ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
459
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بيشتر فقط براى به كار انداختن آرواره است و بس « 16 » . من در ترشحات مخاطى و ساير بيماريها آن را به جاى تربانتين خودمان تجويز مىكردم ، چه اين امتياز در آن بود كه به هيچ وجه در عمل هضم ، اختلال ايجاد نمىكرد و ديگر اينكه چون به سهولت قابل انعطاف است مىتوان آن را به آسانى با ساير داروها چون كبابهء چينى ، مواد آهندار مخلوط كرد و به صورت حب درآورد . انزروت « 17 » كه به آن كنجيده ، اكروهه و همچنين خال فارسى مىگويند ، صمغى است كه در گذشته در اروپا هم بسيار مصرف مىشد و اين خود ترشح درخت انزروت است . در طب ايرانى هنوز هم استعمال دارد بخصوص در بيماريهاى چشم . برحسب اطلاعاتى كه در شيراز كسب كردم ، اين صمغ از درختچهاى در ولايت لار ، كازرون و عربستان بدست مىآيد . از اسم اين ماده و از قيمت ناچيزى كه دارد مىتوان حكم كرد كه محصولى است ايرانى . گروه دوم شامل گياهانى از تيرههاى مختلف مىشود . چهار نوع اصلى در اين دسته وجود دارد كه از آنها يكى در شيرينىپزى و سه نوع ديگر در داروسازى مصرف مىشود : 1 . گزانگبين « 18 » شيرهء سه گياه مختلف است . بهترين نوع آن گز خوانسارى از بوتهء گونى است كه در ناحيهء گلپايگان و خوانسار نزديك اصفهان مىرويد ؛ آن را از روى ساقه مىتراشند ؛ در نتيجه با خردههاى برگ و ساير قسمتهاى گياهى مخلوط است كه به كمك حل كردن آن در آب و تبخير ، از اين مواد اضافى پاك مىشود . جنس درجهء دوم آن در شرق اصفهان و در موضعى كه زايندهرود به كوير مىپيوندد و همچنين در كرمان مىرويد . در لبنان هم گويا بوتهء گزانگبين ترشح داشته باشد . در ساير مناطق هرچند كه من به دفعات با اين بوتهها مواجه شدهام ، نديدهام كه شيرهاى از آنها تراوش كند . سومين و رايجترين انواع آن از درخت بلوط در كردستان جارى مىشود . در مناقب اين درخت مىگويند كه هفت حاصل با ارزش ببار مىآورد يعنى : ميوهء بلوط كه لرها از آن نان مىپزند ، يا آن را به صورت كباب كرده همانطور كه در اروپا رايج است مىخورند ؛ جفت براى دباغان ؛ مازو ؛ سه مادهء مختلف ديگر كه باز در تهيهء چرم مصرف دارد و ظاهرا موجد
--> ( 16 ) . قندرون نيز يكى از اين جائيدنيهاى طرف توجه است و زنان عشايرى لر در اصفهان آن را از غليظ كردن آب شنگ ( Scorzonera ) بدست مىآورند . بدين ترتيب مادهاى حاصل مىشود سياه و سفت و كائوچوك مانند كه حل نمىشود اما در اثر جائيدن نرم و قابل انعطاف مىگردد . يادداشت مترجم : Scorzonera نام علمى بلقك است و در اين كتاب قبلا نيز ذكر آن آمده ، در تمام مراجع كه در اختيار مترجم بود هيچ كجا بلقك را با شنگ يكسان نشمردهاند . ( 17 ) . Sarkokola ( 18 ) . Tamariskenhonig