ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
506
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
براى مرزدارى در انزلى ، واقع در ساحل خزر ، مستقرند و از اهالى طالش هستند به تب از بين مىروند . حتى از فوج لاريجان كه از اهالى كوهنشين دماوند واقع در چهارميلى تهران تشكيل شده است ، وقتى به تهران منتقل گرديد در اثر ابتلاى افراد آن به تب و تيفوس فقط كمتر از يك عشر برجاى ماند . از تعداد كثير زائران كربلا كه هرساله از گيلان حركت مىكنند يك سوم آنها نيز به ديدار مجدد خانه و زندگى خود توفيق پيدا نمىكنند و به همين دليل هم ، در رشت مىگويند كه چاووش در گوششان سرود مرگ مىخواند . سياهپوستانى كه به ايران وارد مىشوند به هيچ وجه قدرت تطابق با محيط آن را ندارند . اينها در سىسالگى به سل درمىگذرند و اين مرضى است كه تقريبا هيچ صدمهاى به بوميها نمىزند ، زنانشان پس از زايمان درمى گذرند و كودكانى كه در ايران بوجود آوردهاند همه ضعيف و عليلند و بدون استثنا طعمهء نرمى استخوان و خنازير مىگردند . اين نكته را نيز قبلا يادآور شديم كه بسيارى از انواع حيوانات به منطقهء معينى سخت وابستهاند و مثلا گاوميش مازندران در جلگه ، و گوسفند دنبهدار ، شتر ، قاطر و الاغ در سواحل خزر دوام نمىآورند و اسبهاى خاص جلگه به آب و هواى باتلاقى عادت نمىكنند و برعكس . بسيارى از اروپائيها قدرت مقاومت بسيار ذخيره دارند و در سال اول اقامتشان گرماى آفتاب سوزان را خيلى بهتر از بوميها تحمل مىكنند و شكوه و گلايهء آنان را از ضعف و نقاهت ، معمولا بريشخند مىگيرند . اما خيلى زود قوه و قدرت آنان رو بكاستى مىگذارد بخصوص هنگامى كه بدان غره مىشوند و تأثيرات زيانبخش اقليمى را بمبارزه مىطلبند . پس از اقامتى طولانىتر درمىيابند كه هم گرما و هم سرما آنها را خيلى بيشتر و گزندهتر از اهالى مملكت زير نفوذ خود مىگيرد . بههرحال تب ، اسهال خونى و و با سه خطر اساسى و اصلى است كه غير بوميها را در معرض تهديد قرار مىدهد . براى اجتناب از اين مخاطرات يا كماثرتر كردن آنها بايد چنين شخصى تدابير خاصى را به كار بندد كه من قسمتى از آنها را ضمن شرح اين بيماريها به موقع خود برشمردهام و در اين مقام مىخواهم كه همه را يك - جا به اختصار باهم تلفيق كنم . تصور مىكنم محق باشم كه در اينباره سخن بگويم چه نه تنها تجربيات متعدد و مكرر پزشكى در اين مورد را در اختيار دارم بلكه خود نيز تقريبا به همهء بيماريهاى ناشى از تطابق با محيط مانند تب متصل كاذب ، اسهال خونى و سالك دچار شدهام و ابتلاى من به اين بيماريها و بخصوص تب از اين جهت بوده است كه يا فاقد اطلاعات لازم ابتدائى دربارهء آنها بودهام يا از به كار بستن تدابير لازم كوتاهى كردهام . پيش از هر چيز هر بيگانه بايد با علائم و جريان بيمارى و طرز معالجهء ثمربخش آن بيماريها آشنا بشود تا آنكه ناگهان چشم بسته غافلگير نشود . زيرا اقسام تب در مشرقزمين با علائمى سواى آنچه در ممالك شمالى رايج است ظهور مىكند و از اين قبيل است مثلا بىاشتهائى يا احساس