و ماده در انصباب به سوى عضو مؤف نباشد و قوت بسيار ضعيف نبود فى نفسه يا از كثرت ماده كه بر آن از سقوط در تأخير دفع امن نباشد . و بالجمله هر استفراغ كه از آن مقصود استيصال ماده بتمامه نباشد بلكه كم كردن از آن بهر تجفيف طبيعت بود اطبا بر جواز استعمال او قبل نضج در جميع امراض متفقاند و اين بهر تقويت طبيعت بر ماده باقى است . و اگر مقصود استيصال ماده به تمتمه باشد پس اگر شرائط جواز استفراغ قبل نضج كه مذكور شد به آن مقترن گردد استفراغ قبل نضج واجب بود . و اگر شرائط مذكوره به آن مقترن نگردد پس اگر مرض مزمن باشد