ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

95

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

هرچند آشپزى ايرانى ساده به نظر مىآيد باوجود اين آشپزان هنرمند معدودند و حقوقى غير عادى دريافت مىدارند . اتاق مخصوص غذاخورى در خانه‌هاى ايرانى وجود ندارد ؛ ديگر اينكه ايرانيها پايبندى به وقت معينى براى صرف غذا ندارند ، بلكه هرگاه آقاى خانه ميل داشت و هروقت اشتها و كارها ايجاب كرد امر به چيدن سفره مىدهد . بلافاصله هياهو و آمد و رفت خدمه آغاز مىشود و هريك از آنها مىكوشد كه وظايف خود را انجام دهد . يكى از آنها سفره‌اى چرمين را كه روى آن كتان گلدارى گسترده‌اند روى فرش پهن مىكند . اين سفره هرگز شسته نمىشود و چربى و مايع از آن نمىگذرد . ديگران بر مجموعه‌هاى گرد مسين يا نقره‌اى ، كه با شال كوچكى پوشيده شده تا غذاها را در حين گستردن و حمل كردن گرم نگاهدارد ، خوردنيهاى گوناگون را مىآورند . دوريها و قدحهاى پر از پلو ، آبگوشت ، خورش ، كباب ، شربت ، دوغ ، ترشى و مربا ، سبزى و ميوه همه مرتب و منظم بر سفره چيده مىشود . ظروف مختلف به اندازه‌هاى غير عادى اغلب از چينى اصل است كه به علت علاقهء خاص ايرانيها به اين نوع ظرف ، مبلغ بسيار زيادى براى آنها پرداخته شده است . برنج بر روى دوريهاى مسطح كشيده مىشود و شكل هرم به خود مىگيرد ؛ روى خورشها را يك بند انگشت روغن گرفته ؛ شربت را در ظرفهاى گود مىآورند كه با هريك ، يك قاشق چوبى خوش تراش ، با دسته‌هاى بلند سوراخ سوراخ و زيبا ، همراه است . اين قاشقها را در نواحى كوهستانى نطنز و آباده ، به هنرمندى و سليقهء تمام مىتراشند . از قاشق و چنگال و ليوان آبخورى كلا خبرى نيست و چون براى غذا خوردن به دستهاى خود اكتفا مىكنند در حقيقت علتى هم براى وجود آنها نيست . همهء غذاها را يكباره مىآورند و چون كشيدن غذا حدود نيم ساعت به طول مىكشد در نتيجه هميشه غذا سرد خورده مىشود . ايرانى هم همين‌طور غذا را دوست دارد و تنها چيزى كه داغ نوشيده مىشود ، چاى است . همين‌كه مقدمات كار تمام شد صاحبخانه به علامت نشستن سر سفره با بانگ بلند مىگويد « بسم الله » . حضار چندك مىزنند يا پاى خود را به زيرشان مىگذارند و گرم كار مىشوند . طبيعى است كه زنان جداگانه در اندرون غذاى خود را صرف مىكنند . مطابق با آئين ميهمان‌دوستى حضور در سر سفره آزاد است و هركس مىتواند در صرف غذا شركت كند ، دست رد به سينهء كسى گذاردن امرى است ناشنيده ؛ حد اكثر آنكه نوكران كسى را كه مصدع است و نامطلوب از سر سفره دور مىكنند . به همين دليل تعدادى از دراويش و آشنايان هستند كه تنها به خاطر صرف غذا پيدايشان مىشود ؛ اين سور - چرانان را « خشك‌بند » مىنامند ، يعنى كسانى كه محكم به جائى مىچسبند و دست‌بردار نيستند . هرگاه يك اروپائى موقع صرف غذا سر برسد ايرانيها دست‌پاچه مىشوند . زيرا طرد وى با اصول نزاكت مطابقت ندارد ؛ پذيرفتن وى نيز با گرفتاريها و ناراحتيهائى توأم است ، زيرا اروپائى مسلمان نيست