ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
75
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كرده است ، از ديدن جوى آب روان بوجد مىآيد و در كنار آن زير درخت بيدى ، يا سپيدارى ، سايهاى پيدا مىكند تا بتواند در آنجا لقمهء نانش را بخورد و بهنگام تابستان شبها اطراق كند . حتى اگر وى در زمين محصورى ، چند درخت جنگلى يا ميوه و يا چند بوته گل سرخ ببيند ، فورا آن باغ را رشك بهشت و روحافزا مىشمارد و براى گفتن بيتى و شعرى مناسب مىداند . اما از اين حالت وجد و شور نبايد نتيجه گرفت كه دلش براى زيبائيها و جلوههاى طبيعت غنج مىزند ، ابدا چنين نيست . يك آتشفشان ، يك كوهستان مستور از برف ، شكلهاى خاصى كه صخرهها دارند و درهها ، هيچ توجهش را به خود جلب نمىكند . در اينجا نيز از اصل بگذاريم و بگذريم تبعيت مىكند ؛ درخت و جوى تا آنجا بر او اثر خاص مىگذارد كه در آنجا خنكى ، آسايش مطلوب و ارضاى حوايج نفسانى خود را تأمين كند . در قبال آنچه ما زيبائى طبيعت مىناميم ، كاملا بىاعتنا و خونسرد است . هيچ خانهاى در تهران پيدا نمىشود كه حياط نداشته باشد و هيچ حياطى پيدا نمىشود كه در آن باغچهاى و درختان بوتهمانندى نباشد . مردم متمول و محتشم سواى اين باغچه ، باغ نسبتا وسيعترى در داخل شهر دارند . البته باغچهبندى اين باغ دوم كاملا ساده است . چند خيابان در آن است كه در دو طرف آن چنار ، سپيدار ، زبان گنجشك ، نارون ، توت ، درخت ابريشم يا صنوبر و گاهى نيز كاج و ته « 32 » كاشتهاند . بوتههاى گل عبارتند از انواع گل سرخ و سفيد ، ياسمن سفيد و زرد ، ياس كبود ، بداغ و غيره . . . ايرانى بيش از هر قدر و اندازهاى كه تصور شود به گل دلبسته است ، منتها نمىداند آن را چطور پرورش دهد ؛ بدين دليل در باغ ايرانى فقط انواع گلهائى پيدا مىشود كه در بيابان خودرو است ، يا آنها كه در ازمنهء قديم از اروپا بدانجا آورده شده جنبهء بومى پيدا كردهاند . بيش از همه نرگس در چهار نوع مختلف ؛ بنفشه ، تاج خروس ، لاله ، گل سرنگون ، لاله عباسى ، سنبل ، سوسن ، ميخك و زنبق ايرانى و فلورانسى قابل ذكر است . از گلهاى پائيزى فقط بايد از گل داودى نام برد . ايرانى از ندانستن نام گلها و گياهانى كه نمىشناسد ناراحت نمىشود ؛ اگر از وى نام گل زيبائى را كه نمىشناسد بپرسيد آن را شاهپسند مىنامد و به گلهاى نازيبا گل هرز مىگويد . چمن سرسبز و شاداب و گياهان پرپشت را ، حتى با آبيارى مداوم هم ، نمىتوان عمل آورد ؛ بدين دليل يكى از زينتهاى اصلى باغهاى اروپا در اينجا وجود ندارد ، و به همين جهت مىكوشند با كاشتن نوعى يونجهء كوتاه اين نقيصه را رفع كنند . معمولا يونجه با شقايق درهم و مخلوط ديده مىشود و به شقايق نيز بسهو لاله مىگويند . معمولا مو را روى آلاچيق مىكشند . زمين تهران و اطراف آن براى روئيدن چنار بسيار مساعد است و چنار در اينجا بخصوص به زيبائى و با سرعت نمو مىكند . اگر قلمهاى از آن را در زمين فرو كنند همچون بيد به سرعت جوانه مىزند . چنار فوق العاده
--> ( 32 ) . در لغتنامهء دهخدا ذيل لفظ « ته » چنين آمده است : نامى است كه در اطراف شميران به درخت داغداغان دادهاند . - م .