ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
499
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
فقط جنبهء تخليهاى دارد . اين هم ممكن است كه پس از تجويز مقدار زيادى گنهگنه ، تب با شدت و حدت بيشترى ظاهر شود ؛ اما در چنين حالتى تقريبا با اطمينان مىتوان گفت كه يا حملهء بعدى به كلى متوقف مىشود يا به حالتى فوق العاده خفيف درمىآيد كه با تجويز مقدارى كم گنهگنه به كلى از بين مىرود . هرگاه عرق كه در اثر خوردن گنهگنه مدتى بند آمده است دوباره به صورت مرتب ظاهر شود ديگر بايد گفت كه اميد به شفاى عاجل بيمار مىتوان داشت . هنگامى كه تجويز گنهگنه اثرى نداشت يا اين دارو به بيمار نمىساخت من گاه اسيد ارسنيك تجويز مىكردم و نتيجه هم موفقيتآميز بود . گاهى نيز Vinum Corticis « 54 » بسيار مفيد فايده مىشد بخصوص در مقابله با درد معدهاى كه از تبلرز حاصل مىگرديد . شراب خود در بيمارانى كه به نوشيدن آن معتاد نيستند سريعتر از ساير داروها به مرتفع كردن ضعف ناشى از تب كمك مىكند . تنقيهء شراب در حملات شديد تب كه همراه با سرماسرما و لرز طولانى است بسيار مفيد است . برعكس بايد از تجويز رگ زدن در هريك از انواع اين تب بشدت پرهيز كرد . رگ زدن باعث بروز ضعف و نقاهت كامل مىشود و موجب مىگردد كه يك تب ساده ، تبديل به نوع موذى آن بشود . به همچنين دادن مسهل در حين ضعف ، زيانبخش است چه به ايجاد حملات جديد تب و همچنين بروز اسهال خونى خفيف كمك مىكند . در درمان آماسهاى طحال و كبد كه خيلى سفت نشده باشد سواى گنهگنه و Decotum Corticis « 55 » و شراب از تجويز آهن به مدت طولانى نتايج بسيار موفقيتآميز ديدم كه همچنين در مقابله با عوارض ديگر بيمارى و عودت تب اثر درمانى فوق العاده دارد . تمرينهاى ورزشى مداوم مانند ژيمناستيك و يورتمه رفتن در جذب مجدد تصلبهاى طحال و غدد بسيار مؤثر است . براى آنكه مطلبى هم دربارهء درمان و داروهاى معجزآسا گفته باشيم اين نكته را يادآور مىشويم كه وسايل ايجادكنندهء تهوع و فى المثل بلعيدن حشرات در مورد تبهاى سادهء سبك ممكن است فوايد مختصرى داشته باشد . اينكه رفتن به زيارت در معالجهء تبلرز سودمند است از آنجا توجيه مىشود كه بيمار با رفتن به زيارت تغيير آب و هوا مىدهد كه خود البته بيفايده نيست . هرگاه تب در بيماران اروپائى ساكن ايران قطع نشود و از بين نرود ، يا پس از قطع چندين ساله باز دوباره حمله را از سر گيرد بايد اين امر را نشانهاى صادق از آن دانست كه قوهء مقاومت بدن در برابر تأثيرات مسموم
--> ( 54 ) . در هيچيك از مراجع ذكرى از اين دارو يافته نشد . ظن مترجم اين است كه مراد از آن عرق بيد باشد . - م . ( 55 ) . شايد منظور از آن جوشاندهء پوست بيد باشد . - م .