ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
472
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
وطن خود برخورده است . اما در عمل ، ايجاد تكمه ، عدم بروز تب ، ظهور قرحه به صورتهاى خاصى كه برشمرديم ، تشكيل اثر زخم و رنگ تيرهء آن همه و همه گوياى اين مطلب است كه بيمارى به سل پوستى نزديك است نه به دمل . بههرحال اين تكمه چون زودتر و ديرتر خودبخود درمان مىشود بايد از شمار قرحههاى خوشخيم محسوب گردد . همچنين چرك از سطح به عمق سير مىكند ، نه برعكس بطورى كه هرگاه زخم را خيلى زود بسوزانند جاى زخم تقريبا همواره باقى مىماند كه رشد موى قدرى از آن متوقف شده ، اما هرگاه قبلا سلولهاى زير جلدى مورد حمله قرار گرفته باشد ، ديگر چنين چيزى امكانپذير نيست . تحقيق در مورد كشف علل ايجاد اين بيمارى تقريبا به نتايج كاملا منفى منجر مىشود . هرگاه علت را در شرايط اقليمى جلگههاى مرتفع بجوئيم زود پى مىبريم كه اين بيمارى در منطقهء كمارتفاع و پست بغداد هم بومى است ، از طرف ديگر در منطقهء مرتفعتر آذربايجان ( تبريز ) و در سرزمينهاى مرطوب و پست سواحل مازندران هيچ نشانهاى از آن در دست نيست . از طرز تغذيه هم مطلبى كه قابل اتكا و استناد باشد حاصل نمىشود ، اگر رواج آن را در بغداد در اثر خوردن خرما فرض كنيم ( تسميهء عاميانهء خرماچيبانى يعنى غدهء خرما ) باز مىبينيم كه در شهرهاى بسيارى از ايران كه خرما در آنجا كم مصرف دارد مردم بدان مبتلى مىشوند و در عوض در مصر كه اين قدر مصرف خرما زياد است سالك از نوادر محسوب مىشود . اينكه كودكان و زنان به تعداد بيشترى از مردان بدان مبتلى مىشوند از آن جهت است كه اين دو گروه پوستهائى لطيفتر و بىمو دارند و اين خود باعث تماس بيشتر مىشود . اينكه بيمارى در خارجيها بيشتر در دستها و پاها ظاهر مىشود مىتوان آن را در اثر سائيدگيهائى كه بر اثر سوارى حادث مىشود و از اين طريق آلودگى تسهيل مىگردد دانست . بروز بيمارى در حوزههاى جغرافيائى محدود و بستگى آن به بعضى مناطق معين ، چيزى است كه در سالك و ساير بيماريهاى بومى مانند جذام ، سنگ مثانه ، پيوك و تراخم مشترك است . بههرحال اين اندازه را مىتوان قطعى دانست كه سالك يك بيمارى مزاجى نيست بلكه مرضى است موضعى و محلى كه بخصوص با خنازير و همچنين تحريكات لمفاتيكى قرابتى ندارد و وضع و حالت مزاج به هيچ وجه در ابتلا يا عدم ابتلاى به آن مؤثر نيست . هرگاه آمادگى براى ابتلا وجود داشته باشد به نظر مىرسد كه اوضاع و احوال زير كمك به واگيرى آن مىكند . اين بيمارى همانطور كه قبلا گفتيم فقط يكبار عارض مىشود و اين خود يكى از خصوصيات بعضى از بيماريهاى واگير است . در مواضعى كه در اثر جريان چرك به آن آلوده شود تكمههاى تازهاى ايجاد مىشود ؛ حتى در اثر تماس بسيار زياد زخم با دست ممكن است زخم به يكى از انگشتان نيز منتقل شود . در اندرون مردم متمول كه بچهها كمتر با كودكان ديگر در تماسند سالك بندرت ديده مىشود ، در