ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

57

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تعبيه شده و در وسط آن برشى از طول به چشم مىخورد و در طرفين آن آجرهائى براى قرار دادن كف پا كار گذارده‌اند . ايرانى در حال نشسته ادرار مىكند زيرا از آلوده شدن جامه و نجس شدن خود بيم دارد . هيچ‌چيز ديگر اروپائى براى وى آن‌قدر نامطلوب نيست كه ايستاده ادرار كردن او و اينكه همچون مسلمانان خود را با آب يا در صورتى كه در بيابان آب نباشد با خاك يا با سنگ تطهير نمىكند . آنها با بىشرمى تمام ، با بر زبان آوردن نام قسمتهاى پنهانى از بدن ، حتى در مجالس معتبرى كه از مردان و زنان تشكيل شده است ، اروپائيها را در اين مورد سؤال‌پيچ مىكنند و پاى بحث را در اين باب به ميان مىكشند . در دورهء فتحعلى شاه صدراعظم وقت از سفير يك كشور مقتدر راجع به اين مطلب توضيح خواست و با درشتى خاص انگليسى مآبانهء طرف سؤال خود مواجه شد . در كتاب به ارث « 13 » سياح مشهور انگليسى ( ، 376 ) چنين آمده : « با راحتى تمام و به صورتى كه مرا سخت به خنده مىانداخت « آگيد بوركو » از يكى از عادات كفار ، كه با رسم اروپائيان متمدن منطبق است ولى در ديدهء مسلمانان سخت ناپسند مىباشد ، سخن مىگفت و يادآور مىشد كه اگر اروپائيها از اين رسم خود دست برندارند به سهولت ممكن است كه متعصبين مطلب را به قيمت جان آنها تمام كنند ؛ منظورم عادت به حال ايستاده ادرار كردن است . » در ايران هم ، وضع بر همين منوال است . شاهزاده اقبال الدوله كه تبعهء انگليس و از خاندان سلطنتى هند بود در سر راه سفرش به اصفهان به قريهء نطنز وارد شد . هرچند كه وى مسلمانى تمام عيار بود به دليل بيمارئى كه داشت ناگزير شد به حال ايستاده ادرار كند . بلوائى برپا شد ، مردم به وى سنگ پرتاب كردند و يكى از همراهان شاهزاده به سختى مجروح شد ؛ من وى را كه از ناحيهء سر زخم خطرناكى برداشته بود در اصفهان معالجه كردم ؛ بر اثر دخالت سفارت انگلستان دولت ايران بعد ناگزير از معذرت‌خواهى شد . براى اثبات خطاكارى و بىاعتنائى يكى از ايرانيان مقيم پاريس به مبانى دينى به شاه سعايت كردند كه وى گوشت خوك مىخورد و ايستاده ادرار مىكند . پس از قضاى حاجت ، ايرانى بدن خود را با دست چپ مىشويد و سعى مىكند كه دست راستش آلوده نشود و پاك بماند . به همين منظور هركس آفتابه‌اى از مس با خود برمىدارد يا حمل آن را به نوكرى وامىگذارد . هيچ‌كس به سفر يا حتى گردشى كوتاه نمىرود ، مگر اينكه اين آفتابه را با خود داشته باشد . قانون شرع اين است كه هركس حتى المقدور عمل تخليه را در كنار جوى آب يا در خود آب انجام دهد « 14 » . در نتيجه در پناه سايه ، هيچ جائى نمىتوان يافت كه آلوده نباشد . حتى مواضعى هم كه ممكن است مورد

--> ( 13 ) . Barth ( 14 ) . اين يكى از همان حرفهاى بىمعنى است كه خارجيان مىگويند . در بسيارى از مواضع كه صحبت از شرع و قوانين آن به ميان مىآيد ، نويسنده بر اثر جهل به ياوه‌گوئى مىپردازد . - م .