ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

396

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

طبيب و مداوا 7 كارآموزى و سواد ناقص اطباى ايرانى . اطباى يهودى . معلومات طبى مردم عادى . محكمه . مشاوره‌ها . جراحان . دلاكان . شكسته‌بندها . تلقيح . طب قانونى . كحالها . ماماها . اسب - پزشكها . اطباى اروپائى . حكيم‌باشى . اطباى نظامى . مدعيان طبابت . عطارها . درآمد اطبا . طب عاميانه . تنقيه ، منضجها و مسهلها . معالجات مخصوص بهار . چشمه‌هاى آب معدنى . اصول نظرى طب . علل موجد بيماريها . داروها . شفا گرفتن . نبض . رگ‌زنى . زالو . حجامت . داغ و فتيله‌گذارى « 1 » . طبيبهاى ايرانى كه حكيم هم به آنها مىگويند ، خيال مىكنند علم مداوائى را در اختيار دارند كه با مقتضيات خاص سكنهء ايران ، و شرايط آب‌وهواى آن مطابقت دارد و با طب اروپائى ، يا به عبارت ديگر فرنگى ، كاملا متفاوت و مختلف است ؛ اينها اصلا نمىدانند كه اطلاعات مختصر طبى آنها چيزى نيست جز پرتوئى و گاه تصوير مسخ شده‌اى از علم امراض جالينوسى كه از آن هم فقط قالب را به عاريت گرفته‌اند نه محتوايش را . به همين دليل شاگردان من به محض اينكه پا به مطب خود مىگذارند ، به سود خود مىشمارند كه خود را علامهء دهر در طب اروپائى و ايرانى اعلام دارند . در بين افراد متعددى - چه زن و چه مرد - كه به كار طبابت اشتغال دارند فقط تعداد بسيار اندكى هستند كه درس تخصصى را در اين رشته خوانده‌اند يا نوشته‌هاى فارسى و عربى در اين زمينه را مىشناسند . وقتى كار كسى بالا مىگيرد كه چند فرمول نسخه را حفظ كند ؛ و همهء معلومات داروشناسى اين افراد اغلب محدود مىشود به اينكه اسم چند داروى عطارى را كه در دكه هر عطارى هست ، بدانند . از تحقيقات و مطالعات گياهان و معدنيات در زمينهء تاريخ طبيعى ، مشخصات و قوت و ضعف آنها به هيچ وجه صحبتى در ميان نيست . خلاصه بگويم كه طب امروزى ايران منحصرا مبتنى است بر ضوابط و معيارهائى كه در روزگاران كهن وجود داشته است ، بىآنكه هيچ‌چيز بر آن افزوده شده باشد .

--> ( 1 ) . در برابر لغت آلمانى Haarseil كه معادل آن در فرانسه و انگليسى Seton مىشود ، در فرهنگ اصطلاحات طبى و داروئى تأليف شليمر در فارسى « خوش » ذكر شده است . در هيچ‌يك از مراجع ديگر اين لفظ مشاهده نشد . به‌هرحال به معنى اليافى است كه بهم مىپيچند و به كمك آن چرك را از جراحت بيرون مىكشند . - م .