ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
441
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
براى يك قليانى كاركشته كه دود فرو برده را مدتى در ريه نگاه مىدارد و بعد آن را آهستهآهسته از دهان و بينى بيرون مىدهد ، پنج تا شش پك كافى است كه او را سر « كيف » بياورد . كيف به حالتى مىگويند كه از زمانى كه عمل تخدير در شرف آغاز است ، تا مدتى كه فرد سرمست هنوز هوش و حواس خود را از دست نداده ادامه مىيابد و شخص در حال نشأه است ، يعنى بهترين حالت شرقيها . مرحلهء بالاتر از آن « غشى » است كه همان مستى واقعى است . كسى كه به اين مرحلهء اخير رسيده باشد داراى نفرتانگيزترين منظرههاست : همچون كسانى كه دچار صرع گرديدهاند ، چشمها از حال عادى خارج مىشود به نحوى كه فقط سفيدى آن ديده مىشود ، آب از دهان بيرون مىزند ، دستها و پاها بىاختيار دچار حركاتى تشنج مانند مىشود تا سرانجام وى در خوابى مرگآسا فرو مىرود . بندرت مردانى را ديدهام كه از اعتدال كيف خارج شوند ؛ اغلب زنان حرم و نوكران بىكار و بىعار هستند كه در اثر ملال ، به مدتى طولانى و مكرر قليان مىكشند و از اين رهگذر دچار غشى مىشوند . افراط در كشيدن قليان باعث ايجاد نزلهء قصبة الريه و امفيزم مىشود كه اين ناراحتيها با در نظر گرفتن كيفيات اقليمى خشك و گرم ايران ، و عادت ايرانيان به گرفتن رژيم شير الاغ در بهار روى هم رفته به حد خطرناكى اين بيماريها در اروپا ، نمىرسد . بههرحال موارد سختى هم از اين بيماريها ديده مىشود و بيشتر شدت اين مرضها در اواخر پائيز مشاهده مىشود نه در ماههاى زمستانى . كثرت و شدت اين بيماريها بيشتر در شهرهاى صنعتى كاشان و اصفهان چشمگير است . برحسب دفتر يادداشتهاى روزانهء من در طول اقامت كوتاهم در آنجا با موارد امفيزم و سينه درد و همچنين بزرگ شدن قلب ، تنگى نفس و بيمارى كبود كه از عواقب آنهاست دهبار بيش از مدت اقامت نهسالهام در تهران و حوالى آن برخوردم . هرچه براى كشف علت آن كوشيدم تلاشهايم به جائى نرسيد . به محض بروز بيمارى نزلهء قصبة الريه بايد از كشيدن قليان كاملا دست كشيد زيرا ادامهء كشيدن قليان باعث بروز حملات سبك خفگى مىگردد ؛ حد اكثر آنكه بتوان اجازه داد بيماران طرف صبح چند پكى به قليان بزنند تا بر اثر آن سرفه بگيرد و خروج خلط تسهيل شود . اين را كه در ايران سل ريوى فوق العاده نادر است مىخواهم در اثر تمرينات تنفسى منظم ، شستشوى منظم سلولهاى فوق العاده ظريف ششها با بخار تنباكو و خروج خلط در اثر امفيزم و لاجرم به علت كشيدن قليان قلمداد كنم و در نتيجه معتقدم كه كشيدن قليان به حال كسانى كه استعداد ابتلا به سل دارند بسيار مفيد است . به همچنين مىتوان قليان را به عنوان وسيلهاى براى وارد كردن بعضى داروها به بدن توجيه كرد ، چه با فرو بردن بخار تنباكو و تماس بلاواسطهء آن با مخاط مىتوان به تأثيرى سريعتر بر اعضاى بدن دست يافت تا انواع ديگر جذب دارو . مثلا من خود شاهد بودم كه چگونه با كشيدن دود جيوه مىتوان پيشرفت ويران كنندهء بيمارى سيفليس را متوقف