ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
6
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
دكتر پولاك پس از رفتن از ايران بار ديگر نيز در شعبان 1299 به ايران آمد . اعتماد السلطنه در اين باره مىنويسد ( خاطرات . . . ص 197 ) : « شنبه 7 شعبان 1299 . . . حكيم پولاك كه تازه آمده است ديده شد . . . بيست و دو سال است كه از ايران رفته بود . تازه آمده است به جهت بعضى اكتشافات تاريخى . . . به اتفاق طولوزان و حكيم پولاك اقدسيه رفتيم . . . شاه آمدند . با حكيم پولاك خيلى مهربانى كرد [ ند ] . . . » سه مطلب ديگر نيز توسط محبوبى اردكانى از وقايع اتفاقيه ذكر شده كه طرز كار دكتر پولاك را روشن مىكند . مطلب اول كه عينا از آن روزنامه نقل شده بدين قرار است : « معلم علم طب و جراحى عاليجاه موسيو پولاك نمساوى ، مترجم او محمد حسين خان قاجار . بيست نفر شاگردان اوست و در كمال نظم و خوبى تحصيل مىنمودند تا اينكه علم تشريح را كه در ساير مدارس دول خارجه از قرار تقرير معلم در يك سال تحصيل مىنمايند در سه ماه فارغ شدند و بعد از آن شروع به علم معرفت ادويه و اسباب و علامات معالجه نموده و اكنون به مقامى رسيدهاند كه معلم ايشان بنا دارد در هفتهء آينده آنها را به مريضخانه برده كيفيت معالجه را بياموزند و در اين اوقات معلم ايشان قرار داده كه هر وقت در شهر معالجهء غريبى از قطع و كسر و ساير اعمال يد جراحى مىكنند دو نفر از شاگردان قابل صاحب نشان و سه نفر ديگر از ساير همراه خود مىبرد و به ايشان مىآموزد كه در كار خود مهارت كامل بهم برسانند . » ( وقايع اتفاقيه مورخ پنجشنبه پنجم ربيع الاول 1269 نمرهء نود و هشتم ) دو مورد ديگر كه نقل به معنى است چنين است : « شاگردان قسمت طب به دستيارى دكتر پولاك در سال 1269 هنگام بروز و با به خدمات درمانى مشغول شدند و هميشه سه نفر از ايشان به هر عيادتى كه استادشان مىرفت همراه وى مىرفتند . گاهى به حكم ضرورت از شاگردان مدرسه براى مأموريت به ولايات فرستاده مىشدند . كتابهائى كه معلمين مدرسه تأليف مىكردند غالبا به وسيلهء شاگردان مدرسه ترجمه مىشد . مطبعهء مدرسه را خود شاگردان اداره مىكردند و هر درسى كه استاد در مدرسه املا مىكرد و ترجمه مىشد فورا چاپ مىنمودند و ظاهرا نخستين كتابى كه ترجمه و چاپ شد « تشريح بدن انسان » تأليف دكتر پولاك بود كه در روز يكشنبه