محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

155

اكسير اعظم ( فارسى )

روغن گل يا روغن سوسن تر كرده بر سر نهند و روز سوم به جاى سركه سركه عنصل نمايند و جندبيدستر قدرى بيفزايند و يا پودينه زياده كنند . و ضماد به موى سوخته انسان با سركه سرشته بر سر نافع است . و اين ضماد والد علوى خان به غايت سودمند كماذريوس گل بنفشه اسطوخودوس هر يك دو مثقال جندبيدستر يك دانگ عود هندى عود صليب هر يك دو دانگ ماش مقشر به قدر يك كف كوفته بيخته به روغن گل و ناردين هر يك پنج مثقال شير زنان به قدر حاجت زرده بيضه يك عدد آميخته به عمل آرند . و اگر پودينه برى و بابونه و مرزنجوش و باديان در سركه كهنه پخته مقابل بينى بخور دهند روز سوم و بعد آن مفيد بود . و اگر عنصل تازه سائيده به سركه آميخته بر ساق و ران و قدم ضماد كنند جذب ماده باسفل كند . و ايضا بهر جذب ماده حقنه‌هاى حاده و حمولات قويه و بستن ساق و ساعد و ماليدن پايها به كار برند و از آب سرد سخت پر حذر باشند و عوض او عرق باديان يا گاو زبان يا عنب الثعلب بنوشانند . و از جميع ترشيها اجتناب نمايند . و چون در خواب مستغرق شود به دادن آوازهاى قوى و تحريك و جز آن بهر حيله بيدار سازند خصوص در روز و مدام اطراف او را از چيزى درشت به سختى چندان بمالند كه بيمار الم آن دريابد و بيدار ماند . و محاجم به غير شرط بر پاى نهند و به آبى كه در آن ادويه حاده جذابه پخته باشند بشويند . و هرگاه مرض به انتها رسد ضمادات محلل صرف مثل جندبيدستر و پودينه و صعتر و حاشا و عاقرقرحا و خردل و عود صليب به آب نمام يا مرزنجوش با قدرى سركه عنصل و زيت بى امتزاج روادع استعمال نمايند و بعد از نضج تام روز هشتم از مسهل بلغم و حب ايارج تنقيه نمايند و در صورت بيهوشى به آب نيم گرم و نمك اول حقنه كنند تا افاقه شود پس مسهل بدهند . و بعد از تنقيه و مفارقت تپ فلاسفه و جوارشات مقوى دماغ مثل جوارش مصطلكى و عنبر يا دواء المسلك معتدل بدهند و يا جوارش جالينوس با عرقيات و گلقند و يا جوارش عود با عرق گاو زبان و عنب الثعلب و كيوره و شربت بزورى معتدل بخورانند . و گويند كه جندبيدستر را خاصيت است در تقويت اعصاب با وجود نفع او در اين مرض پس استعمال او به ادويه مسهله و غير مسهله و بدون ادويه حسب مقتضاى حال اولى است و غراغر منقى دماغ و نطولات قوى التحليل به عمل آرند . و ايضا بهر تسخين دماغ و تحليل ماده مابقى عطوسات مثل كندش و جندبيدستر و فلفل و شونيز و مشبك به كار برند و چون نسيان لازم اين مرض است مدام بيمار را به دفع بول و براز به تكليف خبردار بايد ساخت . و نطولات بر مثانه او بايد ريخت و غذا از اول تا انتها آب يخنى حلوان يا چوزه مرغ يا نخودآب به ابازير پخته و در انحطاط شله يا شورباى كبوتر و گنجشك و خروس و راج و تيهو با مصالح حار و شبت بدهند . و باقى تدبير از علاج امراض دماغى ورمى بلغمى و علاج صداع بلغمى حسب حاجت برگيرند . اقوال اكابر : [ سويدى ] سويدى مىنويسد كه خردل كوفته به آب قرنفلى كه آن فرنجمشك است بعد حلق رأس بر يافوخ ضماد كردن مجرب من است . و از حكماى ديگر نقل كرده كه ضماد عصاره خام به سركه و روغن گل يا گلاب . و كذا نمام كوفته به سركه پخته و روغن گل آميخته . و كذا نسرين مطبوخ به سركه و كذا انجير منقوع به عسل تا آنكه نرم شود با خردل سائيده بر يافوخ . و كذا جندبيدستر به سركه و روغن گل حل كرده بعد حلق رأس . و كذا پودينه بستانى بجندبيدستر و سركه و روغن گل و كذا طلاى سركه عنصل در روز و شب چند بار . و كذا ايارج لوغاذيا به سركه و روغن گل در حمام و كذا موى سوخته انسان بجندبيدستر بر جبهه و يافوج . و كذا بابونه و كذا برگ فنجنكشت و تخم او به سركه و زيت و شرب و ضماد آب نضع بستانى به سركه و روغن گل و شرب و ضماد و شم قسط و شم خردل و يا شونيز بريان كوفته در پارچه بسته مدام و يا مويزج باريك سائيده در خرقه بسته دائم و يا صعتر در شب و روز چند بار و يا پودينه كوهى و دشتى به دستور و يا حاشا به دستور و شم و ضماد پودينه مع جندبيدستر . و كذا حاشا تنها يا به روغن به آن و سركه و سعوط نسرين به سركه و نطول جندبيدستر در سركه و روغن گل حل كرده بر پيشانى و يافوخ و دلك اطراف بنطرون و زيت و يا تخم انجره نيز آميخته و يا تخم انجره و نطرون و عاقرقرحا و تدهين اطراف به عاقرقرحا و زيت و نطرون و تكميد بجاورس و نمك گرم كرده بعد حلق رأس و شرب سنا و يا جندبيدستر و يا صبر و يا فلفل سفيد بجندبيدستر و به ماء العسل هر واحد و غرغره خردل به آب باديان . و كذا پودينه و حاشا فرفيون به روغن گل و سركه و كذا طبيخ پودينه تنها و كذا بسكنجبين عنصلى و غذا شيره مغز بادام به عسل هر واحد نافع ليثرغس است . [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس گويد كه اول بهر نضج ماده شربت اصول علوى خان يك توله يا دو توله بگلقند عسلى دو توله بليسانند و بالايش شربت اسطوخودوس منضج چهار توله در عرق بادرنجبويه و عنب الثعلب هر يك نه توله داخل كرده بنوشانند و يا اين ماء الاصول دهند پوست بيخ باديان پوست بيخ كاسنى هر يك نه ماشه اصل السوس مقشر بيخ كرفس هر يك هفت ماشه فقاح اذخر انيسون هر يك چهار ماشه مويزمنقى يك توله اسطوخودوس نه ماشه انجير زرد چهار عدد بادرنجبويه پنج ماشه گلقند عسلى چهار توله سكنجبين عنصلى دو توله داخل كرده به كار برند . و غذا نخودآب بچه مرغ دهند و يا شوربا با نان خشكار و تا روز سوم جهت منع ماده و تقويت دماغ سركه كهنه و روغن گل و گلاب برابر كنند نيم‌گرم بر تارك بمالند و روز چهارم بزر البنج و قسط و جندبيدستر هر يك سه ماشه اضافه نمايند . و اين لخلخله ببويانند شونيز بريان و قسط تلخ و سنبل الطيب هر يك