محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

113

اكسير اعظم ( فارسى )

قوىتر باشد روغن بنفشه فزون‌تر از روغن گل كنند از بهر آنكه روغن گل مسكن درد زياده است و روغن بنفشه خواب آرنده‌تر و صعام كشكاب و مزورهء كدو بمغز بادام دهند . و آن را كه دماغ بجنبد اسطوخودوس و مغز مرغ خانگى و غيره دهند كه در علاج صداع تزعزعى بيايد و آن را كه خون بسيار رفته باشد و بن نبود زرده بيضهء مرغ نيم‌برشت و گوشت ماكيان دهند و صندل و سيب و به و گل سرخ و بنفشه و برگ مورد بويانند و اندكى كافور و آن را كه جراحت كوچك باشد برگ مورد خشك كوفته بيخته و اندكى مر آميخته بر جراحت نهند . و آن را كه جراحت بزرگ باشد ليكن به استخوان نرسيده باشد بر جراحت روغن گل بمالند و بدوزند و اين اكسيرين نهند صبر انذروت كندر هر يك ده درم دم‌الاخوين مر مكى هر يك پنج درم همه را سائيده به سفيدهء بيضهء مرغ بسرشند و موى خرگوش بدان آلوده بر جراحت گذارند . و اگر خشك بر جراحت بپاشند روا باشد و در هر روز يك بار بگشايند و به‌بندند تا آنكه صحت يابد و گرداگرد جراحت ضمادهاى مذكوره مانع ورم نهند و ضمادها و روغنها نيم‌گرم برنهند مگر آن را كه عقل شوريده باشد و حرارت سخت قوى باشد و باقى علاج در جايگاه حراحات يادكرده آيد . علاج صداع تزعزعى جهت امالهء ماده قبل از ورم فصد باسليق يا هفت اندام نمايند و بعد ورم رگ سررو گشايند و تليين طبيعت به آب كاسنى مروق و خيارشنبر و يا به مسهل بارد و يا به حقنه لين كنند . و اگر تب نباشد بحقنهء حاد و حب ايارج يا قوقايا نمايند و بعده باضمدهء مقويه چون صندل و فوفل و گل ارمنى و ريوند چينى و طحلب و آرد جو و باقلا ضماد سازند . و اگر برگ مورد و مرزنجوش و نمام و برگ انگور باريك ساييده ضماد كنند نيز نافع بود . و اگر در سر ورم باشد و تب نبود به مثل گلنار و عدس و پوست انار و گل سرخ و مورد و قصب الزريره و شب يمانى ضماد كنند و سيب و بهى و غيره اشياى خوشبو ببويند . و اگر تزعزع از ضربه باشد اسطوخودوس دو درم سائيده با جلاب و يا شربت عسل بخورانند و غذا به دماغ ماكيان و بزغاله و بره و گوساله سازند و بالايش قدرى آب انار ميخوش بدهند و به اغذيه و مزورات لطيفه كه در صداع حار گذشت غذا سازند و دعت و سكون و سكوت و نوم طويل بر فرشهاى نرم لازم گيرند . و بالجمله علاجش علاج سكته است . طبرى گويد كه علاجش فصد قيفال است اگر ممكن باشد و حل طبيعت اگر از آن مانعى نباشد و شميدن روائح طيبه مشاكل مزاج او در اين وقت و امر به خواب بسيار بر پشت و تسعيط به اين سعوط روغن خشخاش روغن بنفشه هر واحد يك درم شير دختران يك درم حضض مكى تازه به وزن دو شعبره در شير مذكور حل كرده در شيشه كرده بجنبانند تا يك ذات شود و به مقدار احتمال مزاج سعوط كنند . و تضميد سر به اين ضماد بگيرند آب بيد و شير دختران و باهم بجوشانند تا مختلط شوند پس صاف كرده در آن اندك حضض و خطمى و آرد باقلا و آرد جو حل كنند تا غليظ گردد بر سر ضماد نمايند . و اگر اين كفايت نكند و صداع باقى ماند امر بتغريق رأس به روغنهاى نيم‌گرم كنند هر روغنى كه باشد سواى روغن بلسان مگر آنكه مزاج او با اين الم ببرودت مستحيل گردد كه در اين صورت بر سر او روغن بلسان و روغن غار و روغن قسط و مانند آن استعمال كنند و بالغ‌ترين اشيا آنچه در اين صداع استعمال نمايند روغن نيم‌گرم است كه گاهى از سائر معالجات غنى ميگرداند . ابن هبة الله مىنويسد كه سبب تزعزع رأس خلط غليظ بارد است كه در مواضع خاليهء سر حاصل شود و اعراض آن ضعف حركت ارادى و احساس ثقل در سر و كدورت حواس است . و اين مرض منذر بحدوث سكته بود پس طبيب عند احساس حركت تزعزعى مبادرت كند به تنقيهء بدن از حبوب مخرج خلط غليظ مثل حب صبر و مانند آن و بعد تنقيه ماء العسل كه در آن اسطوخودوس مسحوق جوشانيده باشند بنوشند و جلنجبين بخورند و آبى كه در آن گل سرخ و عود و مصطكى پخته باشند بنوشند . و از امتلا و اغذيهء مرطبه و نافخهء غليظهء عسر الهضم حذر كنند و غرغره بسكنجبين عسلى و خردل نمايند و اغذيهء ملطفهء قليل الفضول مثل قلاياى لحوم طيور غير آجاميه تناول كنند و اعانت بهضم كنند و شراب كهنه بنوشند و مشك و غاليه و مرزنجوش ببويند و آبهاى ادويهء محلله بر سر ريزند و بپارچهء خشن سر را بمالند پس اگر طبع قبض بود حقنه به عمل آرند . و اگر غثيان محسوس گردد قى كنند بعد خوردن طعام زيرا كه آنچه از خلط غليظ در معده جمع شود از اين تدبير دفع گردد لا سيما بعد خوردن ترب و اطعمه مالحه چه از اين قى به سهولت مىآيد و دفع كيموس بر طبيعت اسهل مىشود از دفع آن بدون خوردن چيزى . و از علاج اين مرض غافل نشوند كه از اين تدبير ممكن است كه مريض از سكته متوقعه خلاص يابد باذن الله تعالى عز و جل علاج صداع نومى در اين صداع واجب است كه اول بعلامات مواد دريافت نمايند كه كدام خلط در بدن غالب است پس تنقيهء بدن و دماغ از آن ماده مكرر كنند به دستورى كه در اقسام علاج امراض دماغى مادى و صداع مادى مفصل مسطور شد و بعد از آن تعديل مزاج دماغ و تقويت آن باطليه و اضمده و مروخات و غيره حسب ماده نمايند و رماد گرم در سركه آميخته بر پيشانى و صدغين ضماد كردن بدين صداع نافع است . و بهترين رماد خاكستر چوب انجير است . و اگر هنگام بيدارى از خواب چيزى مسكن صداع بخورند صداع ساكن شود