ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

512

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تسميهء اعلام جغرافيائى « 1 » 12 وقوف بر معناى اعلام و اصطلاحات جغرافيائى براى هر مسافرى كه به ايران مىرود و اصولا براى هركس كه با جغرافيا و اتنولوژى آسيا سروكار دارد واجد اهميت بسيار است . علاوه بر اين تحقيق در سرزمينهائى كه عنصر ايرانى از آن نشأة گرفته است يا مناطقى كه بعدها در آن استقرار يافته غير قابل اجتناب است . نام مواضع و آباديها از تاريخ آنها گرفته شده به صورتى كه هركس معناى آنها را بداند از پيش مىتواند آگاه شود كه در جستجوى چه چيزى بايد باشد يا چه چيز در انتظار اوست ؛ از اين گذشته وى قادر خواهد شد كه اشتباهها و انحرافهاى آن دسته از سياحان را كه به زبان مملكت آشنائى نداشته تنها به مسموعات خود اكتفا ورزيده‌اند ، تصحيح كند . اين را مىتوان به عنوان قاعده‌اى پذيرفت كه نامها يا هجاى آخر نامهائى كه در مناطق مختلف تكرار مىشود داراى معناى خاصى است يا با يكديگر ارتباط دارد . مثلا نام نورس « 2 » چه در شمال و چه در جنوب كشور ديده مىشود و در عمل نيز مسلم است كه قسمتى از اين طايفه شمالى در گذشته‌اى نه‌چندان دور به جنوب مهاجرت كرده است . ديگر آنكه به هنگام نفوذ و دخول طوايف ترك - تاتار و عرب بعضى از نامها از زبانهاى آنها به عاريت گرفته شده است ؛ ولى به‌هرحال اين اسامى هرگز كلمات ايرانى را به صورت كامل از ميدان بدر نكرده‌اند ، بلكه با كلمات ايرانى تركيب شده‌اند ؛ مثلا در كلمهء تلخ‌سو ، تلخ فارسى و سو تاتارى است ؛ يا به آخر اسامى ايرانى يك هجاى تركى متصل شده است مانند خدابنده‌لو . در آذربايجان اسامى تركى و در ولايات خوزستان و سواحل خليج فارس نامهاى عربى

--> ( 1 ) . آنچه در اين فصل به نظر مىرسد حاصل غور و تحقيق مؤلف است در نحوهء تسميهء اعلام جغرافيائى ايران و بديهى است كه از يك طبيب اتريشى كه با زبان‌شناسى سروكار مستقيم نداشته بيش از اين توقع نبايد داشت ، و به همين دليل از برخورد با سهوها و خطاها در اين مختصر در شگفت نبايد شد . به‌هرحال مترجم عين متن را بدون هيچ دخل و تصرف به فارسى برگرداند و گاه نيز از اظهارنظر در حاشيهء صفحات خوددارى نورزيد . اين نكته قابل يادآورى است كه فضل تقدم دكتر پولاك را در اين زمينهء بكر از خاطر دور نبايد داشت . - م . ( 2 ) . در اصل Nuris . - م .