ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
408
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كرد و گليم خود را از آب بيرون كشيد . دكتر كورميك انگليسى ، طبيب شخصى عباس ميرزا بىاندازه طرف اعتماد وى بود . در خراسان به بيمارى نوبه دچار شد و درگذشت و تقدير نيز چنين خواست كه مخدوم وى نيز چند ماه بعد به دنبال او روان شود . طبيب مخصوص محمد شاه يك نفر فرانسوى بود به نام لابا خان « 10 » . وى كاملا راه تسلط بر اين شاه نقرسى را مىدانست ، اما دو سال پس از انتصابش به اين سمت به بيمارى ورم كبد درگذشت . سلف بلافصل من در خدمت ناصر الدين شاه يعنى دكتر كلوكه در اين مملكت به مرگى نابهنگام درگذشت . من تنها فردى هستم كه از اين ميان جان سالم بدر بردم و به اروپا بازگشتم . يكى از مصيبتهاى حكيمباشى به شكار رفتن است . خوب ديگر اين رسم رايج است كه تمام خرگوشهائى كه به دست شاه شكار شده است بايد براى حكيمباشى فرستاده شود ، چه ايرانيها به علت آنكه گوشت خرگوش مكروه است ، از خوردن آن ابا دارند . حالا چون آورندگان خرگوش در ازاى هر خرگوش توقع هديهاى شايسته دارند ، و تعداد خرگوشهاى صيد شده در هر شكار به نود بالغ مىشود ، ديگر مخارج اين كار را حدس بزنيد براى من به چه رقم هنگفتى سر مىزند . وقتى ، در كنار شكارگاه شاه چادر زدم ، و از هر شاخهء بيدى كه روبهروى چادرم بود ، خرگوشى آويختم . شاه هنگامى كه با اسب از مقابل چادر من مىگذشت ، پرسيد : اين ديگر چه جور ميوهاى است ؟ و من در جواب دو پهلوى خود گفتم « بارگران از دست مبارك » . شاه ظاهرا عرايض مرا حسن تعبير كرد ، چه در غروب همان روز باز بارگران ديگرى از خرگوش به من هديه داد . يكى از سرفرازيهاى خاص طبيب آن است كه از سر سفرهء شاهانه كاسهء غذائى برايش بفرستند . حتى گزنفون نيز ( تربيت كورش ، فصل دوم ) از اين رسم شاهان ايران باستان ياد مىكند : « هرگاه وى ( شاه ) مىخواست به يكى از دوستانش حرمتى خاص بگذارد كاسهء غذائى از سفرهء خويش برايش مىفرستاد . حتى در اين روزگار نيز تمام دنيا در حق كسى كه شاه از خوراك خود برايش چيزى فرستاده است ، حد اكثر احترام را مرعى مىدارد ، چه همه باور دارند كه اين شخص مورد توجه و مرحمت خاص است و قادر است به هرچه آرزو كند دست يابد . » فقط تعداد اندكى طبيب خاص نظام وجود دارد كه به آنها « حكيم فوج » مىگويند . قسمتى از آنها به صورت دائم و قسمتى ديگر بهطور موقت و آن هم براى دورهء يك مأموريت معين در اختيار فوج گذارده مىشوند . معمولا براى طول دورهء مأموريت يك طبيب همراه قشون مىكنند ، چه دولت فقط به حال سربازان قادر به جنگيدن علاقهمند است و آن را كه زخمى و مجروح است به حال خود وامىگذارد و چنين سربازى بىكمك و ياور در صحنهء نبرد باقى مىماند و در اينجاست كه طرف پيروز سر از تنش جدا مىكند ، تا پس از
--> ( 10 ) . Labat