ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

52

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

هرگز به تعمير اين پنجره همت نمىگمارند ، چون اين كار بر خلاف اصول مورد قبول ايرانيهاست . در بدترين حالت در زمستان سوراخ ارسيها را با كاغذ مىگيرند و از اينجا اين ادعا پيدا شده كه پنجره‌سازى يكى از هنرهاى موروث ايرانيان است « 7 » . در طول روز تقريبا پنجره هيچ بسته نمىشود و اين در نظر اروپائيان عجيب مىآيد كه در زمستان با پنجرهء باز شاهد سوختن بخارى باشند . از آن گذشته بستن پنجره هم با وجود سوراخها و شكافهاى فراوان كه دارد سعى نامشكورى است . هرچند كه طبقات تهيدست با منقلى از ذغال افروخته خود را گرم مىكنند ، باز از بركت چفت و بستهاى ناجور در و پنجره‌ها ، مىتوان گفت كه مواردى از نوع خفگى از گاز ذغال تقريبا به هيچ روى پيش نمىآيد ؛ و نيز به علت وجود همين نقص است كه بوى نامطبوع در اتاقهاى ايران به آن اندازه كه در اروپا در اتاقهاى فقيران هست ، آزاردهنده نيست و به همين جهت هم خنازير بندرت ديده مىشود و از امراض سرماخوردگى در آنجا تقريبا خبرى نيست . براى جلوگيرى از سرايت سرماى 2 تا 5 درجه از پرده‌اى بلند استفاده مىكنند كه تمام ديوار را پوشانده است . در از دو لنگه تشكيل مىشود كه آن را با نقوش هندسى ، تصاوير پرندگان و حيوانات ديگر به زيبائى نقاشى كرده‌اند . معمولا در ، آستانه‌اى دارد به ارتفاع حد اقل يك پا ، و بلندى چنان كم است كه معمولا اروپائيها كه به چنان چيزى عادت ندارند هنگام ورود با سر ، يا با ساق پاى خود با آن تصادف مىكنند « 8 » . در بر لو لا سوار نيست ، بلكه روى پاشنه مىچرخد و نه با قفل و بست بلكه با زنجير و در قسمت بالا با كلون بسته مىشود . از اين گذشته در طول روز بستن در معمول نيست ؛ و با وصفى كه از ساختن در كردم ، بستن آن هم مفيد فايده‌اى نمىتواند باشد . براى حفظ نزاكت جلو هر درى پرده‌اى آويزان است كه در مورد فقرا جنس آن پنبه‌اى و سبك است و در خانهء اعيان از شال ايرانى يا هندى . با باز كردن همزمان درها و پنجره‌ها هوا بدون مانع و رادع از همهء

--> ( 7 ) . صدراعظم كه مىخواست امير توپخانه را سركيسه كند بهانه‌اى پيدا كرد و از وى خواست كه كليهء اسناد مربوط به محاسبات سى ساله‌اش را به دفترى ارائه دهد . اين مرد بيچاره كه به زحمت از عهدهء نوشتن برمىآمد سخت متوحش شد و چون بطور متواتر از وى خواسته مىشد كه اسناد را ارائه دهد ، سرانجام گفت : « پس ناچار بايد همهء پنجره‌ها را از جا بكنم و به اينجا بياورم چون صورت حسابها به جاى شيشه به پنجره‌ها چسبانده شده » . تحفه‌اى به مبلغ پنج هزار تومان كار را فيصله داد و رنج حمل و نقل پنجره‌ها را منتفى كرد . بهترين چسبى كه در ايران به كار مىرود سريش است و آن ريشهء گياهى است كه در دره‌هاى مرتفع به فراوانى مىرويد . ( 8 ) . اروپائيانى را ديده‌ام كه به سبب تصادم با معجر در دچار ضرب‌خوردگى و حتى تكان مختصر مغزى شده بودند . اما هيچ‌گاه چنين اتفاقى براى ايرانيها رخ نمىدهد ، زيرا به طرز ساختمان اين‌گونه در عادت كرده‌اند و چون كلاه بلندى بر سر مىگذارند با افتادن آن از سر متوجه كوتاهى در مىشوند . از اين گذشته به پيروى از رسم عمومى به هنگام ورود به فضائى تنگ سر را عقب مىگيرند تا بتوانند مانع موجود را ببينند .