ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
37
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بانگ برداشته بود « چشم شاه حضور يابد » . بيشترين نفوذ را « ميرزاها « 17 » » يا « اهل قلم » بر دولت اعمال مىكنند ؛ همهء وزرا ، مستوفيان و غيره از ميان اين جماعت برگزيده مىشوند . نفوذ آنان بر قدرت تمام صنوف ديگر مىچربد ، حتى بر نظاميان . ميرزاها اغلب مردمى هستند از طبقات عامه كه نوشتن و خواندن مىدانند و از امور جارى سر درمىآورند و بر اثر تصادف ، لياقت ، انعطاف يا توصيه به برترين مقامها مىرسند و به گردآورى مال و منال مىپردازند . در اين ميان بيشترين سهم از آن مردم تفرش است . هرگاه اينان به منصبى برسند حتى شاهزادگان خاندان سلطنت نيز از نظر منزلت به پاى آنان نمىرسند و اغلب به عنوان متقاضى و حاجتمند به درگاه آنها روى مىآورند . درست است كه اغلب حكام از شاهزادگان هستند ، اما در جوارشان يك نفر ميرزا هست با عنوان وزير كه ادارهء امور را زير نظر دارد ، به حسابها مىرسد و غالب اوقات قسمت اعظم « مداخل » را مىگيرد . درست است كه حكام مالياتها و عوارض را در ولايات وصول مىكنند ، اما در عين حال در محل اقامت خود زير نظر يك مستوفى هستند كه آنها را تحت فشار شديد مىگذارد ، پس ناگزيرند مبالغى را كه از راه سركيسه كردن مردم به چنگ آوردهاند با يكديگر قسمت كنند . صاحب منصب قشون پرداختن مزد سربازان و تدارك زندگى قواى تحت فرمان خود را به عهده دارد ، اما بازرسى كار در مقر وى به عهدهء يك ميرزاست كه به او « لشكرنويس » مىگويند و وى در جيره با سربازان « شريك » است . تعداد سادات يعنى اعقاب پيغمبر اكرم اقلا به يك پنجاهم كل نفوس مملكت بالغ مىشود ؛ آباديهائى هست كه در آنها منحصرا سادات زندگى مىكنند . در كليهء صنوف مىتوان از سادات سراغ گرفت : روحانيون ، كارمندان ، پيشهوران ، روستائيان و غيره كه با بستن كمربندى يا به سر گذاردن عمامهاى به رنگ آبى « 18 » يا سبز از ديگران مشخص هستند . اينها اغلب داراى ظاهرى هستند كه تبار عربى آنان را آشكار مىكند ؛ مع هذا من خود سيدى را ديدم - وى به عنوان سفير از بخارا به تهران آمده بود - كه كاملا نژاد مغولى داشت . كافى است كه پارچهاى سبز به كمر ببندند تا در غربت سيد شمرده شوند . ترديد در اصل و نسب آنها كفر است ، زيرا در چنين حالتى حتى در يك لحظه هم كه باشد شما در حلالزادگى يكى از اعقاب پيغمبر ( ص ) شك كردهايد . چون سادات اغلب از مجازاتهاى قانونى مصون هستند ، پس بسيارى از مردم شياد و بدكار خود را در سلك آنان وارد كرده به جعل شجرهنامهها دست زدهاند . به همين جهت هم هست كه اين ضرب المثل رواج يافته : « كار ابريشم خودبخود كارى است مشكل على الخصوص كه ابريشم از مكه هم آمده باشد « 19 » . » بخصوص اروپائيها بايد از نزاع با اين طبقه از مردم بپرهيزند زيرا در غير
--> ( 17 ) . كلمهء ميرزا در اين مورد قبل از اسم قرار مىگيرد مثلا ميرزا يوسف كه با يوسف ميرزا به معنى شاهزاده يوسف تفاوت دارد . ( 18 ) . در متن به همين صورت آمده است . - م . ( 19 ) . عين مثل را نيافتم . - م .