محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
111
اكسير اعظم ( فارسى )
تب نباشد . و اگر حرارت بدون تب باشد خورانيدن حب مذكور ترك نكنند و از تنقيه چاره نيست تا از ورم ايمن گردد بعد از آن واجب است كه نگاه كنند اگر در آنجا جراحت باشد اولًا علاج آن نمايند و تعديل مزاج موضع اولًا به دست تا علاج قبول كند . و اگر جراحت نباشد بعد تسكين وجع تضميد موضع به ادويهء مقويه نمايند مثل اضمده كه آبهاى آنها آب مورد و بيد و روغنهاى آنها روغن مورد و سوسن و روغن گل باشد و اطلاط آنها اشيائى باشد كه در آن قبض لطيف و تحليل اندك بود مثل گل سرخ و اكليل الملك و قصب الزريره و بابونه و گل ارمنى و شب يمانى به شراب ريحانى . و گاهى اقتصار ميكنند بر ادهان اگر درد باقى بود و گاه استعمال آن نيمگرم ميكنند و گاهى به سبب درد و خوف ورم اندك سرد كرده به عمل مىآرند . و واجب است كه از حمام و شراب و غضب و مبخرات و مسخنات از اغذيه و ادويه حذر كنند . و اگر موضع بورم شروع كند در آن وقت لا بد است از استعمال قوابض قوى القبض و التبريد مثل پوست انار و گلنار و گل سرخ و به آب اينها نطول و بثفل آنها ضماد سازند بعد از آن بدوايى كه با وجود آن در آن تلطيف اندك باشد نقل نمايند مثل سرو دطرفه و به و كندر . و اگر ضربع تزعزع رأس پيدا كند مبادرت بخورانيدن اسطوخودوس به آب با شربت عسل بايد كرد كه از اين خلاص يابند . و بدان كه الم چون به حجاب دماغ رسد در آن خطر باشد و چون به سبب ضربه خون از دماغ خارج شود مغز سر ماكيان به مقدارى كه ممكن باشد بايد خورانيد و بالايش آب انار ترش اندك بنوشانند و چون ورم تحليل يابد تأخير در خورانيدن مغز تا روز سوم و بعد فصد نمايند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل مىنويسد هركه را از ضربه يا سقطه صداع عارض گردد بايد كه در امر او اولًا مبادرت به فصد سررو كنند و خون به حسب حاجت و قوت و سن برآرند . و اگر فصد به سبب سن و قوت و فصل ممكن نبود بايد كه حقنهء حاده استعمال كنند . و اگر تب باشد حقنهء لينه به عمل آرند و جذب ماده باسفل كنند تا بموضع علت نريزد بعد از آن به آبى كه در آن مورد و جوز السرو جوشانيده باشند نطول كنند و بدان تكميد نمايند . و اثل و آس و برگ سرو به اندك گل ارمنى ساييده ضماد كنند . و بپاره پشم كه در روغن گل نيم گرم تر كرده باشند تكميد سر نمايند . و از آفتاب و حمام و شراب و غصه و اغذيهء حاره و حريفه و مصدعه مثل جوز و شاهدانج و جرجير و بادروج و شراب قوى و ميفختج و مويز شيرين حذر كنند . و اين ضماد نمايند گل ارمنى پنج درم قصب الزريره و مغاث و ماش هر واحد سه درم بابونه و اكليل الملك هر واحد دو درم صبر يك درم مر يك درم همه را باريك سوده به آب مورد سرشته ضماد سازند . و ايضا آس و جوز السرو و بابونه و اكليل الملك و قصب الزريره هر واحد پنج درم قشار كندر دو درم گل سرخ چهار درم همه را در آب پخته بر سر ضماد كنند و آب او نيمگرم بر آن ريزند . و ايضا آب بيد و آب اثل و گل ارمنى و اكليل الملك و روغن گل آميخته ضماد نمايند . و اگر مورد تر كوفته بنضوج خوشبو ساخته ضماد كنند نفع بخشد . و اگر غشاى دماغ را از ضربه و سقطه ورم لاحق شود بايد كه روغن گل و سركهء نيم گرم بر سر ريزند . و اگر استخوان بشكند و غشاى محلل دماغ ظاهر گردد يا با وى درد شديد باشد با روغن گل سركه نياميزند بلكه روغن خالص نيمگرم يا روغن بابونه بر سر نطول كنند . و اگر با صداع سهر باشد روغن بنفشه يا روغن نيلوفر نيمگرم ريزند . و اگر از اين اختلاط ذهن حاصل شود خطمى و آرد جو و بنفشه و روغن گل به اندك سركه بر سر ضماد كنند . و بايد دانست كه سركه به روغن گل در ورم دماغ و غشاى او بهر آن مخلوط ميكنيم كه روغن گل را به باطن دماغ رساند و بدرقه كند به سبب لطافت خود نه بهر آنكه سركه ورم را نفع مىكند زيرا كه در آن نه تسكين است و نه تحليل نه در اورام حار و نه در بارد و در اورام بارد با وى فرفيون و غيره اشياى حاره استعمال ميكنند . [ طبرى ] طبرى گويد كه صداع عارض از ضربه و سقطه بر دو وجه است يا آنكه سر را الم رسد و شجه واقع نشود و يا شجه و الم آرد و الم در قلت و كثرت مختلف بود و شجه در خفت و شدت . و ايضا به حسب موضع مختلف باشد اما معالجهء شجه در شجاج سائر اعضا مذكور گردد و صداع عرض تابع شجه بود پس معالجهء شجه معالجهء صداع است غير آنكه با معالجهء شجه قصد بتسكين صداع حسب مزاج مريض كنند به تضميد و تكميد او به حسب آنكه در انواع صداع ذكر يافت و موافقترين اشيا براى كسى كه او را اين نوع صداع باشد تكميد سر به روغن گل گرم كرده است . و يا به روغن گل كه در آن قدرى مازو و لادن جوشانيده باشند اگر مزاج اين را واجب كند و الا اندك كافور به روغن گل اگر مزاج واجب كند و موم و روغن گل گداخته سفيدآب مغسول بر آن ريخته از آتش فرود آرند هرگاه نيمگرم بماند سفيدى بيضه اندكى آميخته بر هم زنند تا كه سرد شود بعده در هاون كرده بر آن آب سرد شيرين انداخته حل كنند پس آب را بريزند و مرهم بگيرند و بر تمام سر ضماد نمايند كه مسكن صداع و مفيد جراحت و ورم است . و اگر در آنجا جراحت نبود و نه رض و نه فسخ سببش تالم حجاب موضوع بر قحف در موضع سقطه يا ضربه باشد و اين بجميعه حجاب مؤدى گردد و علاجش بتسكين حرارت و تبريد بليغ مزاج جلد سر بآبها كه ذكر كرديم بايد كرد تا سر قوى گردد و مواد را قبول نكند بعده به چيزى كه محلل و ملين باشد مثل موم و روغن و يا آبهاى محلله مثل آب بابونه و اكليل الملك در آخر آن ضماد كند . و اگر مريض متحمل باشد فصد هر دو قيفال