ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

392

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مىشود پيشه‌ور جوان در جائى مستقر مىشود ، زن مىگيرد و ديگر چون ماشينى خودكار سرگرم پيشه‌اش مىگردد تا نان خود و خانواده‌اش را دربياورد . پيشه‌وران اصفهان و كاشان از سايرين باهوشترند و بسيارى از آنان هم به ساير شهرها مهاجرت مىكنند و در اين شهرهاست كه با كسب و كار پردرآمد دچار انحطاط مىشوند و در تن آسانى بقيه شركت مىكنند . نديدم پيشه‌ورى را كه از نظر تمكن به بالاتر از حد متوسط ارتقا يابد . حكاكان تنها صنفى هستند كه به حق مىتوانند ادعاى استادى داشته باشند و بيش از همه در اين ميان زرگران و ميناكاران شيراز قابل ذكرند . شاه داراى ظروف ميناكارى و بخصوص قليانهاى فوق العاده هنرمندانه‌اى است كه همين اواخر آنها را ساخته‌اند ؛ همچنين تخت طاووس كه در ايام اخير مرمت شد كتيبه‌ها و اسليميهاى بسيار دل‌انگيزى را كه با طلا و مينا فراهم شده است ارائه مىدهد . معمولا صاحبان پيشه‌اى معين يك بازار يا راسته را به خود تخصيص مىدهند كه به نام آنها ناميده مىشود ، مثل بازار كفاشان ، علاقه‌بندها و غيره . آزادى كامل كسب وجود دارد و هيچ اجبار صنفى در كار نيست مع هذا استادان هر پيشه‌اى رئيسى براى خود برمىگزينند كه موسوم است به « باشى » و او حفظ منافع عمومى آن صنف را متقبل مىشود . برجسته‌ترين مراكز كارخانه‌ها و صنايع عبارت است از : اصفهان ، كاشان ، يزد ، كرمان ، شيراز ، همدان ( چرم ) و تبريز . در رشت واقع در ساحل درياى خزر « 8 » قدرى ابريشم فراهم مىشود و همچنين قلاب‌دوزيهاى تميز و هنرمندانه روى پارچه توليد مىكنند . پايتخت مملكت يعنى تهران هيچ صنعتى به مقياس وسيع ندارد ، پيشه‌وران آنجا به زحمت از عهدهء تهيهء احتياجات خود شهر برمىآيند . تجارت با استثناهاى محدود در دست بازرگانان ايرانى است . در بين كليهء مشاغل و اصناف تجار از همه محترم‌ترند ؛ خيلى بندرت ممكن است به دارائى و مال تجار تجاوز و دست‌درازى كنند . دولت از ايجاد مزاحمت براى آنان پرهيز دارد درحالىكه صاحبان ساير مشاغل و حرف بدون هيچ استثنائى گرفتار آنند . در تمام طول اقامت نه ساله‌ام هيچ موردى از آن مشاهده نشد كه مال تاجرى را ضبط و مصادره كرده باشند . سعدى مىگويد : سه چيز بىسه چيز پايدار نماند : ملك بىسياست و علم بىبحث و مال بىتجارت . از اين سه اصل ظاهرا فقط سومى در ايران صدق مىكند ؛ زيرا ملك بىسياست بسيار پابرجاست و بحث هم فراوان مىكنند بىآنكه از علم چيز زيادى در كار باشد . بازرگان ايرانى در زندگى خود سادگى را بسيار رعايت مىكند . هرگاه ثروت سرشارى هم داشته باشد باز از تجمل مىپرهيزد زيرا هرگاه به تجمل رو كند از اعتبارش نزد همكاران كاسته مىشود ؛ بدون اينكه خدمه وى را مشايعت كنند در كوى و برزن راه مىرود ، فقط به يك زن اكتفا مىورزد ، از

--> ( 8 ) . رشت در ساحل درياى خزر نيست . - م