ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
502
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
من فقط يك اروپائى را مىشناختم كه ده سال در اين مملكت بسر برده بود و توانسته بود از مرض و با شفا يابد . طاعون هيچگاه در مملكت ايران پا نمىگيرد . در سالهاى 1829 و 1830 ( 46 - 1244 ه . ق ) طاعون از عثمانى به ايران وارد شد و در بعضى از مناطق ساحلى درياى خزر چنان بيداد كرد كه آن نقاط آلوده از سكنه خالى شد . بيماريهاى چشم . در بعضى از ولايات مانند خوزستان ، لار و در شهرهاى متفرق مانند قم ، كاشان ، اصفهان تعداد بيماران چشم به نحو جالب توجهى زياد است . اما در تهران كمتر ديده مىشود . نابينايانى كه بر اثر ابتلا به آبله بينائى خود را از دست دادهاند در همه جا فراوانند . مهمترين بيماريهاى چشم اينها هستند : كجى و برگشتگى مژگان و زيادى مژگان « 63 » ، كه هر دو اغلب به كورى منتهى مىشود ، و من چندين صد مورد آن را طبق روش مشهور يگر « 64 » با كاميابى عمل كردهام ؛ تراخم يا گوشت زياده و كلفتى پلك كه ايجاد سبل و لكههائى در قرنيه مىكند ؛ التهاب عنبيه كه هم ممكن است از عواقب سيفليس باشد و هم خود به خود در رابطه با التهابهاى روماتيسمى چشم ايجاد مىشود و در پائيز حتى جنبهء همهگير پيدا مىكند و تعداد كثيرى چسبندگى و تحدب مثلث قرنيه « 65 » بجا مىگذارد ؛ نزول آبمرواريد بخصوص نزد زنان . با نزول آب سياه و آب سبز نسبتا بندرت مواجه شدم ، با آماسهاى خونى و لمفاتيكى Angioma در چشم چهار بار و غدهء نرم و بدخيم ابرى شكل Fungus يكبار برخوردم . اطباى ايرانى تراخم را با سائيدن تكهاى قند بر روى پلك معالجه مىكنند ، در مورد سبل قطعهاى مدور از ملتحمه را از دور قرنيه چشم برمىدارند . در مورد درمان التهاب عنبيه و چشمدردهاى روماتيسمى بايد به تركيبات جيوهاى متوسل شد . شقاقلوس اصطلاحى است كه ايرانيها آن را براى قانقارياى عضوى « 66 » به كار مىبرند و تقريبا در اطراف و اكناف كشور ، چه در نقاط مرتفع و چه در مناطق پست ساحل درياى خزر ، ديده مىشود و من به نحو چشمگيرى زياد در شهرهاى قزوين و همدان بدان برخوردهام : بعد از دردهاى چندين ماههء روماتيسمى كه بخصوص شبها شديد است ، در يكى از قسمتهاى انگشت بىحسى ديده مىشود و بلافاصله پس از آن قانقاريائى ظاهر مىگردد كه آهسته پيش مىرود تا به جائى كه عضو به كلى مىافتد . ظاهرا در اينجا ديگر بيمارى بر طرف شده است . اما پس از مدتى باز شقاقلوس در انگشتى ديگر يا انگشت پا بروز مىكند و ديگر بار آن عضو را مىخورد . در بسيارى از موارد كه شقاقلوس به كف پا يا كف دست هم سرايت كرد
--> ( 63 ) . Trichiasis , Distichiasis ( 64 ) . Jaeger ( 65 ) . Staphyloma گويا مرادف باباقورى باشد . - م . ( 66 ) . Gangraena sensilis